بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

دورنمای تحولات روابط رژیم اسلامی  با نظام سرمایه جهانی و جایگاه کمونیزم کارگری

از: سعید صالحی نیا

salehinia@aol.com

(قسمت دوم)

10 می 2008

مقدمه:

در بخش اول مقاله ام به تاریخ 26 آوریل 2008(1)، تلاش کردم به مسئله ای بپردازم که دورنمای تغییر مناسبات جهانی بعد از جابجائی قدرت در حکومت آمریکا  طی چند ماه آینده پیش روی جنبش انقلابی در ایران قرار خواهد داد.

توضیح دادم که حکومتهای آمریکا و رژیم اسلامی بخاطر بقای منافع و موجودیت خود تلاشی را که سالهاست برای کنار آمدن با هم شروع کرده اند، با روی کار آمدن جناح دموکرات حاکمیت آمریکا تشدید خواهند کرد. این پروسه گرچه با مشکلات گوناگون و مقاومتهائی جدی ساختاری این دو رژیم و مقاومت مردم ایران همراه خواهد بود و نتیجه آن قابل پیش بینی نیست، اما تنها راه چاره این دو جریان ارتجاعی است.

در بخش اول این مقاله توضیح دادم که جایگاه جنبش کمونیزم کارگری را نباید از شرط بندی روی شکست پروژه ادغام و همکاری این دو جریان ارتجاعی بیرون کشید. بحث من این بود که خود این پروژه بحرانزاست، فقر آفرین است. آینده را از اکثریت جامعه می گیرد و لزوم انقلاب سوسیالیستی را بیشتر از گذشته در دستور جامعه قرار می دهد. در این بخش سعی می کنم این بحث را بیشتر بشکافم:

 

چرا مسئله ادغام و متعادل شدن را باید جدی گرفت؟

نتیجه گیری من در ژانویه 2008و همین امروز اینست که باید این تحولات را دقیق بررسی کرد و سازماندهی سوسیالیستی پائین کشیدن رژیم اسلامی را جدی تر دنبال نمود. مشاهده من اینست که پروسه تلاش برای متعادل کردن و ادغام رژیم اسلامی در نظام سرمایه جهانی نزدیک به دو دهه است شروع شده و عروج جنبش های مطالباتی ده سال گذشته ، خودش بازتاب همین تلاشهای حاکمیت است. روند ورود کالاهای خارجی و ورشکستگی وسیع صنایع "ناکارآ" از جمله صنایع نساجی و اتوموبیل و حتی نفت و تعطیل کردن این صنایع از همان سالهای شروع ریاست جمهوری رفسنجانی شروع شد. حاکمیت اسلامی به این نتیجه قطعی رسید که نمی تواند دست تنها اعمال قدرت کند و باید در اقتصاد "جهانی سرمایه ادغام شود". این ادغام از سوی سرمایه جهانی شرطش این بود که روند "خصوصی سازی"، "قطع سوبسیدهای دولتی" با برنامه دنبال شود و کنترل دولت بر واردات کالا برداشته شود. موج عظیم بیکارسازیها نزدیک به یک دهه گذشته نتیجه همین سیاست است و طبعا در سوی مقابل بزرگترین جنبش اعتراضی کارگری را به همراه داشتهو خود پیدایش تشکلهای کارگری کارگران بیکار ریشه اش در همین روند دائم بسته شدن کارخانه ها و صنایعی است که دیگر در ادامه آنها سرمایه داری سودی نمی بیند. درست مشابه آنچیزی که در کشورهای صنعتی از جمله آمریکا شاهدش هستیم.

نظام سرمایه جهانی برای کشورهای خاورمیانه تعیین تکلیف دیگری کرده. قرار نیست این کشورها مراکز صنعتی و کاربر شوند و "ادغامشان" در نظام سرمایه، به معنی همان "ادغامی نیست" که ادغام چین یا هندوستان داشت. خاورمیانه بطور کلی قرارست نقش پمپ بنزین و گاز جهان را بازی کند و وارد کننده کالا بماند.

