|
|
|||||||
|
|
جوانان کمونیست 243 مانیفست کمونیست، برداشت یک! "پیش نویس مبانی اعتقادی یک کمونیست" اثر فردریک انگلس
آنچه که در زیر می آید ترجمه یک سند جالب و تاریخی از جنبش کمونیسم کارگری و سیر تحول مارکسیسم است. این در واقع شکل جنینی مانیفست کمونیست مشهور است. میدانیم که "اتحادیه کمونیستها" (که قبلا "اتحادیه عدالت" نام داشت) و تشکلی از کمونیست ها و پیشروان کارگری چند کشور اروپایی بود از مارکس و انگلس خواسته بود تا برنامه و اصول اعتقادی برای این سازمان نوپا بنویسند. این اولین پیش نویسی است که انگلس تهیه میکند و به کنگره اول "اتحادیه کمونیست ها" در ماه ژوئن 1847 در لندن میرساند. این سند در اختیار نمایندگان قرار میگرد. چند ماه بعد انگلس خود پیش نویس دومی ارائه میدهد که اکنون به نام "اصول کمونیسم" شناخته میشود و یکی از کلاسیک های مارکسیسم است. مقایسه این متن با "اصول کمونیسم" نشان میدهد که انگلس در چه قسمت هایی از این طرح اولیه تصحیحاتی وارد میکند و برخی بندهای اصول کمونیسم (که مثل همین "پیش نویس مبانی اعتقادی" بصورت سوال و جواب است) را دست نخورده باقی میگذارد. اصول کمونیسم به کنگره دوم "اتحادیه کمونیست ها" ارائه میشود و اینبار مارکس هم هست و چندین روز بحث و تبادل نظر صورت میگیرد و کنگره نوشتن متن نهایی اصول اعتقادی و برنامه اتحادیه کمونیست ها را بعهده مارکس و انگلس میگذارد. اما بعدا مارکس و انگلس تصمیم به نوشتن ورژن دیگری میگرند و به پیشنهاد خود انگلس از فرم سوال و جوابی که ویژه فرقه های مخفی آندوره بود دست برمیدارند و سرانجام مانیفست کمونیست خلق میشود. مقایسه این طرح اولیه با شکل نهایی مانیفست، که البته مارکس در نوشتن مانیفست نقش محوری دارد، بخوبی نشان میدهد که جنبش ما اولین گام ها برای بیان کردن اهداف و آرمانهای خود را چگونه و با چه زحمتی برداشته است. ارزش این سند در واقع در همین است. نشان میدهد که چگونه برنامه کمونیسم کارگری دارد متولد میشود.
بحث بیشتر در این مورد را باید برای فرصتی دیگر گذاشت و فقط چند کلمه در مورد ترجمه بگویم. این متن را تا همین دو سه هفته پیش ندیده بودم. این وقتی بود که در کتابخانه کالج چاپ نسبتا جدیدی از مانیفست (سال 2004) در کانادا توجه ام را جلب کرد. این متن بعنوان یکی از ضمیمه های آن چاپ جدید آمده بود. تا نگاه کردم فکر کردم برای خوانندگان نشریه جوانان کمونیست میتواند جالب باشد و طبق معمول مجبور بودم عجله عجله ای آنرا ترجمه کنم و امیدوارم دوستان و رفقای اهل ترجمه دقت این متن را چک کنند. طبعا سعی کرده ام که به متن اصلی وافادار بمانم و اگر می بینید گاه بعضی جملات ثقیل هستند ترجیح دادم آنرا بهمان صورت عرضه کنیم. متن انگلیسی را میتوانید در اینترنت و هرجا که مجموعه آثار مارکس و انگلس را دارد پیدا کنید. از جمله در سایتی که خسرو داور برای مارکس و انگلس درست کرده میتواند متن انگلیسی را حتی از طریق فهرست فارسی آن پیدا کنید. اگر سراغ آثار سال 1847 بروید تیتر این مطلب با عنوان "پیش نویس اقرار نامه یک کمونیست" آمده است. البته "اقرارنامه " به نظر من ترجمه مناسبی نبود و "مبانی اعتقادی" صحیح تر به نظر می آید. بهرحال تعیین تکلیف این چیزها بعهده مترجمین واقعی است. همینقدر میتوانم بگویم که این متن شما را در جریان این "برداشت یک" از صحنه زایمان مانیفست کمونیست قرار میدهد. اینهم آدرس سایت: http://marxengels.public-archive.net ضمنا پرانتزها در اصل است و چندجا کلماتی در کروشه آمده که از مترجم است. مصطفی صابر. 22 مارچ 2008
پیش نویس مبانی اعتقادی یک کمونیست فردریک انگلس
سوال یک: آیا شما یک کمونیست هستید؟
پاسخ: بله.
