|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۳۸ برنامه حزب چه میخواهد؟ حسن صالحی عضو دفتر سیاسی پاسخ میدهد
آزادی بی قید و شرط نقد و انتقاد بندی از برنامه حزب کمونیست کارگری
"آزادى کامل و بى قيد و شرط انتقاد و نقد. آزادى انتقاد به کليه جوانب سياسى، فرهنگى و اخلاقى و ايدئولوژيکى جامعه. لغو هر نوع ارجاع در قوانين به باصطلاح مقدسات ملى و ميهنى و مذهبى و غيره بعنوان عامل محدود کننده آزادى نقد و اظهار نظر مردم. ممنوعيت هر نوع تحريکات و تهديدات مذهبى و ملى و غيره عليه بيان آزادانه نظرات افراد."
انترناسیونال: قبلا به خاطر انتشار کاریکاتورهایی از محمد و امروز به خاطر پخش فیلم فتنه، جنبش اسلامی به تحرک افتاده است و تحت عنوان توهین مقدسات شلوغ کرده است. اما در بندی از برنامه از آزادی بی قید و شرط انتقاد و نقد صحبت میشود. لطفا این بند برنامه را تا آنجاییکه به نقد مقدسات و ادعای جنبش اسلامی در باره توهین به مقدسات مردم است توضیح دهید؟
حسن صالحی: اجازه بدهید قبل از آنکه به مسئله اسلامی ها بپردازیم یک دو نکته را تاکید کنم۔ وقتى ما از آزادى بيان صحبت مى کنيم منظورمان فقط آزادى گفتار نيست. آزادى بيان معمولا به آزادى گفتار تقليل داده مى شود و اين آزادى گفتار بعضا به آزادى گفتار اليت ادبى جامعه تنزل مى يابد. بر اين اساس حتى مخالفت با نبود آزادى بيان تنها به مخالفت با سانسور ادبى محدود مى گردد. اما آزادى بيان در حقوق مدنى تنها بمعناى آزادى گفتار نيست. آزادى بيان از نظر ما يعنى هر انسانى حق دارد که با استفاده از هر مديايى خود را بيان کند. اين بسيار فراتر از آزادى حرف زدن است. اينجا ما داريم از ابراز وجود انسانها به هر شيوه اى که مى خواهند، و منجمله شکل هنرى آن اشاره مى کنيم. در زبان انگليسى به اين freedom of expression مى گويند. شما نه فقط حق داريد حرفتان را آزادانه بزنيد بلکه مى توانيد جمع شويد، آزادانه تظاهرات کنيد، سازمان و انجمن تشکيل دهيد، افشاگرى نماييد و نظر و احساس خودتان را به نمايش بگذاريد و مطرح کنيد. یکی از این موارد آزادی بیان همانطور که در برنامه حزب ما آمده است و شما نیز مطرح کرده اید آزادى انتقاد به کليه جوانب سياسى، فرهنگى و اخلاقى و ايدئولوژيکى جامعه است۔
از سوی دیگر از نظر ما هيچ قيد و شرطى براى فعاليت و آزاديهاى سياسى وجود ندارد. هيچ مرجعى، نه دولت و نه هيچ دايره ارشادى نبايد و نمى تواند با تفسيرهاى دلبخواهى، آزادى هاى سياسى شهروندان را تحت عنوان "توهین به مقدسات مذهبی مردم"، "توهین به اسلام"٬ "توهين به خدا و شاه"، "مغايرت با عفت عمومى" و امثالهم نقض کند و جلوى ابراز وجود انسانها را بگيرد. مشروط و مقيد کردن آزاديهاى سياسى از شگردهاى سرمايه دارى براى مخدوش کردن مفهوم آزادى است. تاکيد ما بر بى قيد و شرط بودن آزاديهاى سياسى بخشا از همين جا ناشى مى شود. کسى که براى آزاديهاى سياسى مبارزه مى کند قبل از هر چيز بايد بکوشد که خود آزاديهاى سياسى را از زنجير قيد و بندها برهاند. قيود و شرطهايى که تنها مستمسکى براى پايمال کردن حقوق و آزاديهاى سياسى مردم هستند. اينها در حقيقت ابزارى قانونى براى کنترل و سرکوب جامعه فراهم مى آورد. در پشت اين محدوديتها و شرط و شروطها که عمدتا بسته بندى "خيرخواهانه" و "عامه پسند" هم دارد، منافع واقعى سرکوبگرانه خوابيده است. منافع مدافعان نظم سرمايه دارى که می خواهند جامعه را در اسارت و قید بند ستم و استثمار سرمایه داری باقی نگه دارند۔
