|
|
|||||||
|
|
نقش تلویزیون، تاکید مجدد یاشار سهندی، ایران
در نوشته من که در شماره 344 نشریه جوانان منعکس شد به نظر خودم در مورد تلویزیون و بخصوص مجریان برنامه کمی بی انصافی کردم شاید هم خیلی! بهرحال من خواستم ابتدا از کوشش رفقای مجری قدردانی کنم و با توجه به نظرات سیاوش شهابی که در نشریه شماره 345 منعکس شده توضیحات بیشتری بدهم. من دوباره میخواهم تاکید کنم، و بر خلاف سیاوش، من معتقدم که تلویزیون نقش بسیار مهمی دارد و کارهای بسیار مهمی از این رسانه برمی آید. سیاوش شهابی میگوید تا همین جا خوب بوده ( من هم منکر نیستم،نگران بعد از این هستم) بقیه به وجود کادرها بر میگردد که در محیط کار وزنده گی توده مردم باشند تا مثلا آکسیونی را سازمان دهند. باید توجه داشت ما صحبت از یک انقلاب میکنیم که بارقه های آن پدیدار شده است میخواهیم ما ( به عنوان یک حزب) این انقلاب را سازمان دهیم. نمی خواهیم بلای که سال 57 سر مردم ایران آمد و به طبع آن در کل دنیا تاثیر مخرب داشت دچار شویم. ابزارش را در طی سی سال مجادله و مبارزه با کل نظرات بورژوازی و دادن تلفات بسیار حزبی ساختیم این حزب با توجه به امکانات موجود در دنیای حاضر با خون جگر خوردن بسیار صاحب رسانه مهمی به اسم تلویزیون است و باید این رسانه در خدمت سازماندهی این انقلاب قرار گیرد. و به نظر من برای دست اندارکاران تلویزیون زیاد نیست که میخواهند مردم را برای ساعاتی سرگرم سازند یا میخواهند در جهت سازماندهی مبارزات مردم پیش بروند. در برنامه های که به مباحث سیاسی و نظری پرداخته میشود در جهت همین است اما درست در وسط همان برنامه مثلا ترانه " دیونه" منصور گذاشته میشود که همه را دعوت به بی خیالی میکند! برای من بسیار جالب است که در یک برنامه کاظم نیکخواه ترانه ای از نازنین افشین جم گذاشت و ترجمه کرد و در عین حال بلافاصله آن ترانه را نقد هم کرد چرا که در آن ترانه اشاره شده بود که انقلاب 57 انقلابی رو به گذشته بود. اما خیلی راحت ترانه سبکی مثلا از "شقایق" نامی پخش میشود، یک خواننده بی نام و نشان که فقط بسیار زیبا روی است! که من فقط در همین کانال جدید دیدم و هیچکس هم عکس العملی نشان نمیدهد. از خودم می پرسم آیا باید عکس العمل نشان داد؟ اگر خیر، چرا با ترانه افشین جم اینگونه نشد اگر آری، اصلا چه لزومی دارد که پخش کنند. مگر اینکه یک برنامه مختص موسیقی باشد و چه میدانم رابطه اش با زنده گی مردم. شاید مثال های من پیش پا افتاده به نظر آید. اما همانطور که در نوشته قبلی تاکید کردم این رسانه تصویری است فرق دارد با یک رادیو. همه چیز زیر ذره بین بیننده است. من در نوشته قبلی اشاره کردم که دکور به خاطر فقر تلویزیون قابل گذشت است قصد تمسخر کردن دکور نبود و اتفاقا داستانی که راجع به گلدان گفتم میخواستم حساسیت بیننده را نشان دهم. و اشاره کردم که به همین خاطر تمام بار برنامه به روی دوش مجری است. من اینجا با سیاوش موافقم رفیقی که از سر کار روزانه آمده و می خواهد یک برنامه را ببندد نباید از او انتظار یک مجری حرفه ای را داشت. اما میخواهم اشاره کنم که باید رفقای مجری ما کارهای دیگر حزبی کم شود. الان امکان مالی آن نیست که زنده گی شان تامین شود مجبورند کار برای ممر درآمد داشته باشند. اما مثلا شهلا دانشفر سه برنامه تلویزیون را به قول خودش "میبندد" در کنار آن تا جایی که من میدانم علاوه بر عضو کمیته مرکزی در سازمان علیه تبعیض، کمیته همبستگی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی عضو است. و شناختی که من از ایشان دارم صرفا عضو نشده که سیاهی لشکر باشد با مسئولیت کارش را میکند. علاوه بر همه اینها خودش را موظف میداند که در نشریات بنویسید(کارگر کمونیست و انترناسیونال) اینها را اضافه کنید که مسئول تشکیلات داخل کشور هم هست و بعضی وقتها باید ادا و اطوراهای یکی