سوال دو: هدف کمونیستها چیست؟
پاسخ: سازمان دان جامعه بصورتی که هر عضو آن بتواند در آزادی کامل تمام تواناییی ها و استعدادهای خود را استفاده کند و گسترش بخشد بدون اینکه در این راه شرایط پایه ای آن جامعه را زیر پا گذارد.
سوال سه: چگونه میخواهید به این هدف برسید؟
پاسخ: توسط حذف مالکیت خصوصی و جایگزینی آن با مالکیت اشتراکی.
سوال چهار: مالکیت اشتراکی [مورد نظر] شما بر چه پایه ای قرار دارد؟
پاسخ: اولا، بر توده نیروهای مولده و وسائل معیشت که نتیجه توسعه صنعت، کشاورزی، تجارت و کلنی سازی است، و بر امکاناتی که بکارگیری ماشین، شیمی و دیگر منابع با توسعه بی نهایت شان، در خود نهفته دارد. ثانیا، بر این واقعیت که در آگاهی یا احساس هر فرد اصول پایه ای معین و غیر قابل انکاری هست که محصول کل توسعه تاریخی است و نیازی به اثبات ندارد.
سوال پنج: این اصول کدام هستند؟
پاسخ: برای مثال هر فرد می کوشد که شاد باشد. شادی هر فرد از شادی همگان جدایی ناپذیر است، و غیره.
سوال شش: از چه راهی میخواهید به مالکیت اشتراکی برسید؟
پاسخ: با روشنگری و متحد کردن پرولتاریا.
سوال هفت: پرولتاریا چیست؟
پاسخ: پرولتاریا آن طبقه ای از جامعه است که منحصرا با اتکاء به کار خود زندگی میکند و نه بر پایه سود ناشی از هیچ نوع سرمایه ای؛ آن طبقه ای که بنا بر این خوشی و بدبختی اش، مرگ و زندگی اش، بستگی به دوره های خوب و بد بیزنس [داد و ستد] ، در یک کلمه بستگی به افت و خیز رقابت دارد.
سوال هشت: پس آیا همیشه پرولتارها وجود نداشته اند؟
پاسخ: خیر. طبقات فقیر و کارگر همیشه وجود داشته اند؛ و آنهایی که کار میکرده اند اغلب همیشه فقیر بودند. ولی پرولتارها همیشه وجود نداشته است، همانطور که رقابت همیشه آزاد نبوده است.
