بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

   نبرد حاد ودشواری در پیش است

 در روز جمغۀ 28.3.2008 در رابطه بافیلمی که توسط یک قانون گذار هلندی درست شده اغتراضات برخی از رهبران کشورهای اسلامی را بر انگیخته است و  آقای بان کی مون هشتمین  ذبیر کل سازمان ملل متحد به صف این کشورها پیوسته در این رابطه  اطلاغیه ای را صادر کردند  که نماینده ایشان آنرا برای خبر نگاران قرائت نمودند . ایشان گفته اند  من تلاش دولت هلند را برای متوقف کردن آنرا تأیید می کنم .هیچ توجیهی برای سخنان نقرت بر انگیز ویا تحریک به خشونت  وجود ندارد . این آزادی بیان نیست این خشونت ایجاد می کند .

 

حال جایگاه بیانیه چیست   :این بیانیه اعلام حضور بسیار علنی  سازمان ملل ، اعلام حضور بسیار آشکار علیه آزادی بیان است . بیانیه را صادر کردند تا بزعم خود طوفان نقد را آرام کنند . جوهر بیانیۀ صادر شده اینست که به نسل نو اعلام کنند ذفاع از آزادی بدون قید وشرط بیان دوران تاریخی ای داشته که بسر رسیده است !! از نظر آقای بان کی مون وسازمان ملل باید آزادی عقیده وبیان دو باره معنا گردد.!! جوهر بیانیه چراغ سبزی است به رژیمهای  اسلامی  تا بیشتر انسانیت را به سیخ بکشند وآزادی خواهی وسکولاریسم را با ساطور سر ببرّند . پیامد عملی این بیانیه خطر ناکتر از هواپیماهای غولپیکری است که صحنه های ضد انسانی و دلخراش یازدۀ سپتامبر را بر صحفات تاریخ بشریت ثبت کردند ، خطر ناکتر از بمبهای  است که در عراق در آنی صدها نفر زن و کودک وپیرو جوان را در هم می کوبد و قصاب خانه ای از اجساد تکه وپارۀ انسانهای بی گناه را بر جای میگذارد . این بیانیه عملاً علیه چپ وعلیه سکولاریسم صادر شده است  .و در آینده هزاران هزار انسان شرافتمند وآزادیخواه  ازمسلمان وغیر مسلمان یا هر گرایش مذهبی که دارند با چاشنی همین اطلاعیه در سراسر جهان در هم کوبیده میشوند . این بیانیه یعنی رأی دادن علیه جامعۀ آزاد بشری . یعنی رأی به جنگ وخشونت و خون پاشیدن به روی بشریت نه تنها در خاور میانه بلکه در سراسر جهان .

این مسئله برای نظام سرمایه داری وارگانهای رهبری کننده اش چیزی تازه ای نیست که دستگاه مذهب وناسیونالیسم دو تکیه گاه اصلی نظام سرمایه داری هستند که در هر کجا هر یک از آنان بخطر افتند بلا فاصله راست جامعه یک کاسه می شود واینچنین بیانیه هایی علیه وضع موجود صادر می نمایند.

خودِ فیلم چه خواستی را بیان می دارد :   این فیلم کوتاه گوشه های  کوتاهی از حقیقت عینی را به منصۀ ظهور در آورده و توصیفی کوتاه از اوضاعی  است که تروریستها درگوشه وکنارجهان بخصوص در عراق ، ایران ، افغانستان ، وفلسطین ، لبنان در سطح وسیعتر ودر ابعادی هولناکتر هر روزه  در جریان است . اما این فیلم تعدادی از آدمهای این کرۀ زمین را که هر یک بدنبال منافع اردوگاه  خود هستند ظاهراً عصبانی کرده است .از ذبیرکل سازمان ملل تا نیمچه آحوندهای بنگلادش . امّا از چه چیز عصبانی شده اند ؟ مگر این مسائل اتفاق نیفتاد ه است ؟ مگر می توان یازدۀ سبتامبر وتکه پاره شدن صدها اسپانیایی را در قطار از تاریخ رویدادهای جهان حذف کرد. یا شاید در نسل جدید احمدی نژادی دیگری پا به میدان گذارد ومثل هولوکاس یازده سبتامبر را انکار کند .؟! چون نظام سرمایه داری انچنین آدمهایی را احتیاج دارد .

