|
|
|||||||
|
|
یادداشتهایی بر یک انقلاب (36) نم کشیدن دیکتاتور! مصطفی صابر
در 16 آذر چه خواهد شد؟ باید دید فی الحال چه شده، تا با اتکا به آن گفت چه میتواند بشود.
مستقل از هر شکل و شمایل که 16 آذر به خود بگیرد، در آستانه این روز رژیم اسلامی فشار خرده کننده انقلاب را در سطوح مختلف بر خود احساس میکند. در فلج اقتصادی و خوابیدن روز افزون کسب و کار و کارخانه ها. در تشدید گرانی و فلاکت و افزایش خشم توده ای از اوضاع. در بالا رفتن امید و عزم به تغییر و سرنگونی رژیم در نزد مردم. (دوستی از ایران میگفت "مردم امیدوارند تا 22 بهمن اینها را بندازند"!) در فلج اداری و جنگ و دعواهای درونی در همان دایره آب رفته کاربدستان رژیم. در بی اعتباری افزاینده رژیم نزد خودی ها (و مثلا بیانیه "نخست وزیر محبوب امام" و یا اظهارات "ولیعهد سابق ولایت" که علنا در مقابل تمجید خامنه ای از بسیج آنرا "بسیج در راه شیطان" نامید). در استعفای امام جمعه قم که تاکید دیگری بر هزیمت آیت الله های میلیاردر است که فهمیده اند "قرم خرو وه!" (ضرب المثل لری است. میگویند قدیم ها دو گردنه بگیر سر راه کاروانی کمین گذاشتند. اولی باید از بالای تنگه شلیک میکرد تا دومی جلوی کاروان وحشت زده ظاهر شود و باج بگیرد. با نزدیک شدن کاروان، اولی متوجه شد که چخماق تفنگ نمک کشیده است. با نگرانی از آن بالا فریاد زد: "هی هالو، قرم خرو وه"! یعنی: هی دائی، تفنگ خرابه!)
جالب تر از همه فشاری است که رژیم اسلامی در عتاب و خطاب بورژوازی جهانی حول "مساله هسته ای" بر خود احساس میکند. قطعنامه اخیر "شورای حکام" که امضای چین و روسیه را نیز داشت آشکارا راه را برای تحریم ها و انزوای رژیم اسلامی هموار خواهد کرد. مفسرین گفتند که این "پیروزی برای سیاست اوباما" بود. و سیاست اوباما چه بود؟ صاف و ساده این بود: خزیدن به بستر آیت الله و کام گرفتن از "قبله مسلمین عالم". اوباما هم که فهمیده "تفنگ خراب است" موقعیت را مغتنم شمرده که آیت الله را در چهارچوب سیاست های غرب و آمریکا رام کند، تا در عوض رژیم اسلامی "ثبات" و "اعتبار جهانی" بدست آورد!
پس از خنده روده بر نشوید اگر "مجله معتبر فارین افر" یک دفعه خانم زهرا رهنورد را بعنوان "سومین متفکر تاثیر گذار جهان" برگزید و بعنوان "مغز متفکر انقلاب سبز ایران" عکس او را با آن روسری گل گلی در صفحه اول چاپ میکند. اگر برای شما جوک به نظر آید، برای آنها موضوع خیلی هم جدی است. اینها یعنی فشار بر آیت الله! یعنی اینکه بدان ما (یعنی غرب) اگر کوتاه نیایی پای استحاله میرویم ! (حالا اینکه چقدر این بلوف است فعلا بماند. هرچند به گرد "دستور ساختن ده سایت جدید غنی سازی اورانیوم در عرض دو ماه!" نمی رسد.)
یا تعجب نکنید اگر "مصادره جایزه" خانم عبادی و شرح مصیبت بستن حساب پس انداز شخصی و غیر شخصی این "مبارز پیگیر حقوق بشر" به خبر برجسته بی بی سی و سایر رسانه ها تبدیل میشود. (و شما حتی صدای پس و پیش کردن مهره های چرتکه را هم در "بک گراند" گزارش بی بی سی میشنوید!) موضوعی که بیش از قتل "احسان" و قتل زنجیره ای زنان در زندانهای ایران وجدان حقوق بشری امثال نخست وزیر نروژ را جریحه دار میکند. اینها پیام به دیکتاتور است که غرب پای حقوق بشر (البته بشر بورژوا و حتی محدودتر، بشر بقال و مغضوب درگاه آیت الله) محکم ایستاده است! برای همین است که به مخلمباف جایزه میدهند و ایشان هم دریافت نکرده تقدیم "آیت الله آزاده" میکند. مرد بزرگی که "در یک قدمی رسیدن به مقام ولایت" قهرمانانه ایستاد و گفت: سه هزار نفر را کشتید دیگر بس است! مخالف اسلام است! (خیلی ممنون! این تبلیغات مسخره را برای مردمی میکنند که چماقدار رژیم را در خیابان دستگیر کردند و نگذاشتند آزاری به او رسد و در کمال انسانیت و تمدن آب به صورت او میزنند. آقایان چند ده هزار نفر را در ده سال اول جمهوری اسلامی، یعنی همان دوره خمینی، در به گلوله بستن صف بیکاران، در "انقلاب فرهنگی"، در حمله به کردستان، در 30 خرداد و غیره و غیره کشتند و در تمام این سالها حاج آقای آزاده هنوز مست رویای رسیدن به ولایت فقیه بود که خود تئوری اش را داده بود! اعدام های 67 که از 3 هزار و خرده ای بالا زد خوشبختانه مزاج مقدس ایشان بالاخره بهم خورد و دندان رسیدن به مقام ولایت از طریق جانشینی خمینی را کشید و راهش را جدا کرد. میتوان جانشین و یا حتی خود جلاد را که واقعا پشیمان شده بخشید، اما رنگ کردن فولکس واگن و فروختن آن به جای قناری آنهم فروختن به نسل تویتر و فیس بوک دیگر خیلی ذکاوت میخواهد! ففط یادتان باشد، مردم در خیابان دارند میگویند "مرگ بر اصل ولایت فقیه"! )
