|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۴۰ كاظم نيكخواه
سخني به بهانه انفجار در شيراز
اين هفته انفجار در حسینه ای در شیراز حداقل ١٢ کشته و صدها مجروح به جای گذاشت. عامل این انفجار تا این لحظه مشخص نشده است و یا مشخص شده و به مردم معرفی نشده است. مسئولین رژیم موضعگیری های متناقضی نشان داده اند و عمدتا سعی کرده اند آنرا غیرعمدی و ناشی از انفجار در نمایشگاه آثار جنگی در درون حسینیه! معرفی کنند. دو گروه ناشناس مذهبي و سلطنتي تاكنون مسئوليت اين انفجار را بعهده گرفته اند كه خود اين نيز قابل تاييد يا تكذيب نيست. اما صرفنظر از همه اين ابهامات در مورد اين انفجار آنچه قطعي است اينست كه با اين انفجار تعدادي قرباني شده اند و در شيراز و شهرهاي ديگر در ميان مردم نگراني هاي بجايي را ايجاد كرده است. بويژه اين انفجار در جايي صورت گرفته است كه كانون تبليغات اسلامي و تفرقه پراكني و اشاعه خط نابود كردن افراد منتسب به بهاييان بوده است. در شرايطي كه انواع و اقسام تروريسم اسلامي و قومي و ناسيوناليست در گوشه و كنار جهان و بويژه در عراق و افغانستان كه همسايه ديوار به ديوار ايران هستند دارند هرروز از مردم بي دفاع قرباني ميگيرند و كانون همه آنها در دستگاه توحش حاكم در ايران قرار دارد، روشن است كه اين انفجار را هم نميتوان به اين توحش ضد انساني اي كه در اول قرن بيست و يكم انسانيت را به مصاف طلبيده بي ربط اعلام كرد و از كنار آن گذشت.
هوشياري مردم مهم است انفجار شيراز حداقل بهانه اي براي تاكيد بر يك هشدار را بدست ميدهد كه مهم است. اگر بخواهيم مانع ميدان پيدا كردن و رشد اين اپيدمي نفرت آور تروريزم در جامعه ايران شويم اين مهم و حياتي است كه ما مردم هوشيار باشيم. واقعيت در همه جاي جهان نشان داده است كه تروريسم در شكاف و خلل و فرجي كه در صفوف مردم ايجاد شود، خانه ميكند و ميتواند دوام آورد. در ايران تاكنون تلاش كل جك و جانواران مذهبي و قومي و ناسيوناليست براي دامن زدن به تفرقه و شكاف ميان مردم محكوم به ايزوله شدن و شكست بوده است. وجود كارگران و مردمي آزاديخواه و انسان دوست و پيشرو كه خودرا در برابر حكومت توحش اسلامي هم سرنوشت ميبينند، و جنبش گسترده سرنگوني طلبي و آزاديخواهي در ايران را با هزينه هاي بسيار، فعالانه به پيش ميبرند، امكان سربرآوردن تفرقه و كشاكش قومي و ملي و مذهبي ميان مردم را عليرغم تقلاي جريانات مرتجع ضد انساني كور كرده است. و همين عامل اصلي اي است كه دامن زدن به فضاي ترور و كشتار كور به مفهومي كه داريم از آن سخن ميگوييم را محكوم به شكست مينمايد. مهم اينست كه توجه توده هاي وسيع مردم را از اين زاويه هم به ارزش و اهميت و نقش جنبش آزاديخواهانه و حق طلبانه خويش جلب كنيم.
