|
|
|||||||
|
|
زنده باد کمونیسم گفتاری در باره نمایشگاه ضد کمونیستی استکهلم حسن صالحی hasan_salehi2001@yahoo.com در شهر استکهلم از روز ۱۰ مارس نمایشگاهی در جریان است که نام " جنایات کمونیسم بر علیه بشریت" بر آن گذاشته اند۔ این نمایشگاه از جانب یک سازمان دولتی بنام "مجتمع تاریخ زنده" دایر شده است که در سال ۱۹۹۸ ماموریت انتشار کتابی در مورد قتل عام یهودیان در طی جنگ دوم جهانی را بر عهده گرفت و آن را انتشار داد۔ ظاهرا اینبار برای ایجاد "تعادل" و "بالانس" و در همانحال برای آنکه عامدانه و وقیحانه کمونیسم و فاشیسم در کنار هم قرار داده شوند٬ نوبت را به افشاگری علیه جنایت " کمونیستها" داده اند۔ خانم "لنا آدلسون لیلیه روس" وزیر فرهنگ سوئد چنان از "افشاگری علیه کمونیسم" به وجد آمده که خواستار دائمی شدن این نمایشگاه شده است. اما نمایشگاه استکهلم در مضمون و محتوای خود چیز تازه ای ندارد۔ پیامش همان لجن پراکنی های جنگ سردی علیه کمونیسم است۔ جنایات بخشی از بورژوازی جهانی را که تحت نام کمونیسم حکومت کرده و می کند به رخ می کشند تا کمونیسم را بدنام کنند و نسبت به آن در بین مردم بدبینی ایجاد نمایند۔ (معلوم نیست که با همین استدلال چرا قساوت و جنایت پیشگی شاهان سوئد در طول تاریخ حتی باعث نشده که حداقل حکومت پادشاهی در سوئد ور بیافتد!! بقیه اش پیشکش!) نفس این نمایشگاه بیشتر از آنکه ذهن ها را علیه کمونیسم به تشویش بکشاند٬ نگرانی و سراسیمگی برگزار کنندگانش را به نمایش می گذارد۔ این نگرانی واقعی است چرا که علیرغم همه تبلیغات زهر آگین علیه کمونیستها٬ مارکس و کمونیسم در بین جوانان و مردم از محبوبیت برخوردار است۔ بعنوان مثال در کشور آلمان بمناسبت ۱۲۵مین سالمرگ کارل مارکس بسیاری از روزنامه ها از مطرح بودن ایده های وی نوشتند و اعلام کردند که نظرات مارکس همچنان زنده است۔ در همه پرسی های متعددی مارکس به محبوبترین شحصیت هزاره دوم برگزیده شد و کتاب "مانیفست کمونیست" و "کاپیتال " در زمره کتابهای پر فروش دنیا هستند۔ در مدراس و دانشگاههای آلمان بسیاری از محصلین و دانشجویان با ابراز سمپاتی موضوع انشا خود را مارکس و دیدگاههای او انتخاب می کنند۔ اکنون بر خلاف دوره قبل که فریادهای "کمونیسم مرد" گوش ها را کر می کرد٬ صحبت بر سر این است که چگونه جلوی رواج کمونیسم و جذابیت ایده های رهائبخش مارکس و کمونیسم را بگیرند۔ این انگیزه اصلی برگزاری نمایشگاه استکهلم را نشان می دهد۔ از مدتها پیش موج برگشتی آغاز شده است۔ آن فضای بشدت مسموم و گمراه کننده دوره سقوط بلو ک شرق جای حود را به روندهای تازه تری داده اند۔ در گوشه و کنار دنیا جنبش های اجتماعی بر علیه کاپیتالیسم گسترش یافته است۔ مردم در ابعاد میلیونی در خیابانهای اروپا و آمریکا به خیابان می آیند و میلیتاریسم آمریکا و متحدین غربی اش را محکوم می کنند۔ در کنار گوش دولت آمریکا یک سری دولتها بر سر کار آمده اند که ادعای دست چپی بودن دارند۔ دخالت مذهب در زندگی مردم و شئونات اجتماعی از سوی جبهه سکولاریستها و کمونیستها که سر سازشی با هیچ مذهبی ندارند به چالش کشیده شده است۔ سکون٬ یاس و تسلیم جای خود را به امید بیشتر و دخالت فزونتر در تعیین سرنوشت خود داده است۔ و هر جا جنبش های اجتماعی بدنبال راه حلی برای تغییر او ضاع می گردند٬ ایده های رهائبیخش کمونیسم و مارکس را جذاب می یابند۔ در کشوری مثل ایران یک جنبش سوسیالیستی در حال گسترش است که شعارش " سوسیالیسم یا بربریت" است۔ و "شبه" لنین بر فراز دانشگاهایش در گشت و گذار است! همه اینهاست که باعث می شود بورژوازی اینجا و آنجا بار دیگر به تبلیغات جنگ سردی و زنگ زده خود علیه کمونیسم متوسل شود۔ ولی این٬ کمکی به حال و روز آنها نمی کند۔ کمونیسم یک جنبش اجتماعی است و تا زمانی که ستم و استثمار سرمایه داری وجود دارد بعنوان منقد این نظام غیر عادلانه و برای واژگونی آن عرض اندام خواهد کرد۔ این جنبش را حکومتهای دیکتاتور- نظامی و اختناق و سرکوب سیاسی نتوانسته اند به خانه بفرستند و بطور قطع با برگزاری یک نمایشگاه نیز از صحنه بدر نخواهد رفت۔ کمونیسم یک نیاز جامعه است و جامعه آن را طلب می کند۔ این جنبشی است که می خواهد پایانی بگذارد بر اسارت انسان و اختیار انسان را به خود او بازگرداند۔ جنبش کمونیسم کارگری هیچگاه خود را بدهکار جنبش های دیگر ندانسته که به اسم کمونیسم در واقع نوع دیگری از سرمایه داری را نمایندگی کرده اند بلکه همیشه منقد چنین جنبش هایی بوده است۔ اما درجه بالایی از شارلاتانیسم لازم است که مثلا جنایات پول پوت و خمرهای سرخ را به حساب کمونیسم گذاشت۔ جنبشی که پس از ساقط شدن حکومتشان توسط ویتنام و پس از آن همه جنایاتی که انجام داده بودند از جمله از جانب آمریکا و تایلند در قالب یک جنبش چریکی مورد حمایت قرار گرفتند۔ وقاحت زیادی می خواهد که مثلا مرگ و میر ملیونها نفر از روستائیان در اوکراین و نواحی جنوب غربی روسیه دراثر قحطی را به اسم کمونیسم گذاشت۔ راستش اگر کسی واقعا دلش برای بشر سوخته باشد می تواند صدها نمایشگاه در توصیف جنایت علیه بشریت برپا کند۔ و آنوقت می توان شمار زیادی رئیس جمهور و نخست وزیر غربی و هزاران بوروکرات و ژنرال و فرمانده آمریکایی و اروپایی و دست نشانده در اینجا و آنجا دنیا را بعنوان مسئولین مستقیم این جنایات معرفی کرد۔ بین پول پوت و بوش پدر و پسر که در فاصله چند سال دو جامعه بزرگ انسانی با میلیونها سکنه – افغانستان و عراق- را با جنگ طلبی شان به تباهی کشاندند تفاوت عمده ای وجود ندارد۔ پرونده جنایات دولت آمریکا و سایر دول غربی آنقدر قطور و سنگین است که حتی با بزک "انسان دوستی" و از طریق حمله به رقیب نمی توان آنرا پوشاند۔ کمونیسم کارگری وظیفه دارد تا همه این حقایق را در قالب نوشته و ارزیابی٬ فیلم و نمایشگاه٬ کتاب و قصه به همگان بگوید و به این ترتیب تبلیغات دروغین بورژوازی علیه کمونیسم را خنثی کند۔ |