مگر امامان جمعه وآخوندها 24 ساعته روی منبرها علیه بشریت متمدن علیه آزادیخواهی ومخالفین عربده نمی کشند  وجهاد را تبلیغ نمی کنند ؟ مگر سربریدن و دست وپابریدن وگردن زدن بدار آویختن کار هرروزه اینها نیست ؟ مگر این واقعیات جامعۀ موجود واین تاریخ دوران ما نیست ؟کاقی است به زندانها وسیاهچالهای قرون وسطی رژیم اسلامی ایران سری بکشید و همچنین به عربده کشیها و اراجیفی که رهبران این رژیم علیه مردم ایران ومخالفین شان در سراسر جهان نشخوار میکنند گوش کنید می توان هر روز ه صدها فیلم از فیلم فتنه عینی ترواقعی تر را ساخت.   مگر چهرۀ نیرومند مرگ وکشتار بر خاور میانه سنگینی نمی کند ؟مگر افت ارزشهای انسانی در سراسر جهان توسط تروریسم اسلامی وتروریسم دولتی برهبری غرب به آخرین نقطه خود نرسیده ؟ مگر حرمتی برای بشر مانده  است ؟ این جریانات توسط کمکهای مالی ومعنوی  غرب علیه روسیه قدیم دندان در آوردند ؛ هم اکنون در خاورمیانه گوشت می جوند ودر سراسرجهان خون می مکند  اینها دست پرورده های غرب هستند. اینها که سعی دارند بشریت را بدوران جاهلیت باز گردانند مگر در آستین چه کسی غیراز غرب  پرورش یافتند . گوشه های دیگر فیلم سیاستهای راسیستی و نژاد پرستانه را به تصویر کشیده است و خارجی ستیزی واسلام ستیزی را تقویت کرده است. این فیلم جان تازه ای به راسیسم غرب داده تا بتواند خارجیانی که خود از دست اسلام سیاسی فرار ی شده اند را در هم بکوبد . و همچنین فضایی را برای عربده کشان و رهبران اسلام سیاسی باز کرد تا بتوانند از این مسئله سواستفاده کنند خود را نماینده ورهبر میلیونها مسلمان جا بزنند تا امتیازات بیشتری را از غرب  بگیرند . از طرف دیگر رهبران رده اول و دوم وچندم  غرب هم از آن سواستفاده کرده وعلیه آزادی بیان اعلامیه صادر کردند وخطر آزادی وسکولاریسم را به نسل جدید گوشزد نمودند . این فیلم جدا از اینها اسلام را به نقد نکشیده است . مذهب باید از زاویه انسانی مورد نقد عمیق قرارگیرد ونشان داده شود که در طول تاریخ بشر چکار کرده است . چه بلا هایی  بر سر انسانها آورده وچگونه از بدو پیدایشش تا امروز منتقدین خودرا با بی رحمانه ترین شکل و شیوه از راه برداشته است . دینی که بر اساس مرگ وکشتار وخون ریزی وجهاد ونابودی مخالفینش پابرجاست . این چه تفکری است که نباید از آن انتقاد کرد . نباید از رهبرش انتقاد کرد ، نباید کتابش را مورد نقد قرار داد اگر کسی از این گروه خارج شود مرتد است و باید کشته شود !! عجبا این یعنی چه ، اگر کسی کلاه خودرا قاضی کند آیا یک زره منطق را در آن می یابد؟ ، این یعنی سیاهی تحمیل شده برزندگی آن مردم وبه کل بشریت ، این یعنی به صلیب کشیدن اندیشه های آزاد انسانی  .  همین 30 سال عمرننگین رژیم اسلامی ایران و حکومتهای منطقه را در نظر بگیرید که چه جنایاتی علیه بشریت راه انداخته اند به دوران طالبانی شدن افغانستان نکاه کنید. که در عین فروپاشیدن تمام ارزشهای انسانی  چگونه دهکده ها در خاکستر ومزارع در تباهی بیداد می کردند .عراق را نگاه کنید که به یُمن ارتش آمریکایی حامل دمکراسی برای مردم عراق ، چه جریانات مرگ باری پا به عرصۀ میدان گذاشته اند. وچگونه روزانه دهها نفر از همان مردم مسلمان عراق را به کام مرگ می فرستند.

در رابطه با این فیلم  رهبران اسلامی میگویند  قلب جهان اسلام جریحه دارشده است . باید دید که   قلب چه کسانی جریحه دار شده است . قلب رهبران حکومتهای فاشیست  منطقه که همگی میلیارد درهستند ودر کاخهایشان روی زّر نشسته ودر نازو نعمت زندگی می کنند .  قلب آخوندهای مرتجعی که در زندگی ننگینشان دست به سیاه سفید نزده اند وشغل شریفشان فقط وفقط جاسوسی وفتنه گری ودوبهم زنی بوده وهست . یا قلب کارگران وزحمتکشان و مردم بستوه آمده از دست دو قطب  تروریسم ، تروریسم اسلامی برهبری رژیم اسلامی ایران وتروریسم دولتی به رهبری آمریکا.  قلب این مردم از دست این دو قطب تروریستی جریحه دار شده است . اینها نمی توانند خودرا بجای نماینده گان مردم  به مردم تحمیل کنند .سران فاشیست رژیم اسلامی ایران نماینده گان مردم ایران نبوده و نیستند. طالبان وحکمتیار و کارزای و امثالهم نماینده  کارگران وزحمتکشان افغانستان نیستند. رژیم دست نشانده آمریکا در عراق وباندهای ترور اسلامی  نماینده گان مردم  آوارۀ عراق نیستند. رهبران حماس منتخب کارگران وزحمتکشان تنگ دست فلسطینی نبوده ونیستند  کارگران وزحمتکشانیکه زیر سایه  ارتش فاشیست اسرائیل باندهای جنایتکار اسلامی حتی از آب آشامیدنی محروم هستند . لبنان وپاکستان وسایر کشورهای خاور میانه هم همینطور. اگر از این مردم بپرسید  ، جهاد نمی خواهند ، حکومت اسلامی نمی خواهند ، مردم گرسنه هستند ، کار می خواهند نان می خواهند  از این وضعیت غیر انسانی خسته شده اند وآسایش و آرامش وامنیّت می خواهند.

     زنده باد انسانیت.

محمدامین کمانگر 4.4.2008


بازگشت به صفحه اول