بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

انترناسیونال ۲۳۹

كاظم نيكخواه

در حاشيه رويدادها

.

كرگدنهاي اسلامي و معضل بي حجابي

 

امام جمعه مشهد موجودي بنام "حجت الاسلام علم الهدي" هفته گذشته در خطبه نماز جمعه مشهد وحشت و خشم خودرا از مقاومت گسترده زنان در مقابل حجاب اسلامي نشان داد. اين كرگدن اسلامي (با پوزش از كرگدن و انجمن حمايت از حيوانات!! يك كلمه جديدي بايد براي اين مجسمه هاي بلاهت و عقب ماندگي و تعفن ارتجاعي درست كرد. موقتا همين را قبول كنيد) به بي حجابها و "بدحجابها" اعلام جهاد داد و گفت بايد براندازي شوند. او از جمله اين طور ميگويد  "ما اصلاً مساله‌ای به نام بدحجابی نداریم. این که یک زنی یک لچکی بیندازد بالای سرش، این که حجاب نیست، بی‌حجابی است. این طور نیست که حجاب داشته باشد و بد باشد، بلکه بی‌حجاب است" علم الهدي اينطور ادامه ميدهد: " تمام زنانی كه موهایشان بیرون است و تمام زنان لاابالی كه با پای برهنه تا ساق پا، پاچه شلوارشان را ورمالیده‌اند، بی‌حجاب محسوب می شوند و باید تعقیب قانونی شوند. تازه یک مشت افراد بی‌بند و بار با رنگ‌های زننده و مهیج بیرون می‌آ‌یند که از صد بی‌حجابی هم بدتر است".  و بعد خواهان براندازي همه آنها ميشود: " آقایانی که می‌گویند حجاب را باید با مسائل فرهنگی نهادینه کرد، در اصل از زیر بار مسوولیت خود شانه خالی می‌کنند. بی‌حجابی در مملکت جرم است و قانون نیز برای مقابله با آن وجود دارد. دولت مکتبی جناب آقای احمدی‌نژاد در دو سال گذشته مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را به شکل قانون درآورده است. بنابراین، بی‌حجابی یک ناهنجاری است که باید با قدرت براندازی شود و دستگاه‌های دولتی آن‌ را با اقتدار براندازی کنند".

 

هميشه كنه حرف حكومت اسلامي را آخوندهايي از قبيل همين "كودن الهدي" و ملاحسني و خزعلي رك و صريح بيان ميكنند. اولا اين كلمه "بدحجابي" را مقامات حكومت اسلامي ابداع كردند تا يك درجه عقب نشيني خود در مقابل زناني كه حجاب اسلامي را رعايت نميكنند را لاپوشاني كنند. همه سران ريزودرشت حكومت ميدانند كه زنان در ايران زير بار حجاب اسلامي و قوانين اسلامي نرفته اند. اما اگر مثل اين آخوند مشهدي اعتراف كنند كه ميليونها زن در ايران "بي حجاب" هستند در واقع اعتراف كرده اند كه كلاه حكومت اسلامي شان پس معركه است و در تحميل قوانين اسلامي شكست خورده اند.

 

ثانيا اينكه زنان بي حجاب بايد "براندازي" شوند نيز كنه تمايل و گرايش كل دم و دستگاه جمهوري اسلامي است. همين دولت احمدي نژاد را با يك مشت جلاد حرفه اي نظير "پورمحمدي" و "اژه اي" و "شريعتمداري" و امثال اينها سركار كشيدند كه به جامعه يعني همه زنان و مردم منزجر از حكومت و قوانين اسلامي هجوم بياورند و نسل كشي هايي مثل سال ٦٠ و ٦٧ را تكرار كنند اما نتوانستند. در نتيجه آنها كه مستقيما دست اندركارند فهميده اند و حتما به نحو مناسبي به اين كرگدن مشهدي هم حالي خواهند كرد كه حرف دهانش را بفهمد و كوتاه بيايد و گرنه وارد جنگي تمام عيار با مردم خواهند شد كه اولين نتيجه اش خفه كردن صداي ناهنجار همه اين فسيلهاي از گور برخاسته تاريخ خواهد بود. بهررو بايد به اين يارو فهماند كه روزي كه زنان همه نه "بدحجاب" بلكه آشكارا به مفهوم دقيق كلمه بي حجاب بيرون بيايند يعني حجاب هاي اسلامي را دور بيندازند و مردم ايران همه جنايتكاران مرتجعي را كه يكه تاز ميدان شده اند و شب و روز دارند به آنها توهين ميكنند را به محاكمه بكشند دور نيست.

