بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

عباس گويا

١٨ ژوئن ٢٠٠٩

جنبش ضد تقلب

راست٬ سنتر٬ چپ

جنبش عظيم و اپوزيسيوني كه در ايران خود را بطور بلاواسطه در مقابل جناح خامنه اي۔احمدي نژاد معرفي ميكند جهانيان را مبهوت كرده است۔٬ جنبشي كه حزب كمونيست كارگري ايران آنرا بدرست "جنبش ضد تقلب" مينامد٬ هويت خود را پيش از برگزاري انتخابات با شعار "اگر تقلب شود ايران قيامت ميشود" به جامعه معرفي كرد۔ بنظر من٬ اين جنبش ميدانست كه تقلب ميشود و خود را براي آنروز آماده كرده بود۔ اين البته بحثي جداگانه است۔

از يكطرف خبرنگار براودسايد مدعي است كه "شجاعت ايرانيان خبرنگاران غربي را مبهوت كرده است" و از سوي ديگر گرايشات مختلف اجتماعي حاضر در ايران هر يك آنرا متعلق بخود قلمداد ميكنند٬ برخي آنرا "صلح آميز"٬ "دمكراسي طلب" و برخي آنرا انقلابي مينماند۔ مدعيان رهبري اين جنبش٬ موسوي و كروبي و فاطمه رفسنجاني٬ عكسهاي بلند شده موسوي٬ پاسخ به فراخوانهاي "سياه پوشي" و سكوت تظاهرات آنرا برخ ما ميكشند و آنرا دلايلي بر امتداد اين جنبش از "اصلاح طلبي" خاتمي ميدانند٬ "دمكراستي خواهان" خواندن "يار دبستاني"٬ و در بهترين حالت شعار "ما دمكراسي ميخواهيم" را در كنار عكس موسوي نشانه اي از تعلق اين حركت به جنبشهاي انقلاب مخملي دمكراسي طلب ميداند و حزب ما نشانه هاي انقلابيگري آنرا بدرست برجسته ميكند٬ آنرا سرنگوني طلب و اين جنبش را پتانسيل يك انقلاب سوسياليستي ميداند۔ كداميك صحيح و كداميك غالب است؟

بنظر من اين جنبش٬ دقيقا به همين دليل كه آنرا جنبش ميناميم٬ حامل گرايشات مختلف است۔ اما از آنجا كه هويت اين جنبش عام "ضد تقلبي" است٬ گرايشات موجود در آن لزوما حتي به يك طبقه متعلق نيست اين جنبش برخلاف "رنگ سبز" منتسب به آن رنگارنگي از گرايشهاي مختلف اجتماعي است۔ اين جنبش راست٬ سنتر و چپ دارد۔ راست آن گرايشي است كه موجوديت جهموري اسلامي را ميپذيرد٬ موسوي را نماينده واقعي خود ميداند٬ رنگ سبز را نماينده گرايش فكري خود ميداند٬ الله و اكبر را شغار خود ميداند٬ و بخلاصه خود را بهيچعنوان در تضاد با سنتهاي پايدار٬ اساسي و موجود جمهوري اسلامي نميبيند۔ جناح "عاقل" جمهوري اسلامي است۔ اين گرايش بنظر من نه جناح غالب بلكه ضعيفترين گرايش جنبش جاري است اما بدليل تكيه به سنتهاي موجود توانايي نمايش آگرانديسمان خود را دارد٬ ميتواند بخشي از گرايش ميانه٬ دمكراسي طلب را همرنگ خود كند۔

گرايش سنتر٬ دمكراسي طلب است۔ گرايشي كه بزبان تحولات قرن ٢١م افقش انقلاب مخملي است۔ جمهوري اسلامي تعديل يافته ميخواهد٬ با سرمايه داري مشكلي ندارد٬ با مذهب مشكلي ندارد اما با حجاب و قوانين اسلامي كه مانعي بر سر راه كاركرد متعارف سرمايه است مشكل دارد٬ و حتي با وطن پرستي مشكلي ندارد۔ اين گرايش در ابعاد جهاني جنبش "دمكراسي" خواه تلقي ميشود و بهمين اسم براي غرب٬ براي ايرانيان خارج از ايران كه خود را دمكراسي طلب ميخوانند جذاب است۔

گرايش چپ اين جنبش اما سرنگوني طلب است۔ به هيچ چيز مگر رفتن جمهوري اسلامي قانع نيست۔ اين گرايش٬ اگر چه نه انحصارا٬ اما بطور دوفاكتو دربرگيرنده بخشي از جامعه است كه هيچ چيز بجز زنجيرهايش را در بر انداختن جهموري اسلامي از دست نميدهد۔ گرايشي است كه ما بدرست آنرا انقلابي ميدانيم۔ گرايشي كه در صورتيكه در راس حركت اعتراضي قرار بگيريد٬ اگر نه كل موجوديت جاري "جنبش ضد تقلب" اما قطعا اكثريت آنرا بدنبال خود خواهد كشاند۔ اين گرايش شامل كارگران٬ زنان و جواناني است كه هيچگاه از اعتراض به جمهوري اسلامي غافل نماند٬ اما اكنون حضور قوي دارد و در خط اول اعتراضات "قهر آميز" با جمهوري اسلامي است۔ اين گرايش شامل "ايرانيان شجاعيست كه خبرنگاران غربي را مبهوت ميكند" و بايد خود را با حزب ما تداعي و از طرف حزب ما نمايندگي شود۔


بازگشت به صفحه اول