به این ترتیب در آستانه 16 آذر میتوان دید که انقلاب چگونه طبقه حاکمه به معنای وسیع کلمه را به تکاپو و تلاش واداشته است. از اوباما تا بی بی سی تا سایر کارگاه های گل و بلبل سازی از جمهوری اسلامی همه در کارند. فقط سرداران امروز و خامنه ای نیستند که نگران اند و بسیج و نیروی انتظامی شان را رنگ و روغن میزنند و باد میکنند. سرداران و نخست وزیران دیروز و آیت الله های مغضوب هم همه به سهم خود نگران اند. ولی از این باید چه نتیجه ای برای 16 آذر گرفت؟
باید این نتیجه را گرفت که این رژیم تا چه حد ضعیف و بی آینده است. باید اینرا دید که انقلاب چنان افق حضرات را تیره و تار کرده که از همه طرف به دیکتاتور فشار می آورند که از "بسیج شیطان" کوتاه بیا و تا دیر نشده است به "بسیج الله" بچسب. باید اینرا دید که چطور دیکتاتور در مخمصه گیر کرده است. اگر بخواهد کوتاه بیاید و یک ذره سرکوب و بگیر و ببند را شل کند، مردم در عرض مدت کوتاهی عملا خیابانها و شهرها را بتصرف خود در خواهند آورد. و اگر کوتاه نیاید، که نخواهد آمد، دیگر زدن و کشتن و بگیر و ببند حتی از قبل هم سخت تر خواهد شد. با این موقعیتی که انقلاب برای رژیم اسلامی بوجود آورده و توجهی که در افکار عمومی جهان به خود جلب کرده است، غرب و میدیای جهانی نمی تواند اینهمه بر طبل "انزوا" و "تحریم" جمهوری اسلامی بکوبد ولی در مقابل وحشیگری اوباش آیت الله در خیابانهای تهران و شیراز و تبریز و اصفهان و شهرهای دیگر مطلقا خفقان بگیرد. نمی شود چرتکه حسابهای مالی یکی را به اسم دفاع از حقوق بشر روی میز بی بی سی آورد ولی نسبت به خونی که از سر شکاف برداشته دختران میریزد بی اعتناء بود. مردم باید ببینند که چگونه تفنگ گردنه بگیران و راهزنهای اسلامی حاکم بر ایران نم کشیده و تنها ابزار حاکمیت آنها یعنی سرکوب و جنایت و تجاوز از دستشان می افتد. بنا بر این باید شعله انقلاب را بالا کشید. باید برای به پیروزی رسیدن در نبردی منظم و سنجیده و با حوصله آماده شد. باید از 16 آذر کمال استفاده را کرد. باید هرچه وسیعتر در مورد آن اطلاع رسانی کرد و ضرورت حضور همه در خیابان را یاد آور شد. باید همه جا شعار نویسی کرد و در هر محفل و اجتماع مردم برای حضور در 16 آذر عهد و پیمان بست. همه، از پیر و جوان و زن و مرد، از کارگر و پرستار و معلم و کارمند و محصل و دانشجو باید به خیابان بیایند. حضور وسیع و میلیونی مردم، این براترین سلاح انقلاب بوده و تا اطلاع ثانوی خواهد بود. باید هر دانشگاه واقعا و با حضور وسیع مردم به "سنگر آزادی و برابری" تبدیل شود. باید هر میدان شهر به عرصه قدرت نمایی توده وسیع مردم در برابر نیروی روحیه باخته رژیم تبدیل شود. باید کلی عکس و ویدئو و گزارش لحظه به لحظه از همه شهرها به سراسر جهان مخابره شود. باید شعارها رادیکالتر و تند تر شود. بگذار جهان مستقما بشنود که مردم ایران به خیابان نیامده اند که مقنعه گل گلی به سر کنند. به خیابان نیامده اند که اعدام سال 60 ثواب و جهاد در راه خدا باشد و فقط در سال 67 و بعد از 3 هزارتا تازه مکروه مخالف مصالح اسلام بشود. به خیابان نیامده اند که این آیت الله برود و آن ایت الله بیاید. بلکه به خیابان آمده اند تا اسلام برود! تا حجاب و اعدام و حد و قصاص و تجاوز و فحشاء و فقر و فلاکت و جهل و خرافه و این جمهوری اسلامی کثیف را برای همیشه مرخص کنند و آزادی و برابری و جامعه انسانی را جای آن قرار دهند. (29 نوامبر 2009) |