هيچ ترديدي نبايد داشت كه اگر ميليونها مردم متحد باشند يا حداقل در جدال و جنگ و دشمني با يكديگر نباشند و افق و آينده اي انساني را روبروي خويش ببينند، اين غده منحوس و ضد بشري تروريزم كه در گوشه و كنار جهان سربرآورده است، جايي براي ميدان داري و ابراز وجود پيدا نخواهد كرد. از اين زاويه هم اين مهم است كه ما مردم در ايران به تفرقه افكني هاي ملي و قومي و مذهبي هوشيارانه ميدان ندهيم و جلوي جانوران منفور و مرتجعي كه مدام دارند جدايي و نفرت مذهبي و ملي و قومي را در ميان مردم دامن ميزنند فعالانه بايستيم. جمهوري اسلامي كه تكليفش روشن است و مركز و محور تروريسم در گوشه و كنار دنياست. اما اين فقط جمهوري اسلامي نيست كه مدام دارد اختلافات ميان مردم منتسب به اديان مختلف را باد ميزند و بويژه بعنوان نماينده شيعيان در برابر مردم منتسب به ساير اديان و انديشه ها خودرا معرفي ميكند و تلاش ميكند اين جدايي ها را تشديد كند. دارو دسته هاي ناسيوناليست قوم پرست و مذهبي ديگر نيز در رقابت با حكومت ظرفيتهاي بالايي در اين زمينه را از خود نشان ميدهند و موجوديتشان به گسترش تفرقه ها گره خورده است. تاكنون عليرغم تلاشهايي كه كرده اند موفق نبوده اند و ميتوان زمينه رشد آنها را به نحو موثري از بين برد. جريانات ناسيوناليست و قوم پرست دارند كارگران و زنان و مردمي را كه در سرتاسر ايران بر خواستهايي واحد و سراسري و پيشرو تاكيد ميكنند و براي آن مبارزه ميكنند، به بلوچ و ترك و كرد و عرب و فارس و سني و شيعه و امثال آن تقسيم ميكنند و حتي آنقدر وقيحند كه وقتي كارگر نيشكر هفت تپه مبارزه ميكند و مورد حمايت بخشهاي وسيعي از كارگران و كمونيستها در ايران و در سطح بين المللي قرار ميگيرد، مصرند كه آنها را بعنوان "كارگران خوزستاني" از ساير كارگران و مردم جدا كنند. برادران "جدي تر" اينها هم دارند براي "فدراليزه كردن" ايران و تقسيم اين جامعه به چارچوبه هاي قومي نقشه ميكشند. از دارودسته هاي مذهبي رقيب حكومت اسلامي هم كم نداريم كه در تلاش شروع كشاكش مذهبي و ديني ميان بخشهاي مردم هستند. در طرف ديگر نقشه رقباي بين المللي و "نظم نويني" حكومت براي تقويت اين موجودات هم جاي خود را دارند كه ديدن آن مهم است. اما اين تلاشها تازه نيست. از ابتداي روي كار آمدن جمهوري اسلامي به نحو گسترده تري به جريان افتاده است. اما اگر ما هشدار ميدهيم به اين مفهوم نيست كه اين جريانات در ايران زمينه دارند. ما در مقطعي بسر ميبريم كه بخش اعظم اين تلاشها و توطئه هاي مذهبي و قومي و ناسيوناليستي عملا به شكست رسيده است و مناديان آنها منزوي شده اند. ما در ايران شاهد يك جنبش و مبارزه و جنب و جوش وسيع، مدرن، آزاديخواهانه و انساني از جانب كارگران و دانشجويان و زنان و بخشهاي مختلف مردم در سراسر ايران هستيم كه اساسا بر هم سرنوشتي بخشهاي مختلف مردم متكي است. اين جنبش گسترده و سراسري اي است كه تا حد زيادي خودآگاه است، رهبران پيشرو و چپ و راديكالي در راس بخشهاي مختلف آن قرار دارند. وجود حزبي كه با رسانه هايي با برد وسيع مدام دارد به كارگران و مردم افق و اميد ميدهد، پيوندهاي طبقاتي و سياسي ميان مردم را محكمتر ميكند و مردم را به مبارزه متحدانه براي سرنگوني جمهوري اسلامي و خنثي كردن نقشه ها و توطئه هاي دشمنان مردم فراخوان ميدهد و به هم پيوند ميدهد، نيز تضميني براي جلوگيري از ايجاد آن جهنمي است كه دشمنان مردم خوابش را ديده اند.
انفجار شيراز كار هر دارودسته اي كه باشد، ما را يك بار ديگر بايد براي تقويت و گسترش هرچه بيشتر همين روند و همين واقعيت مصرتر كند. ما پادزهر تروريزم را داريم. كارگران و مردم ايران متفرق و مستاصل نيستند. جنبش و افق و حزب خودرا دارند. اما براي تضمين شكست قطعي توطئه هاي ضد انساني بايد هرچه قاطع تر و متحدانه تر براي درهم كوبيدن كانون تروريزم امروز يعني حكومت توحش اسلامي به پيش رويم. به زير كشيدن اين حكومت و برپايي جامعه اي انساني و متحد، كل كانونهاي رنگارنگ تروريسم را به درماندگي و استيصال خواهد كشاند. * |