|
|
|||||||
|
|
|
|
مدنیت یا گریز از انقلاب
محمدرضا پویا
سعید کرامت از حزب "حکمتیست" در مقاله ایی تحت عنوان " نقش مهم حککا در 16 آذر" ( نقش مهم در گیومه امده است) با مراجعه به شعارها و پلاکاردهای تجمع دانشجویان چپ در 13 آذر ، تلاش دارد اثابت نماید که سیاست حاکم بر این تجمع به سیاستهای "حزب حکمتیست" نزدیک است و اینرا ادله ایی بر بی پایه بودن تحلیل حککا از اوضاع جامعه و لاجرم یک شکست سیاسی برای این حزب میداند.
دلایل ارائه داده شده کدامند؟ سعید کرامت می گوید:" یک مشاهده عمومی این امر را بخوبی نشان میدهد که حککا در تحولات دانشجوئی ۸۶ بی نقش بوده است. بی نقش بود به این دلیل که شعارهای "نه به جنگ"، "دفاع از مدنیت جامعه" و "دستها از جامعه ایران کوتاه"-که شعار اصلی دانشجویان بودند- در دستگاه فکری حککا شعارهائی راست، دوخردادی، پاسیفیستی و دفاع از جمهوری اسلامی تلقی میشود" تا اینجا متوجه شدیم که شعارهای اصلی تجمع 13 آذر از نظر سعید کرامت کدامها بوده است و این شعارها از نظر حزب کمونیست کارگری دو خردادی است. و بعد ایشان ادامه میدهد که حزب کمونیست کارگری مشغله ها و سیاستهایی دارد که ربطی به حرکت 13 آذر ندارد. سعید کرامت:" استعداد غریب در ندیدن واقعیات"، ظاهرا بیش از هر کسی نزد حمید تقوائی یافت میشود. زیرا رویکرد، موضع گیری، شعار و دغدغه سیاسی ۱۶ آذر در تناقض با مشغله و رویکرد حککا بود است" پس حرکت دانشجویان کار دست حزب کمونیست کارگری داده است به همین جهت هم حمید تقوایی " واقعیات" این حرکت را وارونه میکند تا بلکه " تعدادی از اعضای خارج کشور" حزبش را قانع و توجیه کند. بدین شکل سعید کرامت ، حزب کمونیست کارگری را از گردونه خارج می کند. اما هنوز دو سوال دیگر باید پاسخ بگیرد. اول اینکه تجمع 13 اذر از لحاض سیاسی چه پرچم و ترجیحاتی را در جامعه نمایندگی میکرد. سعید کرامت پاسخ میدهد: " شعارهایشان چپ و انسانی بود. بر پوستر این حرکت اعتراضی شعارهای "آزادی برابری"، "نه به جنگ"، "دانشگاه پادگان نیست" و "دستها از سر مردم کوتاه" نقش بسته است که هر کدام انعکاسی از آرمانهای مترقی چپ جامعه ایران است" سوال اخر مانده است. اولا قدرت و اندازه های این چپ به چه میزانی است؟ سعید کرامت:" . اما مهم این است که چپ مسئول متوجه باشد که حتی اگر کمونیسم قدرت تام در دانشگاهها باشد، هنوز جنبش کمونیستی کار زیادی برای ساختن یک جنبش عظیم دارد. دانشگاه هنوز گوشه ای کوچک از یک جامعه بزرگ است. چپ حکمتیست نبایستی مرعوب بی نزاکتی رهبری حککا شود. بایستی متوجه باشد که چپ در دانشگاه یک نیروی موثر است اما تاثیر ما در جامعه وقتی ملموس خواهد شد که در هر شهری هزاران زن و مرد سازمانده و مبلغ بتوانند به جلو صحنه بیایند با رسانه ها مصاحبه کنند؛ کتاب بنویسند؛ روزنامه منتشر کنند و جوامعه محل زیست و کار خود را به چپ چپ و راست راست کنند" و ثانیا اکنون که این چپ فقط در دانشگاه قدرت است ، توازن قوای سیاسی در جامعه به چه منوالی است و وظیفه بلافصل یک حزب کمونیستی بر متن این شرایط چه چه میتواند باشد؟ سعید کرامت پاسخ میدهد: "تکرار این عبارت "چپ دست بالا را دارد" و هر کس این را نگفت "شکست طلب" است، تنها خود فریبی است. نتیجه اش هم بی عملی خواهد بود. ساختن یک جنبش نیرومند هنوز تلاش و کوشش زیادی طلب میکند.". خلاصه می کنم: سعید کرامت می گوید در 13 اذر دانشجویان چپ با شعارهای نه به جنگ و دفاع از مدنیت تجمع نمودند. و از انجایی که حزب کمونیست کارگری به این شعارها نقد دارد ، این حزب از لحاظ سیاسی به این واقعه بیربط است. قدرت این چپ فقط در دانشگاه است. در جامعه راست دست بالا را دارد و فراخوان و اعلام " چپ دست بالا رادارد" خود فریبی است و ماباید برویم جنبش خودمان را بسازیم.
