|
|
|||||||
|
|
جمهوري اسلامي رکوردار چپاول و استثمار و بيکارسازي برنامه ده دقيقه اي حميد تقوايي
ممکن است بگوييد که بيکاري و بيکارسازي مساله مبتلا به همه جوامع است. اين حقيقتي است. همه جوامعي که در آن سرمايه داري حاکم است بيکاري و بيکارسازي يک واقعيت هميشگي اين جوامع بوده است. بخصوص امروز در دوره بحران اقتصادي بيکاري در همه کشورها گسترش پيدا کرده و جمهوري اسلامي هم بعنوان يک حکومت سرمايه از اين قاعده مستثني نيست. منتها نکته اين است که در ايران مساله فقر و بيکاري کاملا استثنايي و بسيار وخيم و گسترده است. بنا به آمار خود دولت در ايران ٨٠ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميکنند. و حداقل دستمزد باز بنا به خود آمار رسمي دولتي کمتر از يکسوم حداقل حقوقي است که يک خانواده ٤ نفره بتواند خود را در آن جامعه اداره کند. يعني کمتر از يک سوم خط فقر رسمي. اين وضعيتي است که جمهوري اسلامي در ايران بوجود آورده است. در جمهوري اسلامي نرخ استثمار ميشود گفت بينهايت است. يعني کارگران کار ميکنند و دستمزدشان پرداخت نميشود. بخشهاي وسيعي از کارگران شش ماه شش ماه و حتي براي مدتهاي طولاني تري دستمزدشان را دريافت نميکنند. اين استثمار نيست، اين سرقت در روز روشن است. استثمار با نرخ بي نهايت است. کمترين حقوق قانوني را کارگران ندارند. نه ميتوانند تشکل مستقل داشته باشند، نه ميتوانند اعتراض کنند، نه ميتوانند اعتصاب کنند، نه ميتوانند سنديکا درست کنند و از آن طرف قرار دادهاي موقت دست مديران کارخانه و سرمايه داران و دولت را باز ميگذارد که هر موقع بخواهد کارگر را اخراج کند. از اين نظر وضعيت جمهوري اسلامي در ايران استثنا است. ميشود گفت جمهوري اسلامي از نظر تورم، از نظر نرخ بيکاري، نرخ چپاول، نرخ غارت و نرخ استثمار در دنيا رکوردار است. فکر ميکنم در تاريخ معاصر چنين حکومتي نداشته ايم. جمهوري اسلامي يکي از استثمارگرترين، يکي از دزد ترين، فاسد ترين، و چپاولگرترين حکومتهاست. از اينروست که مساله بيکاري در ايران يک ابعاد عظيمي پيدا ميکند، مساله فقر و فلاکت يک ابعاد وسيع اجتماعي پيدا ميکند و نه تنها کارگران به معني اخص طبقه کارگر بلکه اکثريت عظيم جامعه را تحت فشار قرار ميدهد. به همين دليل است که دزدي، جنايت، فحشا در آن جامعه بالاست. اينها هم از عوارض اين فقر و فلاکت و بيکاري گسترده ايست که جمهوري اسلامي بر مردم تحميل کرده است. يک طرف ديگر اين مساله، يک عامل ديگر اين
مساله اينست که دولت مستقيما دست اندر کار است. مثل همين مساله اي که در صنايع برق
بوجود آمده است و دولت نميتواند بدهي هايش را به اين صنعت بپردازد. همين در خيلي از
صنايع ايران صادق است. دولت مستقيما در برابر کارگران قرار دارد. و وقتي اين را شما
در کنار اين واقعيت بگذاريد که در عين حال اين دولت تا مغز استخوان فاسد و دزد و
چپاولگر است، آنوقت شما آنروي سکه اين فقر و استثمار را به روشني مي بينيد. يک
اقليت ناچيزي در آن جامعه ، يک اقليت ناچيز صاحب سرمايه ، صاحب کارخانه ها که بيشتر
آنها هم جزو مقامات دولتي هستند، آيت الله ها و آقازاده هايشان هستند، اينها
ثروتهاي افسانه اي بهم زده اند. ثروتهاي چندين ميليارد دلاري. به يورو و دلار اينها
ميلياردر هستند و ثروتي که از دسترنج کارگران بجيب زده اند در حسابهاي بانکهاي خارج
انباشته اند. اعداد و ارقام اين چپاولگري بارها و بارها منتشر شده و افشا شده است.
