بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

چند کلمه در دفاع از خیزش انقلابی مردم ایران در مقابل رهبری حزب حکمتیست!

 

مهرنوش موسوی

 

وقتی منصور حکمت تصمیم گرفت زبان لایق و شایسته یک انقلاب سرکوب شده و خفه شده در خون برپا دارندگانش بشود، این انقلاب سالها بود شکست خورده بود. به قول خودش خیلی سخت بود آدم بتواند حتی از یک تلاش شکست خورده مردم هم روزنه ایی برای دفاع پیدا کند. وقتی منصور حکمت با صدای بلند از زیر همهمه شکست خوردگان سیاسی، زبان آن انقلاب عدالتخواهانه و ضد سلطنتی شد، رژیم جمهوری اسلامی سالها بود این ادعا را تثبیت کرده بود که برآمده و نتیجه آن انقلاب است. حتی سجلد انقلاب را هم به اسم اسلام گرفته بودند. انقلاب اسلامی صدایش میزدند. منصور حکمت حتی از چنین انقلابی به دفاع برخاست. انقلابی که به شعائرش رنگ مذهبی زده بودند، انقلابی که آیین اسلامی را حتی به رفتار و سکنات قیام کنندگانش نیزتحمیل کرده بودند. درست در چنین اوضاعی بلند شد و فریاد زد نه! نمیپذیرم! این انقلاب اسلامی نبود! مردم برای اسلام بپا نخاسته بودند. اسلام را به مردم تحمیل کردند. در مقابل کل ارتجاع داخلی و بین المللی اعلام کرد نه! مردم ایران اسلامی نیستند. مساجد را جلوش گذاشتند! نپذیرفت. نمازهای جمعه را نشانش دادند! نپذیرفت. گفت نه! این جامعه اسلامی نیست. رای گیری میلیونی جمهوری اسلامی را به شهادت گرفتند. نپذیرفت. اعلام کرد جمهوری اسلامی در آن رفراندوم متولد نشد، تاریخ تولد این رژیم سرکوب خونین 30 خرداد 60 بود. همین نه گفتن بدل به سنگری برای کل جبهه عدالتخواهی و انسانیت در آن مملکت شد. اگر الان کسی به خود جرئت نمیدهد حتی به همین انقلاب شکست داده شده نفرین کند، جرئت نمیکند در حالی که فرار میکند دشنام بدهد، انقلابیگری و انقلاب طلبی حرمت دارد، محصول ایستادگی این کمونیسم سازش ناپذیر زمانه ماست.

بار دیگر درست در مقطع دوم خرداد 76 زمانی که کل احزاب سیاسی و جریانات اپوزیسیون بیست میلیون رای خاتمی را نشان مردم میدادند، عده ایی حتی در صف حزب کمونیست کارگری آب از لب و لوچه شان سرازیر و عزم کردند دور و بر دوم خرداد بپلکند، ادعا میکردند که شرکت مردم در رای و انتخاب خاتمی به معنی پایان شوق سرنگونی طلبی آنهاست، دیگر انقلاب و قیامی در کار نخواهد بود. یک رهبری با یک صف قاطع جلوشان ایستاد. باز هم نه گفت! حکمت قدرت تئوریک و سیاسی خود را پشت سر حقانیت مردم ایران گذاشت. برای اثبات حقانیت مردم، تئوری پیدا کرد، تز کشف کرد. الان کسی یادش نمی آید اما تز اینکه مردم به خاتمی به خاطر خودش رای ندادند، میخواستند ناطق نوری را از میدان بدر کنند تولید مستقیم و محصول فکری مقاومت کمونیسم انقلابی منصور حکمت بود. الان دیگر نوریزاده و سازگارا هم آن را قرقره میکنند. منصور حکمت اولین بار این تئوری و این تحلیل را دست حزب کمونیست کارگری داد تا با آن و در پناه آن برای مردم بجنگد. اگر موسوی ادعا میکند 16 میلیون رای دارد، رای خاتمی که مورد توافق همگیشان بود 22 میلیون بود. اما منصور حکمت به تن مردم با استناد به مضحکه همان انتخابات لباس دوم خرداد نکرد. ضمن دفاع از مبارزه مردم، بیشترین تلاشها را در رسوایی و تحمیل شکست به دوم خرداد انجام داد. نوشت، کمپین کرد، روزنامه منتشر کرد، رادیو راه اندازی کرد. با رهبری الیت انقلابی رهبران وقت حزب کمونیست کارگری در کنفرانس برلین حماسه آفرید. کمر دوم خرداد و رژیم را شکست. مردم را در پناه حمایت خود گرفت، دشمنان مردم را رسوا کرد. همه آن دفاعیات از مردم را انجام داد، همه این تلاشها را هم بر علیه دشمن و همزمان با آن سازمان داد.