مثل من را نیز تحمل کند! حقیقتا نمیشود از کوشش خستگی ناپذیر او قدردانی نکرد. خوب باید هم در موقع اجرا برنامه و خواندن یک اطلاعیه رسمی تپق بزند. اما باید قبول کرد که به روی بیینده اثر نامطلوب دارد. به نظر من باید از وظایف حزبی همین رفیق مان کم کرد و از او خواست بیشتر یا تماما به همین کار بپردازد. این کار را دست کم نگیرید. باز هم بخاطر مشکلات مالی تلویزیون فاقد گزارشات تصویری است و مجری مجبور است فضای خبری را که بیان میکند بازسازی کند تا برای بیننده روشن باشد و لی بر اثر کار زیاد و مشغله فکری زیاد نمیتواند یا کلا از توانش خارج است بقول سیاوش باید اینها را تحصیل کند. با همین اینها مثلا رضا مرادی با کنکاشهای که با مهمان برنامه خودمیکند برنامه زنده و سرحالی دارد. یا سعید پرتو با اطمینانی که در نشستن و تسلطی که به خود دارد و یا حتی ظاهر آراسته که دارد بیینده را مجذوب میکند. باز هم تاکید میکنم که مجری در کانال جدید بخصوص وظیفه بسیار سنگینی دارد. این وظیفه سنگین این است که این شبکه کار سیاسی دارد میکند و امرش در حال حاضر سازماندهی مبارزات مردم برای رهبری یک انقلاب است. بگذارید از یک جنبه دیگر به اهمیت تلویزیون اشاره کنم. من برخلاف کسانی که تازه گی یاد گرفتند و بی عملی و شکست طلبی خودشان را به پای ایتنرنت میگذارند! که مثلا نشسته ایم پشت مانیتور و برای خودمان می نویسم و با خودمان بحث میکنیم معتقدم که اینترنت نقش بسیار مهمی بازی کرد و میکند. اما نقشی که بازی کرد چه بود. همین فراگیرشدن شعار آزادی و برابری و طرح شعارهای سوسیالیستی؛ من میخواهم بدانم اگر اینترنت نبود چطور میخواست این مباحث که به این وسعت مطرح است مطرح شود. و حالا یک رسانه دیگر اضافه شده که به داخل خانه همه مردم میرود و دم دست همگان است. من میخواهم به سیاوش شهابی یادآور شوم که حزب در وسعت وسیع کادر ندارد. مشکل ما این نیست که میخواهیم که یک کادر داشته باشیم که تمام کتابهای مارکس را خوانده باشد( من خودم خیلی از آثارش را نخواندم وآثار حکمت را نیزو صد البته افتخار هم اصلا نمیکنم.) مشکل این بوده که کمونیسم را سرکوب کردند و نگذاشتند در سطح وسیع در دم دست مردم باشد. در طی چند سال ایتنرنت توانست کمونیسم کارگری در یک جامعه که با خشونت تمام اداره و سرکوب میشود در سطح وسیع در جامعه مطرح کند و نگذارد که این جامعه مستاصل شود. و این تلویزیون وقت زیادی ندارد، باید بتواند این به قول شهلا دانشفر که این جامعه در تب اعتراض دارد میسوزد این اعتراضات را سازمان دهد. توجه داشته باشید که یک رادیو در سال 57 که در تمام 24 ساعت جمعا یکساعت برنامه داشت (بی بی سی) توانست یک انقلاب را به بیراهه بکشاند، صرفنظر از پشتیبانی جهانی بورژوازی از خمینی، که البته توسط همین رادیو این پشتیبانی در لفافه و ماهرانه ابراز میشد. تا حساب کار دست مردم باشد! امیدوارم همه متوجه نقش تاریخی کانال جدید باشند. باید متوجه بود که این یک شبکه برای سرگرمی بعد از کار روزانه مردم نیست. ارگان یک حزب سیاسی کمونیستی است. مردم بخواهند موسیقی گوش کنند کانالهای هست بسیار حرفه ای در این زمینه، ویا بخواهند فیلم ببیند با زیرنویس فارسی! و یا به زبان اصلی، الا ماشاله کانال موجود است. این شبکه حتی باید موسیقی که انتخاب میکند و پخش میکند ( منظورم در میان برنامه جدی سیاسی است و گر نه من با آن نیم ساعتی که در میان برنامه موسیقی از هر نوعی میگذارد مشکلی ندارم و روز بروز بهتر هم میشود) با محتوای مباحث جور باشد. فیلم سینمایی میگذارد در جهت آگاهگری مردم باشد. امیدوارم نگوید اینها شیوههای چپ سنتی است. باز هم تاکید دارم این شبکه وقت زیادی ندارد. و در یک لحظه تاریخی ظاهر شده است باید وظیفه تاریخی اش را متوجه باشد. و امیدوارم رفقای دست اندکار تلویزیون نیزبه این مبحث وارد شوند. یاشار سهندی |