|
|
|||||||
|
|
یادداشت هایی بر یک انقلاب (25) مقدمات فاز دوم! مصطفی صابر
جمعه 27 شهریور (18 سپتامبر 2009) روز قدرتنمایی بزرگ انقلاب بود. صدها هزار نفر در "روز قدس سابق" (چنانکه در ویدئو های یوتیوپ نامیده بودند) در تهران، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، مشهد، تبریز و رشت به میدان آمدند و با شعارهای تند خود "پیام آخر" شان مبنی بر "آمادگی قیام" را به "دیکتاتور" رساندند. پیام که چه عرض کنم، کاسه زهر: هر آنچه که جمهوری اسلامی در سه ماه گذشته از بگیر و ببند و کشتار و تجاوز و اعتراف گیری و رجز خوانی رشته بود را یک روزه پنبه کردند.
تظاهرات امروز قبل از هر چیز کبریت کشیدن زیر ریش آقا بود! حالا آقا به کروبی و رفسنجانی و خاتمی و موسوی، این یاران غار دیروز و "منافقین" امروز، چه بگوید؟ بازهم به طور متناوب نقش بازجوی خوب – بازجوی بد را برایشان ایفاء کند تا مفری از چاه چمکران برسد؟ آیا حالا اینها زبانشان دراز تر نخواهد شد که بردار خراب کردی و ولایت شما "باطل" است!؟ آیا آقا "شدید" برخورد کند و دستگیرشان کند؟ یا "مدارا" به خرج دهد و دور برداشتن آنها را تحمل کند؟ انتخاب آسانی نیست. چرا که در هر دو حالت وضع بالای جمهوری اسلامی آشفته تر از این که هست خواهد شد. راستی به منتظری "ولیعهد امام" چه بگوید که بعد از صدور فتوا مبنی بر "جابر" بودن آقا، هفته قبل برای "علمای اعلام بلاد" نامه فرستاده که کاری بکنید!؟ آیا علاوه بر بازداشت نوه و نبیره ها حالا برود خود حضرات عظام را با عمامه هایشان دستبند بزند؟ و اگر نزند، از ولی فقیه و جمهوری اسلامی دیگر چه باقی مانده است؟ خلاصه کلام اینکه تظاهرات های توده ای و پر قدرت امروز قبل از هرچیز توازن و تعادلی که ظاهرا به زور بگیر و ببند و به نفع خامنه ای در بالای جمهوری اسلامی بوجود آمده بود را بر هم زد. نتیجه ناگزیر آن فقط تشدید غیر قابل کنترل تر دعوا در بالاست. الان دیگر بطور قطع میتوان گفت که نه فقط "دولت مرده" است، که "ولایت باطل" هم جان به جان آفرین تسلیم کرده است! اینکه خامنه ای و احمدی نژاد این چیزها را به روی مبارک نیاورند باعث نمی شود که انقلاب راهش را کج کند.
مهمتر، تظاهرات امروز توازن قوای بین مردم با جمهوری اسلامی، بین انقلاب با ضد انقلاب حاکم را به شدت و به زیان دیکتاتور و کل دم دستگاهش بهم زد. روحیه مردم به تصاعد هندسی بالا خواهد رفت. انقلاب به سرعت برق و باد همه جا گسترش خواهد یافت و قدرت بازهم بیشتری خواهد گرفت. شهرهای میان جمعیت و کم جمعیت بیشتری آشکارتر وارد عرصه خواهند شد. فضای بحث و گفتگو علنی، اعتراضات در محلات و محل کار و دانشگاه و مدرسه و اجتماعات داغ تر خواهد شد. فضای رعب و تهدید نسبی که به زور کهریزک و تجاوز و قبرهای بی نام و نشان ایجاد کرده بودند برچیده خواهد شد و فرصت برای متشکل و متحزب شدن مهیاتر خواهد شد. همه اینها البته به معنی این است که انقلاب از این هم چپ تر و رادیکالتر خواهد شد. اگر بخواهیم دنباله بحث یادداشت قبلی را ادامه دهیم انقلاب به شیوه خاص خود دارد مقدمات ورود به فاز دوم را آماده میکند.
قبلا گفتیم که در فاز اول، انقلاب به ناگزیر کسانی از "خودی ها"ی نظام را به بازی میگرفت. خامنه ای کوشید با سرکوب وحشیانه و ایجاد رعب و وحشت و از جمله با خفه کردن خودی ها مگر انقلاب را خفه کند. اکنون می بینیم انقلاب نه فقط نقشه های خامنه ای را نقش بر آب کرده است، بلکه دارد در همان حال دستگاه سرکوب و خفقان جمهوری اسلامی را بی اثر میکند و در نتیجه رفته رفته نقش سپر امنیتی بودن خودی ها را نیز زاید میکند. این مقدمه ای است برای آنکه در فاز بعدی انقلاب با قد و قواره عظیم و رادیکال و زیر و رو کننده اش روی پا بلند شود و نه فقط ایران که جهان را به لرزه در آورد.
البته بسیاری در این طمع خام هستند که انقلاب را در همان فاز اول مهار و متوقف کنند. برای مثال بی بی سی و رسانه های نظیر آن دارند با جدیت عجیبی آب در هاون میکوبند که حرکت امروز مردم را به نام "حمایت از دو کاندید انتخابات" و یا "در حمایت از آیت الله منتظری" و غیره جلوه دهند. اگر خامنه ای دچار این توهم بود که خفه کردن خودی ها رژیم لازمه خفه کردن مردم و انقلاب است، اینها به این توهم دچار اند که باد کردن در این خودی ها، یعنی انبان های ارتجاع و جنایت دهه اول جمهوری اسلامی، میتواند انقلاب را در فاز اولش متوقف و نهایتا بنوعی خاتمه دهد. هردو در یک نکته توهم دارند و آن اینکه نمی توانند نقش گذرای "خودی" ها را ببینند. البته باید اعتراف کرد که سیاستگذاران و مفسران دانشمند بی بی سی از حاج آقا مجتبی و سردار رادان و دکتر کردان هم نسبت به اوضاع ایران پرت تر اند. یا شاید هم رندتر اند!؟ اگر این دومی ها فکر کرده اند با کهریزک و سپاه و لباس شخصی ها میشود حریف این انقلاب شد و خودی ها را که خفه کنند کار تمام است، امثال بی بی سی وانمود میکنند گویی انقلاب حاضر ادامه دوم خرداد و جنبش اصلاح رژیم است حالا با کمی حدت و شدت و شرکت وسیع توده ای. جدا فکر کرده اند که جوانان و زنان و کارگران ایران انقلاب کرده اینهمه جانانه جنگیده اند اند تا بجای احمدی نژاد 88 جناب موسوی 67 را بعنوان رئیس جمهور داشته باشند و بجای خامنه ای عمامه سیاه هم به عمامه سفید منتظری قسم بخورند!
چه میشود کرد، اینها هم لحظات بامزه در یک انقلاب است. اما انقلاب کار خودش را میکند. در اولین قدم چنانکه شاهدیم دومی ها را از سر راه کنار میزند و بسرعت و در فاز بعدی از اولی ها نیز عبور خواهد کرد. (18 سپتامبر 2009) |