سوال نه: چگونه پرولتاریا سر برآورد؟
پاسخ: پرولتاریا بعنوان نتیجه بکارگیری ماشین ها بوجود آمد که از نیمه قرن گذشته [قرن هژدهم] اختراع شدند و مهمترین آنها عبارتند از: موتور بخار، ماشین ریسندگی و ماشین بافندگی. این ماشینها که خیلی گران بودند و بنابراین تنها در دسترس مردم پولدار بودند، جایگزین کارگران آنزمان شدند. چرا که با به کارگیری ماشین تولید کالاها ارزانتر و سریعتر از آنچه که کارگران آنوقت با چرخهای ریسندگی تکامل نیافته و دستگاه دستی بافندگی خود میتوانستند، ممکن شد. ماشینها به این ترتیب صنعت را تماما به دستان سرمایه داران بزرگ منتقل کرد و مالکیت محدود کارگران آنوقت که عمدتا عبارت از ابزارها و دستگاه دستی بافندگی و غیره بود کاملا بی ارزش شد، چنانکه سرمایه دار صاحب همه چیز شد و برای کارگر چیزی نماند. به این ترتیب سیستم کارخانه ای بوجود آمد. وقتی که کاپیتالیست ها دیدند که این چه مزایایی برایشان دارد آنرا به رشته های دیگر کار نیز بیش از پیش گسترش دادند. آنها کار را بیشتر و بیشتر بین کارگران تقسیم کردند چنانکه کارگرانی که سابقا یک محصول تمام را میساختند، حالا فقط بخشی از آنرا تولید میکردند. کار ساده شده به این ترتیب توانست محصولات را سریعتر و ارزانتر تولید کند و حالا میشد آنرا تقریبا در هر رشته ای که ماشین استفاده بشود، پیدا کرد. بمجرد آنکه هر رشته ای از کار تحت تولید کارخانه ای قرار گرفت، درست مثل مورد ریسندگی و بافندگی، در دستان کاپیتالیست های بزرگ قرار میگرفت و کارگران از آخرین بقایای استقلال خود محروم گشتند. ما تدریجا به وضعیتی رسیده ایم که تقریبا همه رشته های کار تحت سیستم کارخانه ای قرار گرفته اند. این وضعیت بطور روز افزونی طبقه متوسط سابق، بخصوص استادان صنعتگر کوچک، را تماما به وضعیت پیشین کارگران رانده است و دو طبقه جدید که همه طبقات دیگر را می بلعد به وجود آمده است، یعنی: 1) طبقه سرمایه داران بزرگ که در همه کشورهای پیشرفته تقریبا مالکیت انحصاری وسائل معیشت و آن وسائلی که (ماشین ها، کارخانه ها، کارگاهها و غیره) این وسائل معیشت با آن تولید میشوند را در اخیتاز دارند. این طبقه بورژوا یا بورژوازی است. 2) یک طبقه کاملا فاقد مالکیت، که مجبور از فروش کارشان به طبقه اول، بورژوازی، هستند تا در عوض آن بتوانند وسائل معیشت خود را تامین کنند. از آنجا که طرفین این معامله در جریان کار برابر نیستند، بلکه بورژوازی دست بالا دارد، فاقد مالکیت ها مجبور است به شرایط بدی که توسط بورژوازی مقرر میشود تن بدهند. این طبقه، وابسته به بورژوازی، طبقه پرولترها یا پرولتاریا نامیده میشود.
سوال دهم: به چه طریقی پرولتر از برده متمایز میشود؟
پاسخ: برده یکبار برای همیشه فروخته میشود، پرولتر مجبور است خود را بر پایه روز و ساعت بفروشد. برده ملک یک ارباب است و بخاطر همین معیشت اش، هر اندازه محقرانه، تضمین میشود. پرولتر باید گفت که برده کل طبقه سرمایه دار و نه برده یک ارباب است و بنا بر این معیشت تضمین شده ای ندارد. چون کسی کار او را اگر به آن نیاز نداشته باشد، نمی خرد. برده یک شیء بشمار می آید و نه یک عضو جامعه مدنی. پرولتر بعنوان یک شخص، بعنوان یک عضو جامعه مدنی برسمیت شناخته میشود. برده بنابراین ممکن است معیشت بهتری از پرولتر داشته باشد، اما این دومی [پرولتر] در مقام بالاتری از تحول [اجتماعی] قرار گرفته است. برده خود را با تبدیل شدن به یک پرولتر آزاد میکند، یعنی از کل روابط مالکیت صرفا رابطه بردگی را الغاء میکند. پرولتر تنها با الغاء مالکیت بطور کلی میتواند خود را آزاد کند.
سوال یازدهم: به چه طریق پرولتر از سرف [رعیت] متمایز میشود؟
پاسخ: سرف یک قطعه زمین، یعنی یک وسیله تولید، در اختیار دارد و در عوض آن سهم کمتر یا بیشتری از محصول را باید [به ارباب] برگرداند. پرولتر با ابزار تولیدی کار میکند که به دیگری تعلق دارد که در ازای کار پرولتر بخشی از محصول را، که توسط رقابت تامین میشود، به او میدهد. در مورد سرف، سهم کار کننده توسط کار خود او یعنی توسط خود او تعیین میشود. در مورد پرولتر این سهم توسط رقابت تعیین میشود و بنا براین در وحله اول توسط بورژوازی. سرف معیشت تضمین شده ای دارد، پرولتر فاقد آنست. سرف با بیرون کردن ارباب فئودال و تبدیل شدن به یک مالک و بنابر این وارد شدن به رقابت و ورود به طبقه مالک، طبقه ممتاز، خود را رها میکند. پرولتر با برانداختن مالکیت، رقابت و همه تفاوت های طبقاتی خود را رها میسازد.
سوال دوازدهم: به چه طریق پرولتر از صنعتگر شهری متمایز میشود؟
پاسخ: برخلاف پرولتر، این به اصطلاح صنعتگر شهری که در قرن گذشته هنوز همه جا وجود داشت و هنوز هم اینجا و آنجا دیده میشود، حداکثر یک پرولتر موقتی است. هدف او بدست آوردن سرمایه و استثمار بقیه کارگران است. او اغلب میتواند به این هدف دست پیدا کند، آنجا که هنوز اصناف قرون وسطی وجود داشته باشد، یا آنجا که آزادی ورود به یک رشته منجر به ایجاد سازمان صنایع دستی بر پایه [سیستم] کارخانه و تشدید رقابت نشده باشد. اما بمجرد آنکه سیستم کارخانه ای در صنایع دستی عرضه شود و رقابت تماما پا بگیرد، این چشم انداز تیره میشود و صنعتگر شهری بیش از پیش یک پرولتر میشود. بنا بر این صنعتگر شهری خود را با بورژوا شدن و یا بطور کلی وارد طبقه متوسط شدن آزاد میکند، یا با تبدیل شدن به یک پرولتر در نتیجه رقابت (همانطور که اکنون در اغلب موارد اتفاق می افتد) و پیوستن به جنبش پرولتاریا – یعنی جنبش کم و بیش آگاه کمونیست، آزاد میشود.
سوال سیزده: پس شما باور ندارید که مالکیت اشتراکی در هر زمانی ممکن بوده است؟
پاسخ: خیر. کمونیسم فقط وقتی سربرآورد که ماشین و دیگر اختراعات برافراشتن چشم انداز یک توسعه همه جانبه، یک موجودیت شاد برای همه اعضا جامعه را ممکن کرد. کمونیسم تئوری رهایی است که برای برده ها، سرف ها و صنعتگران شهری ممکن نبود، بلکه فقط برای پرولترها ممکن است و بنا بر این ضرورتا متعلق به قرن نوزدهم است و در هیچ مقطع زمانی پیشتر ممکن نبود.
سوال چهارده: اجازه دهید به سوال ششم برگردیم. آنطور که میخواهید برقراری مالکیت اشتراکی را از طریق روشنگری و متحد کردن پرولتاریا تدارک کنید، آنگاه شما انقلاب را رد میکنید؟
پاسخ: ما نه فقط بر بی ثمر بودن که حتی مضر بودن انواع توطئه گری اعتقاد داریم. ما همچنین آگاه هستیم که انقلابات عامدانه و باری بهرجهت برپا نمی شوند بلکه در همه جا و در همه زمانها آنها نتایج ضروری شرایطی اند که بهیچ وجه به اراده رهبری احزاب منفرد و یا کل طبقات بستگی ندارند. اما ما همچنین می بینیم که تکامل پرولتاریا تقریبا در تمام کشورهای جهان توسط طبقات دارا بزور سرکوب میشود و در نتیجه یک انقلاب توسط مدعیان کمونیستها جبرا تدارک میشود. اگر نهایتا پرولتاریای سرکوب شده به انقلاب روی آورد، آنگاه ما از این امر پرولتاریا با عمل خویش دفاع خواهیم کرد چنانکه اکنون با حرف خود میکنیم.