شعار و هویت سیاسی آیا مراجعه به شعارهای یک تجمع یا تظاهرات میتواند کاراکتر سیاسی آنرا روشن کند؟ آیا بحث از آنجا شروع میشود که شعارهای 13 آذر چه بوده و چه نبوده؟ آیا هویت سیاسی واقعه 13 آذر تنها از ورای شعارهایش قابل شناسی است؟ پاسخ مثبت است زمانیکه 13 اذر را در خود و بعنوان یک اتفاق مجزا از جامعه ، نگاه کنیم و پاسخ منفی است ،هنگامیکه 13 آذر را بر متن شرایط سیاسی و توازن قوای کنونی جامعه ارزیابی نماییم. و همین نقطه عزیمت من برای تحلیل 13 آذر است. 13 آذر پدیده ایی اتفاقی نبود،" دانشجویی" نبود، واقعه ایی محصور در دانشگاه نبود( آنچنان که سعید کرامت می گوید) ، هیچ مطالبه ایی که بتوان آنرا به خواسته های دانشجویی ترجمه کرد، در این صف به چشم نمی خورد. اساسا اعتراضات دانشجویی در هیچ دوره ایی از تاریخ معاصر ایران ، صنفی نبوده است بلکه تماما و دائم منعکس کننده فعل و انفعلات و تمایلات جامعه بوده است. اما اصرار نویسنده حزب" حکمتیست" برای اینکه چپ را در دانشگاه محصور نگه دارد، بی علت نیست که پایین تر می گویم چرا دانشگاه از متن جامعه کنده میشود و به جزیره ایی تبدیل میشود که عده ایی در آن سر به شورش چپ زده اند. برای ارزیابی 13 آذر باید به شرایط سیاسی جامعه مراجعه نمود. به وقایع قبل تر از آن ، به اعتراضاتی مراجعه کرد که با پلاکاردهای زنده باد سوسیالیسم در خیابانهای تهران به راه افتاده بودند. باید به شعارها و مطالبات اعتراضات سه سال اخیر رجوع کرد، به اعتصاب معلمین با شعارهای سوسیالیسم یا بربریت و یک زمین یک انسان به اعتراضات کارگری با مجمع عمومی اشان با شعار معیشت،منزلت حق مسلم ماست، به اعتراضات دانشجویی با شعار آزادی، برابری، هویت انسانی، به گردهمایی های باشکوه روز کودک با شعار این جهان وارونه را باید تغییر داد، به این تاریخ باید مراجعه کرد تا پیشروی چپ و کمونیسم در جامعه نمایان گردد. 13 آذر به این چپ متعلق است؛ حلقه ایی از آن است. 13 آذر نمایش قدرت همین چپی است که همه جا حضور دارد، زبانش یکی است، زنده بادهایش یکی است و سرانجام اینکه تعلقات سیاسی اش یکی است، اتحاد با کارگر را میخواهد، آزادی زن را معیاری برای آزادیخواهی جامعه میداند و............. این جنبش را ما ، حزب کمونیست کارگری شناسنامه دار کرد، تقویتش کرد، اجازه نداد تحریفش کنند، در همه عرصه ها و در هر گام این جنبش حزب کمونیست کارگری با ملی اسلامیها، با پرو غربی ها ، جنگید تا آسیبی به این جنبش نرسد. تلاش کردند که شعارهایش را بگیرند، گفتند " تند"| حرف میزنند، توازن قوا را در نظر نمیگیرند،.... ما با کل این تلاشها مقابله نمودیم و اجازه ندادیم سر این جنبش راببرند. و این همان میدانی است که نویسنده "حکمتیست" نمی خواهد و نمی تواند به آن پای بگذارد. حزب" حکمتیست" در نفی و انکار همین سوسیالیسم شکل گرفت. در تمامی دوران حیاتش سوسیالیسم را به کابوسی تبدیل نمود که مردم فقط از آن می گریزند. باید از آقای کرامت پرسید مگر رهبر حزبتان نگفت مردم مستاضل شدند؟ مگر نگفت چپ شکست خورد ؟ مگر نگفت سوسیالیسم فقط به کار فرار دادن آدمها می آید؟مگر هر اعتراضی در آن مملکت شد، رهبرتان شناسنامه راست توی جیبشان نگذاشت؟مگر نگفت 18 تیر قربانی اوهام خود شد؟ مگر انقلاب را دو مرحله ایی نکردید تا همین چپ در جامعه را منکر شوید؟ با این اوصاف به ما بگویید این چپی که در 13 اذر پرچم زنده باد سوسیالیسم را بالا برد ، از کجا امده است؟ شما که گفتید این چپ شکست خورده است. مگر نخواستید جنبش دیگری را بوجود آوردید؟ مگر نخواستید در تقابل با همین چپ، نوزاد قدرت سیاسی را از مرزهای عراق روی میز جامعه بگذارید؟ مگر نخواستید حزبتانرا کول کنید و به سلیمانیه ببرید تا بتوانید جنبشتانرا در رقابت با نیروهای " آینده ساز" در مرز عراق مستقر نمایید؟ چه شد؟ جنبشتان کجا رفت؟ جنبش شما ، استراتژی شما کماکان همان است که کورش مدرسی و محمد فتاحی می گویند. اگر حرفی در موردش نمی زنید ، به علت فشاری است که کمونیسم کارگری به شما آورده است. برای همین هم کنگره مخفی می گیرید. یا چه؟ پس گرفتید حرفهایتانرا؟ در کجا؟ اسنادش کو؟ الان به کدام جنبش و استراتژی معتقدید؟ تا زمانیکه به جامعه پاسخ ندهید ، حزبتان در بحران است. بروید اول بحرانتان را حل کنید. رفیق خودتان محمود قزوینی دارد می گوید بحران دارید، می گوید 13 اذر پوچی پروژه گارد آزادی را به اثبات رساند. میگوید 13 آذر تناقض شعار نه به جنگ و مبارزه علیه رژیم اسلامی را از بین برد. او رو به شما حرف میزند، دارد می گوید با شعار نه به جنگ، مبارزه با رژیم اسلامی را تعطیل کردیم. پاسخ رفیق خودتانرا بدهید. اگر به دنبال مدنیت و صلح هستید، میتوانید آنرا به وفور در تظاهرات 18 آذر ببینید. مضحک است اما شما به یک تراژدی تبدیل شدید. حزبی خود را چپ بخواند ، قلم بدست بگیرد تا به مردم بگوید در تجمع 13 آذر شعار زنده باد سوسیالیسم نبود، شعار سوسیالیسم یا بربریت نبود، مرگ بر دیکتاتور نبود. اینکار را جنبش ملی اسلامی قبل از شما انجام داده است. آنها هم بخودشان دلداری می دهند که خبری نیست، دانشجو بودند، دانشگاه بود؛ در جامعه خبری نیست. به خودتان نگاهی بیندازید، این چه چپی است که دائم می چرخد تا هر شعار چپ و سوسیالیستی در جامعه را کوچک جلوه دهد، هیچش کند و یا منکرش شود؟ ببینید طی دو سال گذشته بر علیه همین چپی که امروز در 13 اذر ابراز وجود علنی کرده است ، چه تعداد مقاله و بیانیه منتشر کردید؟ بر خلاف آنچه که کرامت می گوید شعار های اصلی تجمع 13 آذر زنده باد سوسیالیسم و سوسیالیسم یا بربریت بود. شعار نه به جنگ به عنوان یک شعار، پیشرو نیست، راه نشان نمیدهد ولی این هیچ ربطی به شعار نه به جنگ شما ندارد. شما با شعار نه به جنگ و دفاع از مدنیت، سوسیالیسم و انقلاب را کنار گذاشتید. 13 آذر در کنار نه به جنگ ، ترجیح خودش را هم میگوید: زنده باد سوسیالیسم. 13 آذر به جامعه فراخوان انقلاب سوسیالیستی میدهد، میگوید من متحد کارگرم، می گوید آزادی زن مسله مبرم من است. اما شما چه؟ برای دفاع از مدنیت بیانیه دادید و از احزاب راست خواستید که با آنها جبهه ائتلافی بزنید و با همین جبهه دولت موقت تشکیل دهید.به آنها قول دادید که از سوسیالیسم حرفی نزنید،قول دادید رفتارتانرا عوض کنید، گفتید اینها را یا نه؟