|
|
|||||||
|
|
جايگاه تاريخی اول ماه مه منصور تركاشوند دنيا وارونه است. موجودي با درك و فهم احمدي نژاد، مضحك و در نهايت درجه احمق و جامانده از تمدن بشري، امروز رئيس جمهور است و معرف همهي عالم! ابلهي كه در تلويزيون و در انظار عمومي از كشف انرژي هستهاي با وسائل آشپزخانه و توسط دختري خانهدار خبر مي دهد، جاهلي كه با هواپيما دنبال روئيت ماه شوال است ، و يا در پي آوردن نام موجود ي بنام مهدي در بين سران دنياي فعلي در مجمع سازمان ملل٬ مدعي روشن شدن هاله نور به گرد سر حضار مي شود، فقط از سر وارونگيست كه حاكم است و سرشناس. گويي در اين دنياي وارونه هر اندازه جانيتر و جاماندهتر و ابلهتر باشي شهيرتري. ما كه هيچ اصلا كسي نيستيم، حتي رهبران علني كمونيزم كارگري نيز به هيچوجه به اندازهي اين جانيان معرف حضور مردم نيستند. جز وارونگي چيزي اين نابرابري را توضيح نمي دهد! آخر تمدن و تكامل بشريت اينجا نيست. سرمايهداري و فرهنگ و ادبيات و تمدنش٬ آخر تمدن بشريت نيستند. بوش و احمدينژاد، اوباما و خانم كلينتون و خامنهاي و رفسنجاني ... فقط بخشي از دوران توحش بشرند. اين وارونگی و اين توحش بايد جايي ختم شود. نه فقط نابرابري، كه اين همه جنايت و حماقت نيز در شان انسان متمدن نيست. انسان مي تواند وحوش حاكم فعلي را بزير بكشد و دنياي بهتري بسازد. بي شك اول ماه مه روز آغاز اين بزير كشيدن است. اول ماه مه روز آغاز دنياي بهتر براي بشريت است. به آينده تعلق دارد. روز بزرگداشت بشر آينده است. بشريت متمدن براي داشتن و گراميداشت اين روز، به تاريخ خود خواهد باليد. از آغاز قرن بيست انسان ياد گرفت به سازندگان زندگي احترام بگذارد و اين آغاز دوران تمدن واقعي بشريت است، عصر برابري. عصر آغاز تاريخ واقعي تمدن، روز تولد پيامبران دروغين نيست - اين هم از وارونگيست - تمدن تازه آنجا شروع ميشود كه بشر دنياي برابري را ساخته باشد. روز آغاز تاريخ عصر برابري، مي تواند اول ماه مه يكي از همين سالها باشد. ايران امروز به مركز ثقل اين تمايل به آينده بدل شده است، هر اندازه حاكمانش به گذشته مربوطند، فرودستانش به آينده تعلق دارند. اگر زشتي و پليدي نبود، نيكي به چه كار ميآمد؟ اگر حماقت و جهالت در اوج به رياست رسيده است، درايت و ژرف انديشي اين پايين بوتههاي نيرومندي داده است. نقد عقب ماندهترين تفكرات و ايدههاي بشر، به آمال و آرزوهاي آينده رسيده است. شما مي توانيد بين مردم بگرديد و به حرفهايشان گوش بدهيد. حماقت امثال احمد بهارلو اين است كه تمسخر خودشان توسط مردم "عامي" را باور نمي كنندּ مردم بي آنكه الزاما آمال و ايدههاي كمونيزم كارگري را آنطور كه منصور حكمت طرح كرده را بدانند، با توسل به همان ايدهها از بهارلو و دوستان دانشمندش نيز گذر كردهاند. اول ماه مه سالي كه طي آن چپ قدرت نمايي كرد، اول ماه مه ديگريست. حتي مهم نيست كه نگذارند مراسم آنطور كه بايد برگزار شود، كه البته اينرا نيز نمي توانند، بلكه مهم اين است كه روزي دارد فرا ميرسد كه كارگران آن را ميشناسند و طي تمام بيست و چهار ساعتش به برابري خواهند انديشيد. مهم اين است كه حتي اوباشاني مثل احمدي نژاد و بوش مجبورند بيست و چهار ساعت به آمال اين روز بينديشند. تا آنجا كه به ايران بر ميگردد حضرات از حالا تا اول ماه مه خوابشان آشفته است. اول ماه مه زنگ خطر مرگ جانيان اسلاميست. نه، فقط اين قيمت ميخ نيست كه طي يك ماه برابري تمام تاريخ توليدش گران ميشود، جنبش كارگري نيز سخت و برابر تمام تاريخش تكان خواهد خورد. امسال اول ماه مه، برگ ديگري از تاريخ تمدن بشر ورق خواهد خورد. تاريخ را ما ميسازيم؛ حداقل وقتش رسيده كه بسازيم آنچه را كه مي خواهيم. زنده باد اول ماه مه هفتم ارديبهشت هشتاد وهفت |