|
|
|||||||
|
|
شیرین عبادی، دروغ که .... نیست! ( در حاشیه سخنرانی شيرين عبادی)
بعد از اتفاقات اخیردر ایران و اعتراضاتی که وسعت و پهنای منتشر شدنش برای هیچ کس قابل انتظار نبود، افکار عمومی بین المللی مخاطب و شنوای فریاد آزادیخواهی مردم ایران شد. مردم دنیا تصاویری جدید از دل جامعه ایران دریافت کردند متفاوت از گذشته. تصویری که مغایر بود با آنچه که ترجیح دولتها و منافع جمهوری اسلامی است و سه دهه سعی در نمایش و واقعی جلوه دادن آن داشتند. صدای مردم توسط خود مردم به گوش جهانیان رسید. صدایی از دل جامعه ای پر از سانسور اما به وسیله امکانات و مدیای روز که می خواست هویتهای سنجاق شده به خود را دور بیندازد و هویت انسانی و جهانی خود را در مقابل دیدگان آگاه دنیا به نمایش بگذارد. در چند سال گذشته دولتهایی که خودشان در سر کار آمدن رژیم حاکم بر ایران نقش داشته اند تصویر غیر واقعی از آن جامعه ارائه میدانند تا بتوانند پشت تزهای نسبیت فرهنگی شان پنهان شوند و بی تفاوتی شان را به حساب احترام بگذارند. این قاب شکست و ری اکشن مردم در سراسر دنیا نشان داد که این فریاد نقطه درستی را نشانه رفته! حمایت بخشهای مختلف جامعه غرب و اروپا را به دنبال داشت. حمایت همان مردمانی که حکومتهایشان صلح نوبل اهدا میکنند به شیرین عبادی یا اوباما! در دست یکی قوانین اسلامی و سعی در آشتی اعدام کودکان ، سنگسار،شلاق ودست و پا بریدن و.. با حقوق انسان. در دست دیگری دفتر مذاکره و دیگر نسخه های نخ نمای سیاست که تاریخ تا به حال آن، ثابت کرده چقدر دفاع از حقوق انسان مسئله و دغدغه اش است. با کراوات بمب بسازید یا عمامه! دیگر نمیشود صلح نوبل خاک گرفته را زیر بغل بزنید و ادعا کنید نماینده مردم ایران هستید. مردم ایران منتظر شما ننشسته بودند و دیدید که چگونه صدای خود را منتشر کردند. از ساده ترین دروازه های ارتباطات جمعی. نه آنجاهایی که فقط شما را راه میدهند. مردم ایران به خیابانها آمدند و نشان دادند که امید به دولتهایی که شما را سر دست میبرند نبسته اند. دولتهایی که به همراه جمهوری اسلامی با به میان آمدن مردم حساب دو دو تا چهارتایشان حسابی بهم ریخت. اگرهم امیدی هست به گوشهای شنوای میلیونها انسان آزادیخواه است که حسابشان از حکومتهایشان جداست. صدای شکنجه و تجاوزاز زندانهای جمهوری اسلامی بیرون آمد و ندا داغ ترین بحث اخبار شد. صدایی که سه دهه است سعی کردند زیر فرش قایمش کنند و هر که سخنی سر داد یا متوهم بود یا افراطی! فرض کنیم نشنیده بودیم که 2 سال پیش همین مردم به خاطر نخواستن حجاب که با توسری بر سرشان است ایستادند و "حکومت اسلامی نمیخوایم" را فریاد زدند. فرض کنیم دهها بروزات اجتماعی دیگر این مسئله را نبینیم. تنها به رسانه های خود حکومت در چند سال گذشته مراجعه کنید که فغانشان به آسمان رسیده ازعدم گرایش به مذهب جوانان جامعه ایران. جامعه ای که هفتاد درصد آنرا جوانان تشکیل میدهند. مگر غیر از این است که جمهوری اسلامی به هر وسیله ای از زور و شلاق و شکنجه تا پول و مقام و.. متوسل شده بلکه سر این جامعه را به سمت مذهب بچرخانند و نشد!! ببینید اوضاع چقدر خراب است که از خود مراجع مذهبی حرف از جدایی دین از دولت میزنند و طرفدار به اصطلاح "سکولاریزم" شده اند. همه اینها را کنار هم بگذارید وحالا تصور کنید شیرین عبادی (بدون لچک!) همچنان بخواهد به عنوان صدای مردم اینطرف و آنطرف برود بلکه بشود آبروی ریخته ای را با قاشق چایخوری به بطری بر گرداند. شیخ! عبادی آنچه را مردم بالا آورده اند نمیشود دوباره در بشقاب چید و به خوردشان داد، حتی با تزیین جعفری ! میبخشید ولی بوی تعفنش همه دنیا را گرفته مگر زیر دماغ جنابعالی و نبوی و ... و آن عده دوربین و قلم بدست شبیه شما ، گلاب محمدی زیر گردنتان را کم کنید بلکه .... اینها حتی نماینده اکثریت به قول خودشان" مسلمانها " هم نیستند. چرخی درون شهرهای ایران بزنید و پای صحبتهای همانها که شما مسلمان میخوانیدشان بنشینید تا بلکه متوجه شوید! بعد ازاعتراضات چند ماه گذشته و سرکوبهای وحشیانه رژیم ، دیگر اکثریت عده ای که شما به دروغ خود را نماینده آنها معرفی میکنید، اگرهم توهمی به حکومت دینی داشتند به دور انداختند. مگر اقلیتی که منافعشان در گرو حفظ این حکومت باشد که اگر شما و امثال شما در این صف باقی بمانید توسط مردم جارو خواهید شد. اگر به میان مردمی که به خیابانها آمده بودند میرفتید و دم از "پيشرفت را از طريق تفسير درست قرآن به دست آوريم" میزنید ، نمیدانم چه بلایی ممکن بود سرتان بیاورند! دیگر حرفهایی چون" به کمک تفسيرهای کم تبعيض آميزتر از قرآن از موکلين ام دفاع می کنم " که برای یک "حقوقدان" به جک شبیه است! حتی حرفشان این نیست که مجبور هستند بلکه خود مروج و ارائه دهنده این شیوه دردنیا هستند. امثال شیرین عبادی هیچگاه نماینده مردم ایران نبوده و نیستند، علل الخصوص در شرایط حاضر که در بالا هم به ویژگی هایش اشاره کردم.اکنون زمان به میان آمدن افرادی از جنس دیگری است. کسانی از جنس خود مردم که آزادیخواهی و انسانیتشان با هویتهای جعلی منتصب به قومیت و ملیت و مذهب و جنسیت تعریف نشده است. آزادی و حقوق بشر را همانگونه که بشر متمدن امروز تعریف کرده میخواهند. در جستجویش به اعماق سیاه گذشته ها نمیروند و تازه امروز هم یادشان نیامده که رژیم حاکم در ایران چه جنایاتی مرتکب شده است.
الیا تابش 20 اکتبر 2009 |