و اما حالا به ادعاهای اسلامی و دول غربی بپردازیم که در ارتباط به نمایش فیلم فتنه همگی دم از توهین به مقدسات مذهبی مردم می زنند و این فیلم را یک فیلم ضد اسلامی معرفی می کنند۔ من هم این فیلم را دیده ام۔ صرفنظر از پیام راسیستی این فیلم٬ من نمی دانم که چرا اصولا این فیلم را ضد اسلامی می نامند!! آنچه که در این فیلم به نمایش گذاشته شده از جنایت ۱۱ سپتامبر گرفته و تا کشتار مردم بی دفاع در مادرید و لندن٬ از سنگسار زنان و آیات قران که در آن کشتار و شکنجه کافرین و مخالفین اسلام را موعظه می کند همگی عین اسلام است و جریان ارتجاع اسلام سیاسی در دوره اخیر عامل انجام این جنایات علیه بشریت بوده است۔ این فیلم تازه بخش کوچکی از شفاوت اسلامی ها را به نمایش می گذارد. به لیست وحشیگریهای اسلامی بعنوان مثال می توان آنچه که اینها بر سر مردم ایران آورده اند را نیز اضافه کرد. کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی٬ سرکوبهای خونین خرداد ٬۶۰ اسید پاشی به روی زنان بی حجاب٬ اعمال مجازات بی رحمانه اسلامی علیه جوانان٬ زندانی و شکنجه کردن مخالفین٬ سرکوب مردم کردستان و ترکمن صحرا٬ کشاندن جامعه به کام فقر و فلاکت و بی حقوق مطلق٬ به گلوله بستن کارگران٬ اذیت و آزار فعالین کارگری و فعالین حقوق اجتماعی و در یک کلام ایجاد یک زندان بزرگ که ۷۰ میلیون مردم ایران زندانی آن هستند! وقتی که اسلامی ها از توهین به مقدسات خود حرف می زنند لابد همین لیست قطور جرم و جنایت را مورد نظر دارند که نه فقط در ایران بلکه در افغانستان ٬لبنان٬ فلسطین٬ عربستان سعودی و شمال آفریقا در اشکال و ابعاد مختلفی توسط آنها اعمال می شود. آنها می خواهند که با ایجاد فضای و رعب و وحشت٬ با تهدید و عربده کشی٬ کسی این جنایات را برملا نکند و یا مردم را به سکوت و تمکین در مقابل این وحشیگیریها وادارند. اینکه اینها پشت سر مردم می روند و از "جریحه دار شدن احساسات مسلمانان جهان" حرف می زنند منظورشان این است که بگویند که حکومت های مذهبی و سرکوبگر آنها در کشورهای اسلام زده مشروعیت دارد و اینها دارند مردم منتسب به مسلمان را نمایندگی می کنند. غافل از اینکه آنها در کشوری نظیر ایران خون مردم را در شیشه کرده اند و بر دریایی از نفرت و انزجا مردم نشسته اند. مردمی که روزانه برای خلاصی از این اختناق مذهبی مبارزه می کنند. از طرف دیگر دلجویی دول غربی از اسلامی ها در این ماجرا نیز بهیچوجه پدیده تازه ای نیست. این ادامه همان سیاستی است که خالق جریانات اسلامی برای سرکوب مبارزات چپ و رادیکال بوده است. به دفعات در مقابل اسلامی ها کوتاه آمده است. به آنها امتیاز داده است. و دست آنها را در سرکوب برای محدود کردن حقوق کودکان و زنان در خانواده های اسلام زده در کشورهای غربی باز گذاشته است. و در سطح بین المللی نیز مرتبا مشغول حمایت و لانسه کردن دولتهای اسلامی و مرتجع بوده است.
به این ترتیب زمانی که هم اسلامی ها و هم دول غربی از "توهین به مقدسات مردم" حرف می زنند متوجه می شوید که اینها دارند منافع ضد انسانی خود را در حوزه سیاسی و اقتصادی دنبال می کنند و به یکدیگر نان قرض می دهند. اسلامی ها می خواهد سهم بیشتری در معادلات سیاسی خاورمیانه داشته باشد و دول غربی البته به وجود آنها برای سرکوب آزادیخواهی و قدرت گیری چپ در منطقه محتاج هستند به شرط اینکه موازنه قدرت به ضرر آن تمام نشود و اسلامی ها پا را فراتر از گلیم خود نگذارند. اگر از مردم بپرسید٬ مردم مخالف هر دوی این قطب هستند و نمی خواهند جهان شاهد وحشگیریهای هیچکدام از این دو قطب باشد. اما از منظر بحث آزادی بیان و انتقاد هنوز یک مسئله باقی مانده است. چرا آدمی مجاز نباشد که "مقدسات" گروه دیگری را نقد کند و یا حتی در مورد آن شوخی کند؟ اولین نکته ای که در این رابطه باید بدان اشاره کرد این است که هر کس به فکر و عقیده خاصی اعتقاد دارد و یا برای خود مقدساتی قائل است٬ این امری شخصی خود اوست و دیگران مجبور نیستند که از آن پیروی کنند. به نظر من میان احترام به حق افراد به داشتن هر نظر و باوری و احترام به نظرات آنها باید فرق گذاشت. چرا من باید به نظری که می گوید می توان به دختر بچه ۹ ساله ازدواج کرد احترام بگذارم؟ چرا من باید به نظری که معتقد است زنان را باید به خاطر رابطه خارج از ازدواج سنگسار کرد احترام بگذارم؟ چرا اصولا جامعه بشری باید کوچکترین ارزشی برای این افکار ضد انسانی و ارتجاعی قائل باشد؟ راستش آنچه که بشریت بدان نیاز دارد نقد پیگیر همه مظاهر فکری و اخلاقی ٬ سیاسی و ایدئولوژیک جامعه سرمایه داری است که سرتاپا ریاکارانه وغیر انسانی است. آنچه که ما بدان نیاز داریم نقد پیگیر مذهب است که دارد از سر و کول این جامعه بالا می رود و زندگی مردم را تحت فشار قرار می دهد.
بقول منصور حکمت "ايدئولوژى بورژوايى، "علم" وارونه کردن حقايق مادى اجتماعى است، زيرا بيان ايدئولوژيک آن مناسبات اجتماعى است که خود وارونه است. مناسباتى که در آن رابطه ميان کالا روابط انسانها را تعيين مى کند. مناسباتى که در آن توليد اجتماعى به ثروت فردى مبدل مى شود. مناسباتى که در آن توليد کنندگان ثروت جامعه بى چيزند و بيکارگان ثروتمند. پست ترين و فرومايه ترين عناصر نجبا و عاليجنابان اين جامعه اند و شريف ترين مردم، توده زحمتکشان، بى سر و پا خوانده مى شوند. منافع خصوصى مشتى سرمايه دار انگل، در زبان حقوق و فلسفه و هنر بورژوايى، منافع و آرمانهاى ازلى و ابدى نوع بشر قلمداد مى شود. ايده ها و افکار رياکارانه و کاسبکارانه طبقه حاکم را "اخلاق" و "معنويت" و قيود و زنجيرهاى بردگى بر دست و پاى زحمتکشان را قراداد اجتماعى، يا قانون، نام مى گذارند. آزاديخواهى اين طبقه نيز بطور قطع وارونه است و جز اين نمى تواند باشد."
از نظر ما کمونيستها آزاديهاى سياسى شرط و شروط برنمى دارد. جنبش ما جنبش مردان و زنانى است که از اساس مخالف هرگونه ستم و استثمارى هستند. ما نه فقط هيچگونه نفعى در بقاى نظام موجود نداريم، بلکه خواهان برچيده شدن آن هستيم. آنچه که در این جامعه احترام به "مقدسات" نامیده می شود٬ در عمل به بردگی و اسارت بیشتر ما منجر می گردد. ما با صدای بلند اعلام می داریم که مخالف هر گونه دگم و خرافه هستیم. از نظر ما فضاى آزاد سياسى٬ فضای ابراز آزادانه نقد و نظر محيطى است که در آن مردم امکان مى يابند بر آگاهى خود بيافزايند، آموزش ببينند، استعداد و خلاقيت هاى خود را بکار اندازند و متحد و متشکل شوند.* |