|
|
|||||||
|
|
انترناسيونال ۲۴۴ از ميان سئوالات جلسه اينترنتي هفتگي حميد تقوايي
نقاط ضعف جنبش سرنگونی چیست؟
این متن بوسیله ناصر احمدی پیاده و تایپ شده است.
رامان ( سعید اصلی): شما در متن توضیحاتتان زمانی که داشتید از همسویی ناسیونالیسم و اپوزیسیون راست بطور کلی در قبال "جنبش سرنگونی" صحبت میکردید، راجع به امکان ایجاد تغییرات اساسی در جامعه نکاتی را بیان کردید، و البته به اینهم اشاره کردید که کارها و وظایفی بر دوش ما میباشد که شاید لازم باشد با بیان دیگری و با ورژن دیگری به این بحث نیز پرداخته شود اما نکته من اینست که بپرسم که شما نقاط ضعف این جنبش سرنگونی را چگونه تبیین میکنید؟ منظورم اینست که پیروزی یا عدم پیروزی این جنبش را بطور مشخص به چه چیزهایی مربوط میدانید که در این رابطه از امکان تغییرات اساسی تر جامعه صحبت کردید؟
حمید تقوایی: منظورمن از تغییرات اساسی زیر و رو کردن نظام موجود است و دقیقا همین مساله است که نیروهای اپوزیسیون راست، حتی بخشی که خود را سرنگونی طلب میداند، با آن مخالف است. به نظر من اکثریت عظیم مردم ایران خواهان این تغییر اساسی یعنی زیر و رو کردن کل نظام موجود هستند. بخشی از این مردم فعالند و به حرکت درآمده اند و جزو فعالین جنبش سرنگونی هستند ولی اکثریت عظیم تری هستند که گرچه ممکن است هنوز به حرکت در نیامده باشند ولی خواست و میلشان همین است. ما در برنامه های زنده تلویزیون کانال جدید که در دو هفته اخیر شروع شده این نارضائی عمیق و عمومی مردم از وضعیت موجود را کاملا میبینیم و این یک برآورد کاملا واقعبینانه و درستی است که بگوئیم اکثریت بالائی از مردم خواهان تغییر بینادی وضع هستند. این برنامه ها بروشنی نشان میدهد که اکثریت مردم چطور در شرایط وخیمی زندگی میکنند و معتقدند که این حکومت قادر به دادن کمترین خواسته های آنها نیست و باید برود. در حرکاتهای اعتراضی هم این را می بینیم. مثلا در حرکت بارز و رادیکال مردم آریا شهر، و یا حرکت اعتراضی ١٣ آذر امسال و یا ده ها مورد دیگر از این نوع اعتراضات، ما میبینیم که مردم ایران شعار های خیلی روشن و رادیکالی طرح میکنند مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی را نمیخواهیم و این حکومت باید برود. معیشت و منزلت و آزادی و برابری شعار این جامعه است.
این حرکتهای اعتراضی اجزاء جنبش سرنگونی هستند و نشان میدهند که این جنبش تا چه حد چپ و رادیکال است و معترض به وضعیت موجود از یک موضع انسانی و سوسیالیستی است. به این دلایل است که من معتقدم مردم خواستار تغییرات اساسی در جامعه هستند. این راهم باید بگویم که این خواست بخاطر این نیست که حزب ما یا برنامه یک دنیای بهتر حزب این خواستهای رادیکال را مطرح کرده است. این حرف دل خود مردم است و از مسائل و درد واقعی اکثریت عظیم مردم نشات میگیرد. نقش حزب ما اساسا این است که این جنبش اعتراضی را نمایندگی میکند و در جهت دهی به آن و شفاف و رادیکالیزه شدن آن حول شعار آزادی و برابری و انسانیت و رفاه و همچنین رفع موانعی که بر سر راه این جنبش است نقش فعالی ایفا کرده است. تلاش حزب ما اینست نیروهای ملی مذهبی و راست در اپوزیسیون نتوانند با توسل به تعصبات مذهبی و قومی و ناسیونالیستیی و غیره سر مردم را به طاق بکوبند و مبارزات آنها را منحرف کنند و یکبار دیگر جنبش و اعتراضات انقلابی مردم را تحریف و خفه کنند و بشکست بکشانند. این کوشش همیشگی حزب ما بوده است و جامعه هم به این سیاست ما پاسخ مثبت داده است و در نتیجه امروز علیرغم همه سرکوبگریهای رژیم و تشبثات نیروهای راست، اعتصابات و اعتراضات رادیکال و وسیع کارگران و جوانان و زنان و بخشهای مختلف مردم را شاهد هستیم.