بیش از دو دهه "جنگ اسلام سیاسی" با حکومت آمریکا، گذشته از سودهای سرشار تبلیغاتی این دو ، ضررهائی نیز برایشان بهمراه داشته. مهمترین این ضررها برای حکومت آمریکا افتادن در باتلاق نظامی و سیاسی خاورمیانه است و برای رژیم اسلامی، عروج جنبش مطالباتی که دارد هر روز بیشتر به چپ سرنگونی طلب و سوسیالیستی عروج می کند. این مسیر دیگر برای هیچکدام سودی ندارد. ادامه بیابد، رژیم اسلامی پائین کشیده می شود و کشتیبان احساس کرده که سیاستی دیگر لازمست.

این حکم مشخص بود که حکومتهای سرمایه داری به رغم تضادهای ایدئولوژیکشان وقتی پای عروج جنبش سوسیالیستی بمیان بیاید که طبعا در خاورمیانه در ایران حبس نخواهد شد و اثر دامینو در منطقه و دنیا خواهد گذاشت، با هم کنار خواهند آمد و دعواهای واقعی یا زرگری خود را کنار خواهند گذاشت. منافع آنها اینرا ایجاب می کند. همان منافعی که مدت دو دهه جنگ "سردی" را ایجاب می کرد، در حضور جنبش سوسیلبیستی، "همزیستی مسالمت آمیز" دستور کارش قرار خواهد گرفت.

 

"بحران اتمی "، موضع "ضد امپریالیستی" آیا موانع جدی برای ادغام هستند؟

از همان ابتدای شروع سر و صدای "بحران اتمی" بین رژیم اسلامی و حکومت آمریکا معلوم بود که این بازیها تبلیغاتی است. کسی که کوچکترین آشنائی به سابقه این هیاهوها داشته باشد، متوجه می شود که اینها دعواهای روی صحنه است. حکومت آمریکا مشکلش هیچوقت"سلاح اتمی" نبوده. مشکلش رژیم یاغی است!

چین باشی، هند باشی، اسرائیل باشی یا حتی پاکستان، مهم نیست سلاح اتمی داشته باشی. کره شمالی هم اگر باشی، اگر منافع ایجاد کند زیر سبیلی در می دهی و نقی می زنی وقتی همین دیکتاتوری ایدئولوژیک با افتخار تست سلاح اتمیش را اعلام می کند ، می روی پی کارت!

"ضد امپریالیستی" بودن هم که همه می دانند مصرف داخلی دارد!

از این "ضد تر ها" مدتها هست هم سفره حاکمان آمریکا هستند! از زاویه حکومت آمریکا کافی است یاغی نباشی، نقشت را بپذیری . بعدش برو مردمت را بکش، سلاحت اتمیت را بساز و هارت و پورتت را هم برای مردمت ادامه بده. تاریخ دوران بعد از جنگ دوم که هیچ، قبل از آن هم پر از این خیمه شب بازیهاست!

 

می گویند : رژیم اسلامی از هویت می افتد اگر ادغام شود. مردم می کشندش پائین!

من می گویم تنها شانس ماندن رژیم اسلامی همین ادغامست و سر براه شدن! رژیم اسلامی بخاطر "هویتش" سر کار نیست که ترسی از نبود "هویتش" داشته باشد! بزور تفنگ و پاسدار آنجا ایستاده. برای پاسدارهایش هم که "احکام ثانویه دارد" که می فرماید، همه ارزشها، نماز و روزه و مسلمانی می تواند فدای مصلحت حاکمیت اسلامی شود! باز تاکیید می کنم، برویم ماجرای "نوشیدن جام زهر" را خوب بررسی کنیم.

رژیم اسلامی اتفاقا با ادغام خود و حفظ ظواهر "اسلامی" مدتهاست دارد با "بی حجابی" و بی عفتی طبقه مرفه جامعه ایران خوب می سازد. مشکلش بی حجابی و بی عفتی زحمتکشانست و آنها که پول ندارند و گرنه خدای اسلام هم در خدمت پولست!

طبقه مرفه و متوسط بالای جامعه اتفاقا بسیار خوشحال خواهند شد که "حاجی خامنه ای" فتوائی در زمینه صلح با کفار صادر فرموده" و زیر نظارت "حکومت اسلامی" روابط با شیطان بزرگ عادی شود!

اگر حکومتهائی "ضد امپریالیست" مثل چین، شوروی، کره شمالی و قبیله ای از این حکومتهای ایدئولوژیک از "هویت" افتادند، این رژیم اسلامی هم از "هویت" می افتد! خیر. نمی افتد. خدایش سرش را می اندازد پائین، فتوا صادر می کند و همه محرمات دیروز می شوند عین صواب!