چنين دولت چپاولگر و فاسدي است که اين دره فقر و اين وضعيت نابسامان را براي اکثريت
عظيم مردم ايران بوجود آورده است. اينها همه شرايط ويژه ايست که در جمهوري اسلامي
ما مردم با آن روبرو هستيم. جنبش انقلابي که الان نزديک به هشت ماه است در ايران شروع شده است، دقيقا ريشه ها و زمينه هاي عيني و واقعي اش همين مسايل عميق اجتماعي، اقتصادي، سياسي، در جامعه ايران است. دولتي که بخواهد چنين استثمار و چپاول و غارتي را سازمان دهد ناگزير است سرکوبگر باشد. ناگزير است براي دفاع از اين ثروت بادآورده اش تا آخرين قطره خونش مقاومت کند و تا آخرين سرباز و اوباش و گله هاي حزب الله را که در استخدام دارد به جان مردم بيندازد. بيحقوقي هاي سياسي، سرکوبگريها، ديکتاتوري و اختناق حاکم، اين ها همه روبناي لازم براي تحميل فقر و فلاکت است. اينها از ملزومات حفظ سلطه جهنمي جمهوري اسلامي سرمايه بر کارگران و اکثريت عظيم جامعه است. اما مردم تسليم نشده اند و در مقابل رژيم
ايستاده اند. کارگران مشخصا در چند هفته اخير مي بينيد قد راست ميکنند. مي بينيد
تشکلهاي کارگري قد راست ميکنند و اعلام ميکنند اين وضعيت را نمي پذيريم. قبل از ٢٢
بهمن ٤ تشکل کارگري، سنديکاي کارگران شرکت واحد، سنديکاي کارگران نيشکرهفت تپه،
اتحاديه آزاد کارگران و انجمن صنفي کارگران برق و فلز کار كرمانشاه در بيانيه اي
اعلام کردند که بايد همه فعالين کارگري آزاد بشوند. بايد زندانيان سياسي آزاد شوند.
اعلام کردند بايد حق تشکل و حق اعتصاب و اعتراض به رسميت شناخته شود. اعلام کردند
که اخراجها بايد فورا متوقف شود. امنيت شغلي بايد بوجود بيايد. قراردادهاي موقت به
قراردادهاي دايم تبديل شود. اينها فقط حرف دل کارگران نيست. اينها حرف دل اکثريت
عظيم مردمي است که به زير خط فقر رانده شده است. راه مبارزه با اين وضعيت را به نظر
من اين تشکلهاي کارگري نشان داده اند. جامعه ايران قرباني دست و پا بسته اين رژيم
فاسد و آدمخوار و چپاولگر و استثمارگر نيست و نبايد باشد. بلند شده است. ايستاده
است. مبارزه ميکند و ميخواهد شر اين دولت سرکوبگر را از سرخودش کم کند. و کارگران
قد راست کرده اند و دراين مبارزه قدم بجلو ميگذارند. من فراخوانم به همه پيشروان و فعالين جنبش کارگري، به همه انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب در جامعه اينست که اين پرچم را بلند کنند. در برابر فقر، در برابر تحميل فقر و فلاکت، بيکارسازيها، اخراج ها عدم امنيت شغلي بايستند و اين حکومت سرکوبگر، اين حکومت چپاولگر و غارتگر را فقط ميتوانيم با قدرت اتحاد و همبستگي خودمان و با مبارزه يکپارچه خودمان جارو کنيم و به کنار بزنيم. شاد و موفق باشيد. |