|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۳۶
اسلامی بودن یا سرمایه داری بودن حکومت؟ کدام مورد نقد ما است؟
این متن را ناصر احمدی پیاده و تایپ کرده است.
جمشید هادیان: من دو سوال دارم. اولین سئوالم مربوط به رابطه اسلامی بودن رژیم با سرمایه داری بودن آن است. حزب کمونیست کارگری کدامیک از این دو را مبنا قرار می دهد و به آن می تازد؛ اسلامی بودن رژیم یا سرمایه داری بودن آن را؟ برای روشن تر شدن سئوالم اجازه بدهید بعنوان مثال بگویم که نیروهایی که ما به آنها چپ سنتی می گوییم بما می گویند که شما بیش از حد به اسلامی بودن رژیم می تازید و به سرمایه داری بودن آن کاری ندارید. می گویند اسلام، بعنوان یک شکل دیکتاتوری، صرفا روبنای سیاسی نظام سرمایه داری در ایران است؛ یعنی اگر بخواهیم از شر این دیکتاتوری خلاص شویم در واقع باید از شر سرمایه داری خلاص شویم، نه برعکس. این ضمنا علاوه بر چپ سنتی می تواند سوء تفاهمی در ذهن مردم هم باشد، و من اینجا در واقع از جانب مردم است که این سوال را مطرح می کنم. بنظر شما حزب کمونیست کارگری چگونه می تواند بیشترین تعداد مردم را برای سرنگونی این حکومت بسیج کند؛ از کانال کوبیدن روی اسلامی بودن حکومت و یا کوبیدن روی سرمایه داری بودن آن؟ سوال دومم هم که فکر می کنم با سوال اول به نحوی مرتبط است اینست که مواضع حزب کمونیست کارگری ایران از اول تا اخر در مورد حجاب چیست؟ منظورم از "از اول تا آخر" اینست که موضع حزب ما از لحاظ نظری، یعنی در تئوری، و از لحاظ عملی، یعنی مبارزه ای که همین الآن بر علیه حجاب به پیش می بریم، و بالاخره زمانی که قدرت را بدست گرفته ایم، در مورد حجاب چیست؟
حمید تقوایی: در مورد سوال اول باید بگویم که در شرایط امروز جمهوری اسلامی شکل مشخص حکومت سرمایه داری در ایران است. بنا بر این اسلامی بودن حکومت و سرمایه داری بودن آن دو امر جداگانه نیست و کاملا به هم وابسته اند.
حکومت اسلامی در ایران حکومت فئودالها نیست، نماینده خانها وملاکین و حکومت اشراف زمیندار نیست بلکه این حکومت سرمایه داری است که بورژوازی مشخصا در یک بن بست در انقلاب ٥٧ ناگزیر شده است که به آن رضایت دهد. و هنوز هم قادر به تغییر آن نیست. البته از نظر استراتژیک و از نقطه نظر منافع دراز مدت بورژوازی ایران و بورژوازی جهانی جمهوری اسلامی حکومت مطلوبی نیست چرا که تا کنون نتوانسته و نمیتواند یک نظام تولیدی متعارف سرمایه داری را در ایران سازمان بدهد. اما از نظر سیاسی و توانائی سرکوب مبارزات مردم حکومت فعلی تنها آلترناتیو ممکن بورژوازی است. این حکومت بطور دو فاکتو توانسته است با توحش و سرکوبگری فجیعی که به توسل به اسلام سیاسی انجام داده سلطه سیاسی سرمایه داری را حفظ بکند.
این نقش واقعی حکومت اسلامی در ایران است. بنابراین نمیشود اسلامی بودن و یا سرمایه داری بودن این حکومت را بعنوان دو امر مجزا دید و بعد این سئوال را مطرح کرد که کدام مهمتر است. در عمل و در مبارزه روزمره مردم مقابله با حکومت اسلامی، مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و علیه بیحقوقی زن و آپارتاید جنسی و غیره عین مبارزه با سلطه سرمایه داری است.
شما گفتید که میگویند اسلام روبناست و حزب کمونیست کارگری دارد با روبنا میجنگد. خب، به یک معنی ما همیشه داریم با روبنا مبارزه میکنیم. مبارزه علیه حکومت سرمایه داری به شکل آبستره و انتزاعی، در خلاء و یا در قلمرو اقتصادیات صورت نمیگیرد. بلکه مبارزه ای است سیاسی علیه دولت، و مشخصا علیه مصائب و بیحقوقیها و تبعیضات سرمایه داری که بنا به تعریف اموری روبنائی هستند. مبارزه سیاسی همیشه حول مسائل خاص و بقول انگلیسی زبانها حول "ایشیو" های خاص و موضوعهای خاصی قطبی میشود. در ایران دو موضوع ویژه که اهمیت تعیین کننده ای در عرصه مبارزه سیاسی دارند یکی مذهب و دخالت مذهب در دولت و در زندگی اجتماعی مردم است و دومی، که البته رابطه نزدیک با مساله اول دارد، بیحقوقی مفرط زنان و آپارتاید جنسی است. این دو مساله پاشنه آشیل حکومت هستند و با مبارزه در این دو عرصه میتوان کل سلطه سرمایه داری را درهم کوبید. اینطور نیست که اگر مردم را علیه جمهوری اسلامی بسیج کنیم و انقلاب کنیم و حکومت را بیاندازیم، سرمایه داری میتواند به سلطه و اقتدار سیاسی خودش ادامه بدهد. نه! این دو یک چیزند و سرنگونی حکومت اسلامی و لغو نظام کارمزدی امروز در ایران مستقیما بهم گره میخورند.
مبارزه علیه جمهوری اسلامی از موضعی کاملا آزادیخواهانه و برابری طلبانه که مردم ایران میخواهند و حزب ما هم دارد نمایندگیش میکند ، برابری کامل زن و مرد، جدایی کامل مذهب آنهم نه تنها از دولت بلکه از تمامی شئونات اجتماعی و زندگی مردم، آزادی بی قید و شرط سیاسی، لغو مجازات اعدام، دفاع از حقوق کودک، مبارزه برای آزادی زندانی سیاسی و علیه حجاب، اینها همگی در مضمون واقعی خود و بطور عینی جنبشهائی علیه سلطه سرمایه داری هستند. مبارزه طبقاتی در ایران امروز حول این مسائل شکل گرفته و قطبی شده است.
امروز در جامعه نیروی چپ و اعتراض و نقد وضع موجود از یک زاویه انسانی و سوسیالیستی یک گرایش قوی است و این چپ هست که مبارزه مردم علیه مذهب را نمایندگی میکند؛ در مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و در مبارزه برای آزادی و برابری و برای حقوق زن و از جمله در مبارزه علیه استثمار و فقر وسیعی که در جامعه بیداد میکند، ما میبینیم که در همه این عرصه ها شعارها و بیانیه ها و خواستهای مردم از یک موضع چپ و انسانی و برابری طلبانه مطرح میشود و این چپ و مشخصا حزب کمونیسم کارگری است که هر روز بیش از پیش به فضای سیاسی اعتراض و مبارزه در ایران شکل می دهد.
مبارزه علیه سرمایه بنظر من از کانال بدست گرفتن رهبری و هژمونی جنبشهای اعتراضی مختلف بوسیله حزب به پیش میرود. حزب کمونیست کارگری میکوشد تا از طریق مبارزات و اعتراضات جاری و هر روزه مردم علیه تبعیضات و بیحقوقی ها مبارزه علیه سرمایه داری را سازمان دهد و به پیش ببرد. و در این راه قدمهای مهمی نیز به جلو برداشته است. امروز چهره جنبشهای اعتراضی در جامعه با آزادی و برابری و سوسیالیسم و سرود انترناسیونال و منزلت و معیشت و تاکید بر هویت انسانی مشخص میشود و این هم نشانه تاثیر و نفود سیاستها حزب ما است و هم این واقعیت را نشان میدهد که بطور واقعی و در مبارزه عملی، اعتراض علیه جمهوری اسلامی از مبارزه علیه سرمایه داری جدا نیست. اگر بربریت سرمایه امروز در ایران خود را به شکل حکومت اسلامی نشان میدهد مبارزه برای سوسیالیسم هم شکلی بجز مبارزه علیه حکومت اسلامی نمیتواند داشته باشد.
حجاب، سلول انفرادی آپارتاید جنسی موضع عملی و نظری حزب، در اپوزیسیون و در قدرت، نسبت به حجاب چیست؟
و اما سوال دوم شما که راجع به حجاب بود. شما خواستید که کل موضع حزب در رابطه با حجاب را توضیح بدهم. اما متاسفانه وقت زیادی به پایان جلسه نمانده و من ناگزیرم پاسخ کوتاهی بدهم. قبل از هر چیز باید بگویم ما حجاب را یک نوع پوشش نمیدانیم و مسئله مبارزه علیه حجاب ربطی به آزادی پوشش ندارد. مبارزه علیه حجاب مبارزه علیه بی حقوقی زن است. مبارزه علیه توهین و تحقیر زن است. حجاب پوشش نیست بلکه زنجیری است که بدست و پای زن پیچیده است و نشانه و مظهر بردگی جنسی و آپارتاید جنسی است. بطور کلی این حق زن است که موهایش را بپوشاند و یا نپوشاند اما در جمهوری اسلامی و کلا در جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی مساله به سلب این حق ابتدائی ختم نمیشود. حجاب یک پرچم جنبش اسلام سیاسی و در ایران نشانه اختناق و بیحقوقی ای است که حکومت اسلامی بر کل جامعه تحمیل کرده است.