 

چه منافعی پشت تلاش برای ادغام برای رژیم اسلامی خوابیده؟

ما کمونیستها همیشه از این تعیین منافع شروع می کنیم. سیاست، ادامه مستقیم همین "منافع" و پروسه آنست.

منافع رژیم اسلامی در ادغام اینست که بماند. جنبش انقلابی سوسیالیستی را اگر ما وجودش را قبول داریم و جدی می بینیم، طبعا اینها در حکومت هم دیده اند و جدی خواهند گرفت. طبعا می روند کنار هم طبقه ایهای خودشان قرار می گیرند. "شیطان بزرگ" را بی خیال می شوند وقتی ببینند که انقلاب سوسیالیستی در راهست!

من دقیقا بخاطر دیدن همین عروج سوسیالیزم خواهی و جدی گرفتن آنست که می بینم منافع بلافصل هر دو قطب ارتجاعی یعنی اسلام سیاسی و حکومت آمریکا در راس سرمایه جهانی ایجاب می کند که در کنار هم قرار گیرند.هر چه گامهای انقلاب محکمتر شود، "نزدیکیهای اینها" بیشتر خواهد شد.

 

نتیجه گیریهای متضاد، تحلیلهای متضاد

در کمپ هواداران سوسیالیزم همین امروز، نگاهی دارد شرط بندی می کند که لازم نیست. شرط بندی روی اینکه این ادغام نمی شود. روی اینکه اینها با هم سازش نمی کنند. "تضادها" آنتاگونیستی هستند. کمونیزم کارگری را این گرایش می خواهد از درون این شرط بندی بیرون بیاورد.

من می گویم چنین شرط بندی نه علمی است و نه ممکن. من منافع این دو گرایش اسلام سیاسی و سرمایه غرب را آنجا که بحث از جدی شدن سوسیالیزم و انقلاب بمیان بیاید کاملا یکی می بینم.

نمونه اش، همگرائی واضح این دو زمان انقلاب 57 بود. هر زمان دیگر هم که انقلاب جدی شود، دوباره آخوندها می شوند پسر عموهای قدیمی."جنگ سرشان" می شود "دوران همزیستی مسالمت آمیز"!

کمپ فراریان از سوسیالیزم خواهی هم همین واقعیت گرایش به ادغام را می بینند اما "نتیجه گیریشان" طبعا این خواهد بود که به سیاست رفرم عقب بنشینند. اعلام می کنند که "راست دست بالا را دارد". تسلیم می شوند!

 

برای فراریان از سوسیالیزم، سیاست را بالائی ها تعیین می کنند و پائینیها کارشان اینست که مرتب خود را با آنها تطبیق دهند!

 

خلاصه کنم:

الف- ادغام برای رژیم اسلامی و حکومت آمریکا امروزه امر حیاتی است و منافع هر دو را بهتر تامین می کند.

ب-ادغام نیاز اولیه اش پائین کشیدن فتیله یاغی گری رژیم اسلامی است و نه ساخت حکومت "دموکراتیک".

ج- تاریخ پنجاه سال گذشته در سطح دنیا پر است از ادغام حکومتهای ایدئولوژیک که سالها ظاهر خود را هم حفظ کرده اند.

د-همین پروسه ادغام است که طی دو دهه گذشته جامعه ایران را دچار بحران لاعلاج کرده و جنبش مطالباتی را در برابر رژیم قرار داده . نه ادغام و نه متعادل شدن رژیم اسلامی به معنی "کاهش بحران" این رژیم نیست.

ه- اساسا رژیم سرمایه داری امروزه مدل بدون "بحرانش" یافت می نشود!

ز- کمونیزم کارگری هویتش را نه می تواند و نه باید روی شرط بندی"متعادل نشدنی بودن و ادغام ناپذیر بودن" رژیم اسلامی بسازد.

ح- هویت کمونیزم کارگری بعنوان جنبش پائین کشیدن نظام سرمایه از بحران لاعلاج و رو به اوج ناشی از ادغام و "متعادل شدن" قابل حصول است همانطور که در مرحله قبل از وضعیت هبائی رژیم قابل حصول بود.

 

زنده باد کمونیزم کارگری، تنها راه حل مشکل بشریت

زنده باد حزب کمونیست کارگری ایران

سعید صالحی نیا

بالتیمور

 


بازگشت به صفحه اول