 

وزير شدن تخصص ميخواهد

 

اگر تا كنون فكر ميكرديد در جمهوري اسلامي تخصص معني ندارد و آدمها بر اساس تخصصشان وزير و وكيل نميشوند اين خبر كوتاه را بخوانيد تا متوجه شويد كه اينطور نيست. براي نمونه "وزير نيرو" به دليل توانايي پاسخ به معضلات مردم است كه وزير شده است و حقوقهاي كلان ميگيرد. به نقل از روزنامه تهران امروز: " به‌دنبال افزايش شهرها و روستاهاي درگير خشكسالي در سال جاري وزارت نيرو از مردم و علما خواست تا نماز طلب بارش باران (استسقاء) بخوانند"

 

چند نفر در اين دنيا اين توانايي را دارند كه بفهمند موقع خشكسالي و گرماي طاقت فرسا كه داد مردم را در آورده است، فورا بايد به امامان جمعه فراخوان داد كه دست به كار شوند و نماز باران بخوانند؟  تازه چند نفر همين كلمه "استسقاء" را ميتوانند به درستي تلفظ كنند؟!

 

مكرمه آزاد شد

روزنامه اعتماد روز پنجشنه ٢٢ فروردين خبر داد كه مكرمه زني كه به سنگسار محكوم شده بود "پس از واكنشهاي گسترده" سرانجام از سوي كميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد. جعفر دوست و پارتنر و پدر دو فرزند مكرمه را اما قبل از اينكه بشود نجات داد، با دستپاچگي و بطور مخفيانه در قزوين سنگسار كردند. آزادي مكرمه جاي خوشحالي بسيار است و نتيجه همان "واكنشهاي گسترده" يا در واقع مبارزات و كارزار گسترده اي است كه در سطح جهان و در ايران به جريان افتاد و نام "كميته بين المللي عليه سنگسار" و مينا احدي در راس آن ميدرخشد.

 

داستان زندگي مكرمه و جعفر يك سند و كيفرخواست عليه جمهوري اسلامي است. اين دو يازده سال در زندان و شكنجه گاههاي جمهوري اسلامي نگه داشته شدند. دوبار حكم سنگسار برايشان صادر شد. زندگي دو فرزند كوچكشان با زجر و محروميت و زندان و تلاطمي فراموش نشدني توام شد. جرم مكرمه اين بود كه از شوهر سابقش كتك ميخورد و خواهان طلاق بود. اما شوهرش حاضر به طلاق او نميشد و قوانين اسلامي رسما طلاق او را صادر نكردند. او خانه شوهر سابقش را ترك كرد. از زبان خودش در روزنامه اعتماد اينطور ميخوانيم: "شوهرم مرا طلاق نمي داد، وادارم مي کرد با او زندگي کنم، مرد بداخلاقي بود و کتکم مي زد، ما سال ها بود که با هم اختلاف داشتيم و با يکديگر زندگي نمي کرديم وقتي از طلاق نااميد شدم، تصميم گرفتم با جعفر فرار کنم، من فکر مي کردم بعد از اين همه مدت جدايي و نداشتن رابطه ديگر عقدم با شوهر اولم باطل است به همين خاطر هم به صورت صيغه يي با جعفر ازدواج کردم. طعم شيرين زندگي را با اين مرد چشيدم. ما صاحب فرزند شديم و دو سال از ماجرا گذشته بود که با شکايت شوهر اولم من و جعفر در تاکستان دستگير شديم و ما را زنداني کردند. وقتي حکم به سنگسار ما داده شد ديوان عالي کشور حکم را نقض کرد و ما با وثيقه از زندان آزاد شديم. مکرمه در ادامه افزود؛ فرزند دومم را باردار بودم که دوباره زنداني شديم و فرزندم در زندان به دنيا آمد. من و دو فرزندم در زندان زنان و جعفر در زندان مردان بود. ما دوباره به سنگسار محکوم شديم و اين در حالي بود که من چندين بار گفتم که مدت ها از شوهرم جدا زندگي کرده ام و هيچ رابطه اي بين ما نبوده و حتي تقاضاي طلاق هم از دادگاه کرده بودم. در هيچ کدام از جلسات محاکمه هم شوهرم حضور نداشت و ما را بدون شاکي محاکمه مي کردند اما ديوان عالي کشور اين بار حکم سنگسار را براي هر دوي ما تاييد کرد."