سوال پانزده: آیا شما قصد دارید که نظم اجتماعی فعلی را با یک ضربت به مالکیت اشتراکی تبدیل کنید؟
پاسخ: ما چنین قصدی نداریم. تحول توده ها را کسی نمی تواند با فرمان انجام دهد. بلکه با تحول در شرایطی تعیین میشود که این توده ها در آن زندگی میکنند، در نتیجه تدریجا بدست خواهد آمد.
سوال شانزده: بنظر شما انتقال از وضع حاضر به مالکیت اشتراکی تحت تاثیر چه خواهد بود؟
پاسخ: اولین و اساسی ترین شرط برای ارائه مالکیت اشتراکی همانا آزادی سیاسی پرولتاریا از طریق یک نهاد دمکراتیک است.
سوال هفده: اولین اقدام شما پس از استقرار دمکراسی چیست؟
پاسخ: تضمین معیشت پرولتاریا.
سوال هجده: چگونه میخواهید این کار را انجام دهید؟
پاسخ: 1). با محدود ساختن مالکیت خصوصی بطریقی که تدریجا شرایط برای انتقال آن به مالکیت اجتماعی آماده میشود، یعنی از طریق مالیات بندی تصاعدی، محدود ساختن حق وراثت به نفع دولت و غیره و غیره. 2). با استخدام کارگران در کارگاهها و کارخانه های ملی و در مستغلات ملی. 3). با آموزش همه بچه ها به خرج دولت.
سوال نوزده: چگونه این نوع از آموزش را در دوره انتقال میخواهید سازمان دهید؟
پاسخ: همه بچه ها بمجرد اینکه مراقبت های اولیه مادرانه امکان دهد، توسط موسسات دولتی مورد آموزش قرار میگیرند.
سوال بیست: آیا برقراری مالکیت اشتراکی با اعلام اشتراک زنان همراه نیست؟
پاسخ: بهیچ وجه. ما تنها وقتی در روابط خصوصی بین زن و مرد یا بطور کلی خانواده دخالت میکنیم که حفظ نهاد [خانواده] موجود مزاحم نظم اجتماعی جدید باشد. بعلاوه، ما بخوبی اطلاع داریم که روابط خانواده در طول تاریخ توسط مناسبات مالکیت و مراحل توسعه اجتماعی تغییر یافته و بنا بر این پایان مالکیت خصوصی نیز مهمترین تاثیر را بر آن خواهد داشت.
سوال بیست و یک: آیا ملیت ها در کمونیسم به حیات خود ادامه میدهند؟
پاسخ: ملیت مردمانی که بر پایه اصول اشتراکی بهم می پیوندند بهمان اندازه توسط این اتحاد برای امتزاج یافتن کنار زده میشود که تفاوت های گوناگون بین اقشار و طبقات از طریق برچیدن پایه همه اینها- مالکیت خصوصی، زوال می یابد.
سوال بیست و دو: آیا کمونیست ها مذاهب موجود را رد میکنند؟
پاسخ: همه مذاهب تاکنون موجود بیان مراحل توسعه تاریخی گروهها یا مردمان منفرد بوده است. اما کمونیسم آن مرحله توسعه تاریخی است که همه مذاهب موجود را زائد میکند و کنار میزند.
به نام و به سفارش کنگره [اول اتحادیه کمونیستها] خزانه دار: Heide رئیس: Karl Schill لندن 9 جون 1847 |