بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

گزارش ملاقات با افسر جدید حفاظت یو ان اچ سی آر در عراق- اربیل

به: سعید صالحی نیا

از: مهدی فضل الهی

دوست عزیزم سلام

امروز 30/آگوست/2009 نمایندۀ محلی یو ان اچ سی آر آقای هوره به همراه خانمی لبنانی به نام رعنا که افسر جدید حفاظت یو ان اچ سی آر است به منزل ما آمدند و ابتدا این خانم توضیح دادند که: به مدت 6 سال است که برای یو ان اچ سی آر کار می کند و آمده اینجا که به کار ما رسیدگی کند و اگر در مدت یکسالی که ایشان اینجا خواهد بود تغییری در وضعیت ما پیدا نشد حتما نفر بعدی که بیاید ادامه کار این خانم را خواهد داد. در مورد پرونده هایمان گفت که هنوز هیچ تغییری حاصل نشده است.

ما پرسیدیم: خانم عزیز پرونده ما در حال حاضر کجاست و در کدام کشور برای بررسی قرار دارد؟

پاسخ مسئول یو ان اچ سی آر: در هیچ کجا نیست و ما به هیچ کجا نفرستادیم

سوال: چرا پرونده های ما را به هیچ کجا نفرستادی؟

پاسخ: چون هنوز کشوری پرونده های شما را نخواسته که بررسی کند.

پرسیدم: آیا شما تا الان گزارشی از وضعیت ما به کشورها ارسال کردید که بدانند ما در چه وضعیتی هستیم؟

پاسخ: نه، این کار را نکرده ایم و نخواهیم کرد چون خود کشورها باید از ما بخوان تا ما پرونده شما را به آنها بدهیم.

سوال: وقتی شما هیچ گزارشی از ما ندادید چطور کشورها بدانند که ما در چه وضعیتی هستیم تا بخواهند پرونده ما را پیگیری کنند؟

پاسخ: من قبلا توضیح دادم. تو تعریف اشتباهی از گزارش داری. شما خیلی خوشبخت هستید که ما همچنان داریم پرونده های شما را دنبال می کنیم و اگه دنبال نکنیم به این معنی است که ما پرونده شما را بسته ایم، شما مطمئن باشید که ما دنبال کار شما هستیم و ما هرزگاهی پرونده های شما را به کشورها ارسال می کنیم.

سوال: از سال 2007 که کشور کانادا به پرونده های ما پاسخ منفی داد، یو ان اچ سی آر پرونده ما را به کدام کشور ها ارسال کرده است؟

پاسخ: به هیچ کشوری!! چون همانطور که گفتم هیچ کشوری به ما نگفته که پرونده ها رو بده تا بررسی کنیم.

سوال: شما گفتید که هرزگاهی پرونده ها را میفرستید به کشورها، چرا پس میگویی نفرستادم؟!

پاسخ: من گفتم اگه کشورها بخوان می فرستیم.

سوال: با توجه به اینکه دولت کردستان اعلام کرده که باید خاک عراق را ترک کنید و طرح دارد که به ما پاسپورت ایرانی بدهد و ما را از اینجا به بیرون بیاندازد، شما چه کارهایی انجام داده اید؟

پاسخ: ما تلاش کردیم که شما اینجا بمانید، ولی ما هیچ قدرت نظامی نداریم که از شما حفاظت کنیم ولی هنوز جواب قطعی از طرف دولت کردستان مبنی بر ماندن یا رفتن شما به ما داده نشده است.

سوال: اگه همین فردا صبح نیروهای امنیتی کردستان به منزل ما حمله کردند و گفتند که باید خاک ما را ترک کنید، شما چه کاری برای ما انجام می دهید؟ شما خوب می دانید که سال گذشته همین کار انجام شد و نیروهای امنیتی کردستان مینی بوس آوردند و نفرات را به زور سوار کردند حتی اجازه ندادند وسایلشان را هم جمع کنند و داشتند دیپورت می کردند!!!

جواب: ما نیروی نظامی نداریم که از شما بصورت فیزیکی حفاظت کنیم سعی می کنیم که این اتفاق نیافته.

سوال: حالا اگه افتاد چی؟

پاسخ: اون موقع یک فکری به حالتون می کنیم.

یکی از دوستان پرسید: من به مدت 5 ماه در اینجا به علت نامعلومی در زندان اطلاعات کردستان بودم، من را کتک زدند و من را شکنجه کردند و می گفتند چرا به یو ان اچ سی آر مراجعه میکنی و چرا به ایران برنمیگردی؟ پرونده مصاحبه ی من در زندان با صلیب سرخ در دفتر این سازمان در اربیل موجود است، شما خوب می دانید ما اینجا امنیت نداریم چرا کاری نمی کنید؟

پاسخ: من درک می کنم ولی دست من نیست.

سوال: پس دست کی هست لطفا بگید بیاد جواب بده؟

پاسخ: من نمی توانم و وقت ندارم باید بروم.

گفتم: من شخصا با مسئول امنیتمان در اینجا تماس گرفتم و ازشون پرسیدم که مسئله ی اخراج ما در چه مرحله ای است؟ که ایشان پاسخ دادند: ما تعدادی شرط برای یو ان اچ سی آر گذاشتیم و اگه اون شروط ما را انجام ندهد ما شما را بیرون می اندازیم و تا زمانی که پاسپورت ایرانی شما آماده نشود ما با شما کاری نداریم، خانم عزیز اگه فردا صبح پاسپورت را آوردند و گفتند بفرما برو چی میشه؟

پاسخ: داریم رویش کار می کنیم.

در آخر من از این خانم خواستم که شماره تلفن و آدرس ایمیلش را بدهد که پاسخ دادند: من نه شماره به کسی می دهم و نه آدرس ایمیل.

پایان ملاقات

اربیل- عراق

30/آگوست/2009


بازگشت به صفحه اول