مدنیت اسم رمزی است که فراخوان به انقلاب را حذف کنید، بنام دفاع از مدنیت مردم را دعوت به شکست نمودید، با پرچم مدنیت یک چپ بی روحیه و هزیمت دیده به جامعه معرفی کردید، چپی که قبل از شروع نبرد شکست خود را اعلام کرده است. مدنیت را علم کردید تا رهبران کمونیست جامعه را از سیستم فکریتان خارج کنید،نزد شما مدافعین " مدنیت"، آژیتاتور پر شور کمونیست که خط می دهد، فراخوان میدهد، امید میدهد، بسیج میکند |،اینها دیگر محلی از اعراب ندارند، همه شکست خورده اند، بی روحیه اند، انگیزه ندارند، بهترینشان نزد شما کسانی هستند که تیراندازی را از گارد آزادی فرا گرفته اند و شبها در محلشان نگهبانی سوپر مارکتها را میدهند،فراخوانی ندارند، قرار نیست منبع حرکتی شوند، قرار نیست پیام تغیری را بگوش کسی برسانند، اگر تغیری هست، گامبگام است، مرحله ای است، باید صبر کرد. این پیام شما به جامعه و مردم است، این تصویری است که شما از چپ به مردم میدهید. مردم با این چپ چه کاری میخواهند انجام دهند؟ حزبی که فراخوان به شکست میدهد به چه درد مردم میخورد؟ اگر سخنان این چپ از دهان شیرین عبادی هم بیرون می اید، چرا مردم باید باورش کنند، اعتماد کنند و به زیر پرچمش بیایند؟ مگر مردم به ان صف متوهم هستند که با سر بطرف شما بیایند؟ کارگران ان جامعه چرا باید نیم نگاهی به شما بیندازند، زمانیکه نوید هیچ رفاهی را نزد شما نمیبینند، احساس قدرت نمیکنند، نزد شما انقلاب تا به اخری را نمی بینند، سوسیالیسم را نمی بینند، تصویر انسانهای آزاد، خوشبخت و مرفه را در حزب شما نمیبینند. هیچ گرسنه ایی با تصویر حزب شما، با نگاه حزب شما ،نمی تواند حتی رویای سیری و بی نیازی را در ذهن خود مجسم کند. کدام زن خوشخیال ان مملکت است که باور کند شما سینه چاکان " مدنیت" دست در دست احزاب راست، مدافعین سنتها و مذهب زدها ، قرار است به کابوس انسان نبودنش ،پایان دهید؟تصویر کنگره ملی عراق که دست پخت شماست، نزد جامعه زنده است. این نوزاد مدافعین " مدنیت" است. این چه " مدنیتی" است که قرار است با دعا خوانها، با محجبهای اسلامی مستقر شود؟ اما با هیچ خط زدنی، با هیچ حذف کردنی، نمی توانید جنبش 13 آذر را عقیم و مالخود کنید. کارتان بجایی رسیده است که حاضرید با حذف شعارهای سوسیالیستی 13 آذر ، آرمانخواهی یک نسل را هم زیر بگیرید. گویا جوانان طبقه ما در مخالفت با جنگ به اسارت رژیم اسلامی در آمدند. اگر کرامت شعارهای سوسیالیستی را نمی بیند، نمی خواهد که ببیند.حزبش دیگر به این جنبش متعلق نیست. مشغولیات دیگری دارند. لصفا دست از سر این جنبش بردارید. در آخر می خواستم به فحاشی های آقای کرامت اشاره ایی بکنم. اینها کلاماتی است که در مقاله ایشان آمده است: ریاکاری، دروغ ، آنارشیست، نامسئول ، بی نزاکت، لمپنیسم جهانسومی،فرهنگ لمپنیسم ،عبارات لمپنانه،انسان بی فرهنگ و عقده ای ، و کلمات کمی مودبتر ایشان: اظهار نظرات نخراشیده و نتراشیده،اتهام زدن و بد و بیراه گفتن به این و آن، هارت و پوتی و................ و کل اینها را به حمید تقوایی و مصطفی صابر منتصب کرده است. این جایگاه حزب آقای کرامت است که ایشان را چنین به بد و بیراه گویی واداشته است . این نشان از جاگیر شدن خط راست در حزب کرامت است که اینچنین افسار گسیخته به چپ فحاشی میکند. این نشان از سطح نازل فرهنگ سیاسی کرامت است .
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |