|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۳۵ سئوال از جلسه هفتگی اینترنتی حمید تقوائی
حکومت کارگری یعنی چه؟
سعید کلهر: قبل از هر چیز میخواهم به مردم آریا شهر و همه رهبران عملی اعتراضات در ایران درود بفرستم که برای سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی تلاش میکنند. حمید عزیز، من دو سوال دارم. در ادبیات حزب کمونیست کارگری و در سایتهای آن از شعار "آزادی و برابری و حکومت کارگری" زیاد استفاده میشود، اولین سوالم اینست که منظور شما از این شعار چیست؟ و حکومت کارگری یعنی چه؟ با اینکه شما بارها راجع به آزادی و برابری صحبت کرده اید اما اگر وقت داشتید به آن هم اشاره کوتاهی بکنید؟ سوال دومم هم اینست که وقتی مردم شعار آزادی و برابری و یا شعار یا "سوسیالیسم یا بربریت" و شعار "سوسیالیسم بپا خیز برای رفع تبعیض"را فریاد میزنند و یا پلاکارد و بنر شعارها را بلند میکنند، و همین چند روز پیش در آریا شهر نیز شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی" را فریاد زدند، و یا از همه مهمتر شعار "حکومت اسلامی نمیخواهیم نمیخواهیم" را فریاد زدند، آیا زمان آن نرسیده است که در اعتراضات و پیشروی زنان و کارگران و دانشجویان و همه مردم چپ و معترض شعار "آزادی و برابری ، حکومت کارگری" فریاد زده شود و یا پلاکارد آن بالا برده شود؟
حمید تقوایی: همانطور که اشاره کردید شعار "آزادی، برابری، حکومت کارگری" یک شعار پایه ای و اساسی حزب ماست. من در مورد آزادی برابری توضیح مختصری میدهم و بعد بحث را بر حکومت کارگری متمرکز میکنم.
ببینید، در شعار آزادی و برابری که ما مطرح میکنیم اولا مفهوم آزادی متفاوت از آن چیزی هست که به آن گفته میشود دمکراسی ودر نظامهای پارلمانی غربی مطرح است و ثانیا این آزادی مورد نظر ما رابطه مستقیمی دارد با برابری. ما آزادی را بعنوان رهایی انسان میگوییم و نه فقط بعنوان حقوق قانونی. آزادی بمعنی اینست که انسانها اختیار داشته باشند که سرنوشت خودشان را، نوع زندگی خودشان را، کار خودشان را، مکان زندگی خودشان را و کلا هر آنچه که مربوط به زندگی اجتماعی انسان میشود را خودشان انتخاب کنند. و هیچ قید و بندی آنهار ا محدود نکند. هم از نظر حقوقی و هم از نظر واقعی و موقعیت عینی شان در جامعه. و این دومی دیگر کاملا مربوط میشود به مساله برابری. حتی اگر از نظر حقوقی و روی کاغذ هم بیشترین آزادیها را برای انسانها برسمیت بشناسید اما اگر برابری نباشند، یعنی اگر مثل جامعه ایران یکی ثروتش از پارو بالا برود و یکی زیر خط فقر زندگی کند طبعا حقوق برابری هم عملا نخواهند داشت. انسان فقیر نمیتواند هرجور که میخواهد زندگی کند، هرکجا که میخواهد سفر کند و تفریح و اوقات فراقت داشته باشد و حتی ابتدائی ترین نیازها و احتیاجات خود را بر آورده کند در حالی که ثروتمندان همه این مواهب را در اختیار دارند. بنابراین هرچقدر هم آزادی بر روی کاغذ برسمیت شناخته شده باشد تنها کسانی که ثروت دارند و کسانی که امکانات مادی دارند، یعنی یک اقلیت ناچیز، میتوانند از مواهب آن استفاده کنند و اکثریت مردم که از نظر اقتصادی و اجتماعی محرومند عملا از این حقوق برخوردار نخواهند بود. بعبارت دیگر آزادی و برابری کاملا باهم مربوطند و مکمل همدیگر هستند و یکی بدون دیگری بی معنی است. خوشبختانه امروز میبینیم که این شعار وسیعا در جامعه بدست گرفته شده و بخصوص جنبش دانشجویی و جوانان و کلا در بخشهای معترض جامعه این شعار آزادی و برابری تبدیل به یک شعار پایه ای شده است.