حال من از جبهه شکست خورده رهبری حزب حکمتیست میپرسم چه بلایی به سر شما آمده است که  به یک تاریخ ننوشته دشنام میدهید؟ به یک خیزش انقلابی به فرجام نرسیده، هنوز در خیابان ایستاده، پشت میکنید. به آن خرده میگیرید، لباس دروغین به تنش میکنید، آن را جنگ غریبه قلمداد میکنید و در حالی که جوانان این خیزش، خیابان به خیابان در حال جنگند، دست به سنگ میبرند، کلانتری خلع سلاح میکنند. شعار میدهند. عقبشان میرانند، برمیگردند، دست به یقه میشوند. به این جنبش قیافه ترش میکنید. جرئت نمیکنید، از ما میترسید والا بعید نبود حتی رسما با آن دشمنی کنید. ترمزتان را کشیده ایم که تازه ادعا میکنید این جنگ شما نیست. به جای اینکه از مردم دفاع کنید و تا میتوانید نظام را با همه جناحهای آن بکوبید، همان نظامی که البته قرار بود متعارف باشد و از بخت بد شما مردم نامتعارف بودنش را جلو شما و اوباما و آیت الله بی بی سی و جهان گذاشتند. به جای آنکه مدافع پرشور مردمی شوید که دارند تازه با قدمهای خود یک کتاب ننوشته را ورق میزنند، تظاهرات سازمان بدهید، تلویزیونتان را در اختیارشان بگذارید، صدایشان را پخش کنید، حمایتشان کنید و...با سیاست اشرافیت شکست خوردگان سیاسی در باره تلاش و مبارزه شان صحبت میکنید. شما که از "انقلاب سبز" میترسید، نگران هستید، چند اعتراض و آکسیون سرخ در همین خارج در حمایت از حقانیت مبارزه مردم برپا کردید؟ هیچ! صفر! چون فعال حزب شما با این موضع گیری فقط میتواند رو به قبله شود، از خفت وجود چنین نارهبرانی از خانه بیرون نیاید مبادا مردم وی را لعن و نفرین کنند. این شد موضع گیری سیاسی؟ همین دیشب کیهان شریعتمداری نوشته بود "آشوبگران" حجاب برگرفتند، خیابانها را کنترل و از وجود حجاب پاک کردند. آنوقت شما همزبان با بی بی سی، صدای آمریکا و کل جبهه دوم خرداد آن را به کیسه موسوی و ضد انقلاب سبز میریزید؟ جدا خجالت نمیکشید. شرم نمی کنید؟ تنها حزب سیاسی ایران هستید که دارد مردمی را که گلوله میخورند به جای دشمن مزمت میکند. تنها جریان سیاسی هستید که به جای دفاع از قیام مردم، بدوا و قبل از هر گونه تحلیل و ارزیابی، این مبارزه را محتوم به شکست جلوه میدهید. مردم ایران خود فریاد میزنند که انتخابات بهانه است، آزادی و عدالت مشکل این جامعه است. شما میخواهید به ما و مردم بیندازید که مشکل این مردم تقلب در رای است؟  خجالت نمیکشید در گرماگرم یک جدال خونین، زور زورکی آن را به جیب جناحهای حکومت میریزید؟ هم الان در همه ممالکی که شما در آن ساکنید، رسانه های بی وجدان غربی هم به اسلام شناسانشان میگویند که این مردم برای موسوی این کارها را نمیکنند. در صدای آمریکا دارند هشدار میدهند که این یک انقلاب دیگر است و جمع شدنی نیست، مشاورانشان را فرستادند تا اوباما سریعا از ترس مردم اعلام کند که از موسوی حمایت نمیکند. آنوقت شما اطلاعیه صادر میکنید که به جای اعلام دفاع قاطع از مبارزه مردم آنها را محکوم کنید؟ افراد تحکیم وحدت در مصاحبه های متفاوت در رادیو فردا میگویند هر چه ما تاکید می کنیم که ما خواهان براندازی نیستیم، مردم دنبال سرنگونی هستند! آنوقت شما به دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب میخواهید حقنه کنید که این جنبش مال شما و جنگ شما نیست. شاید واقعا نیست! زور بیخودی است که هر کسی شما را به حقانیت مبارزه مردم متقاعد کند. یک حزبی درست کرده اید که نه 18 تیر را به رسمیت میشناسد، نه جنبش سرنگونی طلبی را، نه مبارزات زنان را، نه جنبش ضد اعدام را و نه... همین پریروز نوشتید این مبارزات غیر کارگری اند. یک حزبی درست کرده اید که کرور کرور کمونیست و انقلابی به خاطر دفاع از مبارزه مردم بر علیه شکست طلبی رهبری این حزب، مجبور شدند صفوفش را ترک کنند. درست در این شرایط که باید حساب سیاستهای شکست طلبانه تان را پس بدهید، حساب آن تئوریهایی که جرئت بیرون کشیدنش را و تکرار آن را ندارید، اعلام میکنید که این یکی هم شکست میخورد! اعلام میکنید که باید این جنگ را به حال خود ول کرد، مال شما نیست. کجا رفتند آن تئوریهایی که اعلام کردند این رژیم متعارف شد، تمام شد و رفت! قرار نبود رژیم با ثبات باشد؟ قرار نبود مردم شکست خورده باشند و سرنگونی طلبی مزموم؟ شما که هر چه اعتراض و مبارزه برحق را شکست طلبانه می نامید، چگونه با تهور تمام با سرنوشت کمونیستها در داخل کشور بازی کردید؟ آنها را که درست همین روزها باید نقش سرنوشت سازشان را ایفا میکردند پای ماجراجویی خونین بردید. این چه منطقی است که قیام و خیزش عادلانه مردم را نمی پذیرید اما درست زمانی که مردم اصلا آمادگیش را نداشتند، دست به هرگونه ماجراجویی به هزینه مردم زدید؟