نگاه اسلام سیاسی بر زن نگاه به کالا است، یک کالای جنسی که باید در بسته بندی حجاب از چشم نامحرم، یعنی مردی که مالک شرعی این کالا نیست، مصون داشته شود! این نه تنها یک بیحقوقی و یا تبعیض بلکه توهین و بی حرمتی آشکار به هویت انسانی زن است. حجاب بنیان آپارتاید جنسی است و بنظرم میتوان حجاب را سلول انفرادی آپارتاید جنسی نامید.
زنان و کلا مردم ایران هیچگاه به حجاب تمکین نکردند و آنرا نپذیرفتند. از همان بدو بقدرت رسیدن حکومت اسلامی مساله حجاب یک مساله سیاسی مهم در کشمکش بین جامعه و حکومت بوده است. امروز حجاب به یک بارومتر سیاسی تبدیل شده که درجه ضعف و قوت حکومت را نشان میدهد. و اینکه روسری زنان پنج سانتی متر بالاتر باشد یا پایین تر برود نشاندهنده درجه سلطه حکومت بر جامعه است. خود حکومت هم اینرا میداند و مردم و زنان "بد حجاب" هم بخوبی این را میدانند و به همین دلیل هم بدحجابی میکنند!
مبارزه علیه حجاب و علیه آپارتاید جنسی یک مبارزه سیاسی علیه حکومت است که همانطور که در پاسخ به سئوال اول توضیح دادم یک عرصه مهم و تعیین کننده در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و رسیدن جامعه به آزادی و برابری است.
و اما اینکه آیا فردا پس از بقدرت رسیدن ما هم حجاب ممنوع خواهد بود، باید بین حجاب بعنوان یک امر فردی و یک امر دولتی و اجتماعی تفکیک قائل بشویم. در شرایطی که حکومت اسلامی بقدرت انقلابی مردم سرنگون شده باشد طبعا دخالت مذهب در دولت و در زندگی اجتماعی جارو شده است. در جمهوری سوسیالیستی مذهب یک امر خصوصی خواهد بود که باید از قوانین و دولت و آموزش و پرورش و هم چنین فعالیتهای ورزشی و اجتماعی کاملا جدا باشد. به این دلیل در موسسات و نهادهای دولتی و مدارس و فعالیتهای ورزشی و اجتماعی مذهب و مظاهر مذهبی نباید حضور داشته باشد و در نتیجه حجاب بعنوان یکی از مظاهر مذهبی در ادارات و مدارس و فعالیتهای ورزشی و اجتماعی ممنوع خواهد بود. اما بعنوان یک امر و پوشش شخصی حجاب آزاد است. حجاب در جامعه ای که مذهب را از حیطه فعالیتها دولتی واجتماعی عقب رانده است یک امر آزاد شخصی خواهد بود که میتواند آزادانه از جانب هر افراد انتخاب بشود و یا نشود. وقتی این معنای سیاسی بردگی جنسی را از حجاب بگیریم ومعنی مذهبی آنرا نقد کنیم و کنار بزنیم آنوقت حجاب به یک پوشش اختیاری تبدیل خواهد شد. البته بحث من اینجا مربوط آزادی حجاب از نظر حقوقی و قانونی است. طبعا نقد حجاب تا آنجا و تا زمانی که مذهب و کلا فرهنگ ناموس پرستانه مردانه را منعکس میکند باید همیشه در حیطه فکری و فرهنگی مورد نقد و افشا گری قرار بگیرد.
این را هم باید تاکید کنم که حجاب کودک در هر شرایطی باید قانونا ممنوع باشد. بخاطر اینکه حجاب عملا این اجازه را نمیدهد که دختر بچه یک زندگی شاد داشته باشد و بتواند آزادانه با پسر بچه ها بازی و جست و خیز کند، شنا کند و یا در بسیاری از ورزشها شرکت کند. در جمهوری سوسیالیستی نه تنها حجاب کودکان بلکه هرگونه اعمال نفوذ مذهبی در زندگی کودکان ممنوع است. کودک مذهب ندارد و زمانی که بسن قانونی رسید آنوقت خودش انتخاب میکند که چه برخوردی با مذهب و مشخصا با حجاب داشته باشد اما تا قبل از آن جامعه و دولت مسئول است که اجازه ندهد که خرافات مذهبی و امری مثل حجاب بطور کلی زندگی شاد و خلاق را از کودک بگیرد و آزادی او را محدود کند. * |