واما در مورد آن قسمت سوال شما که منظور از حکومت کارگری چیست، به نظر من باید اول روشن کنیم که حکومت کارگری چی نیست! من تعابیر غلط و تعابیر اشتباه از این شعار را دیده ام و اولین تعبیر غلط اینست که حکومت کارگری را حکومت کارگران میدانند! حکومتی که فقط کارگران در آن شرکت میکنند! درصورتی که بهیچوجه اینطور نیست. معنی حکومت کارگری از دید ما اینست که آن افق و آن آلترناتیو و آن سیاست و آن جامعه ای که طبقه کارگر پرچمدارش است، یعنی جامعه ای که استثمار و کارمزدی در آن برافتاده است و در آن جامعه دیگر دره ای بین فقر و ثروت نیست، جامعه ای که دیگر در آن طبقات وجود ندارد، جامعه سوسیالیستی که براساس منافع انسانی سازمان داده میشود، این حکومت کارگری حافظ چنین جامعه ای است. واژه کارگری صفت این حکومت است و نه بیانگر ترکیب حکومت و افراد تشکیل دهنده آن!
اما تشکیل دهندگان و ترکیب حکومت چطور تعیین میشود؟ مهمترین خصیصه حکومت کارگری اینست که حکومت شورایی است. این شوراها هم شوراهای مردم هستند و همه شهروندان را دربر میگیرند. حکومت کارگری مبتنی بر شوراهای محلی و شوراهایی منطقه ای و شهری است. بنا براین حکومت کارگری به معنی واقعی کلمه حکومت مردم است و تضمین کننده دخالت هر روزه مردم در امور سیاسی و اداره جامعه است. حکومت کارگری اساسش شورایی است و اینهم چیزی نیست که صرفا از تئوری ها درآمده باشد و یا باصطلاح با تفکر و مکاشفه به آن رسیده باشیم! در خود انقلاب ٥٧ شعار حکومت کارگری داده شد منتهی در آن موقع بشکل خود بخودی و توده ای مطرح شده بود. شعار کارگران در انقلاب "برابری ، برادری ، حکومت کارگری" بود . با طرح این شعار کارگران اعلام کردند که حکومت کارگری را ضامن آزادی و برابری میدانند. این صرفا یک شعار نبود. شوراها در دوره انقلاب بطور وسیع عملا تشکیل شدند و بعد از قیام در بسیاری کارخانه ها اداره امور را بدست گرفتند.
ازآنجایی که موضوع جلسه هفته پیش ما هم همین شوراها بود اینجا دیگر بیشتر به آن نمیپردازم ولی درهرحال میخواهم بگویم که نقطه شروع این حرکت در انقلاب ٥٧ بود و انقلاب با طرح شعار "برابری، برادری، حکومت کارگری" و با طرح شوراها و تشکیل عملی شوراها درواقع راه آینده را نشان داد. این حرکت و جنبش شورائی و خواست حکومت کارگری در برنامه حزب کمونیست کارگری یعنی در یک دنیای بهتر تئوریزه شد و تدقیق شد و بعنوان پرچم مبارزه مردم برافراشته شد. در برنامه یک دنیای بهتر بروشنی و به نحو جامعی اینکه آزادی چیست و برابری به چه معنی است و منظور ما از حکومت کارگری چیست و ساختمان شورائی این حکومت با دقت بیان شده است. من در اینجا بطور خیلی خلاصه اینها را معرفی کردم ولی اگر دوستانی علاقمند باشند، آنها را رجوع میدهم به ادبیات حزب و ازجمله به برنامه یک دنیای بهتر حزب که به شکل جامعی حکومت کارگری (و یا جمهوری سوسیالیستی) که ما خواهان آن هستیم و همینطور تلقی و درکی که ما از آزادی و برابری داریم را بروشنی توضیح میدهد.
در مورد قسمت دوم سئوال یعنی اینکه آیا وقت آن نرسیده که مردم این شعار را مطرح کنند. همانطور که گفتم تا آنجا که به "آزادی، برابری" مربوط میشود این شعار تا حد زیادی در جامعه جا افتاده و در اعتراضات مردم و بخصوص در جنبش دانشجوئی مطرح میشود. به نظر من این حرکتی است که "حکومت کارگری" را هم در ادامه خود مطرح خواهد کرد. همین امروز شعارهای صریحا سوسیالیستی که حدود سه سال است در تجمعات و مناسبتهای مختلف مردم مطرح میشود نشان دهنده زمینه مساعد پذیرش حکومت کارگری در جامعه است. اینکه در چه مقطعی این شعار صریحا ویا به شکل جمهوری سوسیالیستی، که صرفا بیان دیگر حکومت کارگری است، طرح خواهد شد دیگر کاملا به توازن قوا و شرایط سیاسی جامعه بستگی دارد اما همانطور که اشاره کردم روند مبارزات مردم نشان میدهد که ما به این سمت حرکت میکنیم.* |