 

روزنامه اعتماد كه اين خبر را منتشر كرده اينطور ميگويد: "افت و خيزها در پرونده مکرمه و جعفر شهريورماه سال گذشته زماني به اوج خود رسيد که سعيد اقبالي وکيل مدافع اين محکومان اعلام کرد براي مطالعه پرونده و دفاع از موکلانش هيچ همکاري با وي نشده و قرار است چند روز ديگر حکم سنگسار هر دو محکوم در قبرستان تاکستان به اجرا درآيد. انتشار اين خبر در سايت هاي اينترنتي و روزنامه ها واکنش شديد و سريع مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از ايران را برانگيخت و کميسيون حقوق بشر اسلامي که نهادي زير نظر قوه قضائيه است نيز به اين حکم واکنش نشان داد. سرانجام بعد از چند روز جنجال درست ۴۸ ساعت قبل از اجراي حکم، رئيس قوه قضائيه از اختيارات خود استفاده کرد و با ارسال نامه اي مبني بر توقف اجراي حکم سنگسار به دادگستري قزوين جلوي اجراي حکم را گرفت تا خانواده اين دو محکوم، وکيل مدافع شان و مدافعان حقوق بشر نفس راحتي بکشند و اميدوار باشند هنوز راهي براي نجات جان اين دو نفر باقي مانده است اما اين اميدواري چندان طولاني نبود. ۱۰ روز بعد از صدور نامه آيت الله هاشمي شاهرودي از زندان مرکزي تاکستان خبر رسيد مکرمه بدحال است چرا که عده اي به وي خبر دادند جعفر در قبرستان تاکستان سنگسار شده است. اول احتمال مي رفت اين خبر فقط يک شايعه باشد زيرا هيچ يک از مسوولان پرونده و دستگاه قضايي خبر را تاييد نمي کردند. با اين وجود شايعه سنگسار جعفر هر لحظه قوت مي گرفت و منابع آگاه جزئيات بيشتري از اين سنگسار را فاش مي کردند تا اينکه ۲۴ ساعت بعد، سرانجام رئيس دادگستري قزوين براي اداي توضيحات مجبور شد به تهران بيايد و ساعاتي بعد جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه با اعلام خبري اجراي حکم سنگسار جعفر را تاييد کرد و در روزهاي بعد مسوولان اعلام کردند قاضي اجراکننده حکم خودسرانه اقدام به اين کار کرده است و با وي برخورد خواهد شد. پس از آن منابع موثق در تاکستان قزوين اعلام کردند جعفر تا زمان انتقالش به قبرستان نمي دانسته است قاضي قصد اجراي حکم را دارد. هنگام اجراي حکم نيز فقط چند مامور و يک قاضي اجراکننده حکم حضور داشتند و جعفر را به چاله اي انداختند که ۱۰ روز قبل آماده شده بود".

 

اينكه يك قاضي در قزوين جعفر را سنگسار كرده در واقع توجيه كثيف و مسخره اي است براي گريز مقامات جمهوري اسلامي از فشار مبارزه عليه سنگسار در ايران و در سطح جهان. اين توجيه طبعا براي هيچكس قابل قبول نيست. وقتي در قوانين اسلامي حكومت سنگسار وجود دارد و دور انداخته نشده است، روشن است كه هر آخوند جنايتكاري در اين شهر و آن شهر ميتواند آنرا عليه زنان و مردان به كار گيرد. جعفر نميبايست وحشيانه قرباني ميشد. مكرمه نميبايست اينچنين به زجر و عذاب و شكنجه دچار ميشد. او گناهي نكرده است. و جعفر هم گناهي نكرده بود. دو فرزند كوچك آنها نيز كه زندگيشان اينچنين به سياهي و زجر كشيده شده گناهي نكرده اند. اگر مبارزه و كمپين گسترده بين المللي و اعتراض گسترده مردم در ايران نبود اكنون مكرمه را هم بي سر صدا و يا با سر وصدا با سنگ و آجر زجركش كرده بودند. در اين هيچ ترديدي نيست. يك انسان را ما مخالفين توحش اسلامي از سنگسار نجات داديم. اين جاي خوشحالي بسيار است. اما روزي كه اين خشم و نفرت و مبارزات به هم بپيوندد و كل جامعه را از شر اين ماشين جنايت ضد بشري خلاص كند، جاي خوشحالي بسيار بيشتر آن روز است.*


بازگشت به صفحه اول