به نظر من کسانی که این اطلاعیه ها را نوشته و آن را اعلام کردند غیر قابل نجاتند. موضع گیری حق طلبانه در مقابل اعتراض مردم، حتی احتیاج به فهم و سواد سیاسی ندارد. کافی است فقط انسان وجدان داشته باشد. منصور حکمت میگفت اگر از من بپرسند در یک کلمه بگو کمونیسم کارگری یعنی چه؟ همانگونه که تروتسکیست در یک کلمه کلیدی در باره خودش میگوید "انترناسیونالیست" و کلمه‌ای که چپ نو را توصیف میکند شاید "دمکراسی" باشد، چند تا از کلماتی هم که بنظر من بهترین شکلی ما را بیان میکند اینها است: "پراکتیکال"، یعنی کسانی که تبیین پراتیکی و عملگرايانه از کمونیسم بدست میدهند، ماکزیمالیستى، اکتیویستی، انسانگرا، انقلابی و سازش ناپذیر. اینها کلماتی است که فکر میکنم اگر کسی بخواهد کمونیسم کارگری را توصیف کند میگویند اینها بشدت انسانگرا هستند، اینها ماکزیمالیستند بی تخفیف حرف میزنند. حتی آنقدر بی تخفیف حرف میزنند که انگار هیچ درکی از مقوله تاکتیک و ایستگاههای بین راه ندارند، مدام حرف آخرشان را میزنند. بخصوص پراکتیکال هستند، عملی فکر میکنند و دنبال قدرت هستند. اینها مدام حرف تغییر را میزنند. این یعنی کمونیسم کارگری. به اعتقاد حکمت یک حزب سیاسی کافی است چیزی را بخواهد تا برود برایش تلاش بکند، بله این مشخصه جنبش ما است. داشتن یک دید پراتیکی، دخالتگرانه و حتی اراده‌گرایانه بنظر من مشخصه ما است.

