|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۳۷ یاشار سهندی
سرافراز در نبردی نابرابر
سال ۸۶ برای ما کارگران با نام محمود صالحی آغاز گشت وقتی که مزدوران سرمایه او را ربودند و در زندان سنندج به بند کشیدند. همه هدف رژیم اسلامی سرمایه از این آدم ربایی و به بند کشیدن او این بود که ابتدا ترس در دل فعالین کارگری بیندازد و مانع شکل گیری اول مه شود و به تبع آن هر چه بیشتر تعرض خود را به طبقه کارگر سازمان دهد تا شاید جلو اعتصابات کارگری را که هر روز در گوشه و کنار این مملکت به وقوع می پیوندد بگیرد. بی شرمانه اعلام کردند: محمود صالحی را آنقدر در زندان نگه میداریم که بمیرد. اما شکست از همان نقطه ای شروع شد که تبهکاران تعرض را سازمان داده بودند. فکر میکردند با زندانی ساختن محمود صالحی، با علم به اینکه او شدیدا از نظر جسمی بیمار است او در هم شکسته خواهد شد؛ و او را شکسته خورده به نمایش خواهند گذاشت تا خیل عظیم فعالین کارگری را به تمکین کشانند. اما مقاومت جانانه محمود صالحی ( که به قیمت سنگینی برا ی او تمام شد و کاملا از نظر جسمی در مخاطره قرار گرفته) رژیم اسلامی سرمایه را به استیصال کشانده است. او نه تنها در هم نشکست بلکه از همان درون زندان و با همان جسم بیمارش که روز بروز فرسایش می یابد بی محابا به مبارزه خود علیه سرمایه داران ادامه داد و از هر فرصتی استفاده کرد و به هر مناسبتی پیام داد و ما کارگران را به مبارزه متحدانه علیه سرمایه فرا خواند. او در یکی از پیامهایش از درون زندان، علیرغم خطر از کار افتادن تنها کلیه اش که منجر به عوارض گوناگون برای او شده است و مرتب بیهوش میگردد، حال خود را خوب توصیف کرد. او اکنون با اعتصاب غذای خشک در وضعیت بحرانی بسر میبرد. او اما حال خود را خوب توصیف کرد چون ایمانش را به طبقه کارگر از دست نداده و میداند این طبقه روز بروز بیشتر در صحنه منازعه طبقاتی در ایران گام به پیش میگذارد علیرغم همه کمبودها و دست تنگی های این طبقه. این را مقایسه کنید با همه آن کسانی که در بیرون از زندان هستند و با وجود دیدن صدها اعتصاب در همچین شرایط وحشتناکی هنوز اینرا کافی نمیدانند؛ تدافعی میدانند و آب سرد بر آتش این مبارزه میپاشند. این را مقایسه کنید با کسانی که خود را مبارز ضد سرمایه داری میدانند ولی هر گونه مبارزه طبقه کارگر برای بهبود شرایط زیستش که اکنون برای زنده ماندن نیز دچار مشکل اساسی شده بی مورد، بیخود و در بهترین حالت "صنفی" میدانند، معتقدند که این در جهت جنبش لغو کارمزدی نیست!؟ این را مقایسه کنید با آنها که به فلان بند قانون کار جمهوری اسلامی سرمایه چسبیدند و بهمان فصل قانون اساسی این دولت استثمارگر را زیر و رو میکنند تا ثابت کنند "حقوق ملت" و کارگر در آن نهفته است!؟ این را مقایسه کنید با همه کسانی که چون کارگر بودند و هستند و دستان پینه بسته شان را به رخ همگان میکشند اما هر چه را که رنگ و بوی نظر آنها را نداشته باشد تکفیر میکنند یا در بهترین حالت اصلا به روی مبارک خود نمی آورند که کارگر دارد مبارزه اش را میکند و مبارزه خود را جهانی کرده اما اینها هنوز سرگیجه گرفته اند که آیا این گونه شده خوب است یا بد!؟ و در تناقض مانده اند چون از یکطرف مبارزات کارگران را تدافعی میدانند و از طرف دیگرکارگران هر روز بیشتر از پیش موفق میشوند که حمایت کارگران جهان را جلب کنند. این به اصطلاح "فعالین صادق طبقه کارگر" ( عنوانی که خودشان را به آن مفتخر ساخته اند!) معتقدند که فلان رئیس اتحادیه در اروپا گروه خونش به این حرفها نمی خورد و آنکه به زعم ایشان رنگ کارگری دارد ساکت است و حامی "خانه کارگر جمهوری اسلامی" و مانده اند حرف این را باور کنند یا آن یکی را!؟ همه اینها را بگذارید در کنار مبارزه بی امان و جانفرسای محمود صالحی در زندان که برای دادن روحیه به فعالین کارگری حال وخیم خود را خوب توصیف میکند تا آنها محکم تر به مبارزه خویش ادامه دهند. او میداند که مبارزه ظاهرا تدافعی کارگران یکدم خاموش نگرفته است. او میشنود که در طی یکسال چندین بار در سطح بین الملل به بهانه او و اسانلو کارگران جهان از مبارزه کارگران ایران حمایت کردند و این روحیه او را قوی نگه میدارد با وجود بیماری سختی که دارد که هر کسی را از پا میندازد. مزدوران سرمایه بازی را باختند. هر چه از خباثت و دنائت را بلد بودند بر سر او آوردند و اوج بی شرفی شان نظر پزشکی قانونی این دولت بود که اعلام کرد او قادر است که زندان را تحمل کنند! او مبارزه میکند برای همین قادر شده است که تحمل کند و ناامید نیست. کسی اگر معتقد باشد نمیشود کاری کرد، یکروز هم تاب شرایط دهشتناک زندان های جمهوری اسلامی را نمی آورد و آنها که به این باور رسیده اند که میشود کاری کرد و دیر هم شده است در هر شرایط سختی در پی پیش بردن این امر خواهند بود. مبارزه سرسختانه محمود صالحی در زندان در یکسال گذشته، مبارزه طبقه کارگر ایران را جلوه دیگری بخشیده است. مقاومت او ،شکنجه گران زخمی از روحیه سرسخت محمود صالحی را وادار کرده است که دوباره او را به دادگاه کشانند و برایش قرار موقت بازداشت صادر کنند و این گونه کینه عمیق خویش را از طبقه کارگر به نمایش بگذارند. جرم محمود صالحی اینبار ارسال پیامهای روحیه بخش از زندان به بیرون هست. این " بی قانونی" نیست این عین قانون دولت سرمایه دار است. اگر زندانی سیاسی که کارگر هم هست پیروزمندانه، هر چند نحیف و بیمار، از زندان بیرون بیاید شکست جبران ناپذیری برای این دستگاه ستم و استثمار است. او را میخواهند درهم شکنند، اما یکسال مقاومت نشان داده است که موفق نخواهند شد. محمود صالحی نشان داد که طبقه کارگر طبقه "مستضعف" نیست و "شناسنامه طبقه، دستان پینه بسته اش" نیست که مبارزه او بر علیه نظام سرمایه داری شناسنامه اوست، و محمود صالحی سمبل این مبارزه است. او نشان داده است که این طبقه در حال مبارزه تدافعی نیست که دارد حمله میکند و این حمله تمام دستگاه جهنمی شکنجه سرمایه داران را به زانو درآورده است. علیرغم همه ناباوران که استیصال خود را به حساب طبقه کارگر میگذارند محمود صالحی تمام هستی خود را گذاشته تا ثابت کند که مبارزه طبقه کارگرتعرضی است، که طبقه کارگر در ایران پرچمدار مبارزه بی امان بر علیه سرمایه است. کدام نیروی دست راستی است که حاضر باشد نام محمود صالحی را به صراحت بر زبان راند و از او اعلام حمایت کند؟ تمام این نیروها میدانند محمود صالحی فقط یک نام نیست، یک شخص نیست؛ او نماد مقاومت یک طبقه است که وحشی ترین مزدوران سرمایه را به زانو درآورده است. ایشان از آزادی او هراس دارند که این آزادی معنی ساده ای ندارد که یک زندانی دوران زندانش را گذرانده و حالا آزاد میشود؛ او دستگیر شد که طبقه عقب نشیند و حرفی از دستمزد بیشتر نزد، از انسانیت حرف نزد، از اول مه نگوید، از تشکل سخنی به میان نیاورد. اعتصاب را فراموش کند و خاموش بماند؛ اما مقاومت و ادامه مبارزه از درون زندان با تن رنجور و به مخاطر افتاده همه اینها را باطل ساخت. و در یکسال گذشته ما شاهد بودیم که طبقه کارگر یکدم ساکت نبوده است. اول مه ۸۶ با پرچم "کارگران جهان متحد شوید" همراه شد که تابوت قانون کار سرمایه را تشییع کردند و بر بنر خود نوشتند "که ما کار میکنیم که زند گی کنیم، زنده گی نمیکنیم که کار کنیم" و این یعنی سوسیالیسم. در هفت تپه کارگران مبارزه محمود صالحی را تکمیل کردند وقتی که کارفرما یعنی دولت سرمایه را به تسلیم کشاندند. در ده ها مبارزه و اعتصاب دیگر جلو سرمایه داران ایستادند و حتی دولت اسلام شلاق بدست گرفت و بر بدن نحیف کارگر فرود آورد که شاید کسی ساکت شود اما دولت اسلامی سرمایه جوابش را در ۸ مارس گرفت. در ۱۶ آذر پاسخ طبقه کارگر را شنید که سوسیالیسم یا بربریت را دانشجویان فریاد کردند. و نهایتا این حکومت جوابش را با طومار برای تعیین حداقل دستمزد از سوی کارگران گرفته است. سال ۸۶ با نام محمود صالحی آغاز گشت و با نام او به پایان رسید و این نام یعنی طبقه کارگر زنده است و خاموش نیست و نمی خواهد خاموش بماند. و سال ۸۷ نیز با نام او آغاز گشته و او در مبارزه بی امان خود تن رنجور خود را در گرو مبارزه ما گذاشته. باید اورا از زندان رها ساخت. رهایی او تنها با مبارزه پیگیر ما حاصل خواهد شد. مزدوران سرمایه جز مرگ او نمی خواهند و یا زنده اما زانو زده در برابر دستگاه شکنجه سرمایه داران اسلامی. ما کارگران اما او را سرافراز میخواهیم همانگونه که تاکنون بوده و برای سرافرازی او باید مبارزه خود را جدی تر و پیگیرتر به پیش بریم.* |