و اما گفتید که نقاط ضعف جنبش سرنگونی چه مواردی هستند. در این رابطه باید بگویم که اساسی ترین نقطه ضعف جنبش سرنگونی اینست که سازمانیافته نیست و هنوز رهبری واحدی پیدا نکرده است و طبعا یک جنبشی بدون سازماندهی و بدون رهبری به جایی نمیرسد. ما از یک جامعه کوچکی صحبت نمیکنیم بلکه از یک حرکت عظیمی در یک جامعه ٧٠ میلیونی صحبت میکنیم. و در مقابل یکی از خونخوارترین و وحشی ترین حکومتهایی قرار داریم که دنیای معاصر بخود دیده است. بنابراین این یک حرکت عظیمی است و سازماندهی و رهبری میخواهد. اگرچه در هر دو این سطوح در جامعه پیشرفتهایی انجام گرفته ولی این هنوز کافی نیست. باید طوری قوی و قدرتمند شد، باید طوری سازمانیافته و یکپارچه حرکت کرد که تمامی نیروهای راست در حکومت و در اپوزیسیون، دولت آمریکا و دولتهای غربی، و کل ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قادر نباشند حرکت عظیم مردم را منحرف کنند و یا در مقابل نیروی مردم بایستند و آنرا درهم بکوبند. این کاملا ممکن است.
در همان انقلاب ٥٧ که چپ در آن بسیار ضعیف بود و نه حزب سیاسی خودش را داشت و نه برنامه خودش را و نه نیرویی در رهبری اعتراضات بحساب میامد، با اینحال میبینید که بورژوازی را به چنان روزی انداخت که هنوز هم که هنوز است با بحران حکومتی روبروست و نمیتواند به یک حکومت با ثبات سیاسی در جامعه شکل بدهد. در نتیجه میتوان گفت که امروز که چپ بسیار بیشتر از دوره ۵۷ در جامعه نفوذ دارد و یکی از نیروهای اصلی و تعیین کننده چپ جامعه همین حزب کمونیست کارگری است، بطریق اولی این کاملا امکانپذیر است که با بر طرف کردن دو ضعف اصلی جنبش انقلابی مردم یعنی سازماندهی حرکات اعتراضی واعمال رهبری این حرکت عظیم مردم را به پیروزی رساند.
آرمان آزادی و برابری و رفاه، دولت شورایی، و اعمال اراده مستقیم قدرت مردم، آزادیهای بی قید و شرط سیاسی و غیره، یعنی همان آرمانهایی که میشود گفت انقلاب ٥٧ حول آنها شکل گرفت امروز بوسیله حزب کمونیست کارگری و برنامه یک دنیای بهتر نمایندگی میشود. این مهمترین فاکتوری است که نشان میدهد مبارزات مردم این بار میتواند پیروز شود. این حرکتی است که ما به آن میگوییم جنبش سرنگونی، و فکر میکنم که هر آدم سیاسی که اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را بشناسد متوجه میشود که نمیتوان تفکیک چندانی بین حرکت و جنبش سرنگونی مردم و کل حرکت چپ و حزب کمونیست کارگری قائل شد، و بعبارت دیگر براحتی میتوان دید که نبض این هر دو تاحد زیادی باهم میزند و هردو اینها تاحد زیادی یک جهت را دارند طی میکنند. این واقعیت نشاندهنده خصلت چپ و انقلابی حرکات اعتراضی مردم و زمینه ساز تقویت و پیشروی هر چه بیشتر و در نهایت پیروزی جنبش سرنگونی است. * |