 

اما کادرها و اعضای انقلابی حزب حکمتیست محکوم به پذیرش چنین سرافکندگی به اسم خود نیستند. این درجه از ابتذال و شکست سیاسی و تشکیلاتی این حزب حتی بحث بردار هم نیست. باید اراده انقلابی داشت و کار این خط را جدا یکسره کرد. ماجراجویی قبلی رهبری این حزب و هزینه گزافی که تحمیل کردند، متاسفانه به اسم همه این افراد تمام شد. این بار نباید اجازه داد که دوباره چنین بشود. به نام خیزش انقلابی مردم ایران، به نام کمونیسم کارگری باید کادرها و فعالین با وجدان و انقلابی این حزب جلو آمده، این حزب را به نفع مردم ایران، به نفع کمونیسم و انقلاب مصادره کنند. باید یا این حزب را جدا و با قدرت از دست این خط خارج کنند، تحویل یک خط و سیاست انقلابی کمونیستی داده و اداره اش کنند. یا صفوف آن را بدون ذره ایی تردید سریعا ترک کنند. هیچ راه وسطی نمانده است. من همه کادرها و فعالین انقلابی این جریان را به حمایت صریح از خیزش انقلابی مردم ایران بویژه در خارج کشور فرامیخوانم. بیایید در کنار و دوش بدوش حزب کمونیست کارگری ایران اراده کنیم، تلاش کنیم تا این مبارزه را به پیروزی برسانیم. تا همینجا هم با وجود اینکه این غول بپا خاسته از موانع بیشماری عبور میکند، دستاوردهای بیشماری نصیب کمونیسم و طبقه کارگرایران شده است. یادتان هست که دو هفته پیش تصویر سیاسی جامعه ایران در همین رسانه های غربی مشروعیت بخشیدن به خامنه ایی و احمدی نژاد بود؟ نامه اوباما به خامنه ایی یاد کسی مانده است؟ الان وقتی پیچ تلویزیونهایتان را باز میکنید چه می بینید؟ یادتان هست اوباش رژیم اسلامی در گوتنبرگ با ما دست و پنجه نرم میکردند؟ الان هزاران نفر در خارج کشور به قیام پیوسته اند. الان سنگفرشهای خیابانهای شهرهای اروپا محل رژه رفتن این بخش از قیام کنندگان در خارج کشور است. نفس حضور فعال و سرخ ما در شهرهای اروپایی باعث ایزوله کردن و از میدان بدر کردن ارتجاع سبز و سیاه است. الله و اکبر و شال سیدی هیچوقت نشان این خیزش انقلابی نبوده و نیست. فائزه رفسنجانی به گفته سایتهای اینترنتی خودشان میلیونها دلار خرج کرده تا تن این جنبش لباس مذهبی کند. مطمئن باشید با حضور پراتیکی و سازش ناپذیر حزب کمونیست کارگری در صحنه این انقلاب را در مسیر حقیقی ضد مذهبی و زنانه خود قرار خواهیم داد. مردم ایران را با شعار الله و اکبر نمیشود به جنگ استبداد فرستاد. به قول حمید تقوایی مانند این است که بگویند با جاوید شاه میخواهند سلطنت را جابجا کرده و یا شاه را پایین بکشند!

به ما و مردم بپیوندید. به انقلاب ملحق شوید! این خط را تنها بگذارید!


بازگشت به صفحه اول