بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

نقد فرقه مجاهد

(بخش چهارم)

از: سعید صالحی نیا

Salehinia@aol.com

 

مصاحبه با اسماعیل هوشیار در مورد فرقه مجاهد

 

مقدمه:

در حالیکه وضعیت ساکنین قرارگاه اشرف به وخامت بیشتری کشیده می شود . مسدولیت بسیار بیشتری را از سوی رهبری فرقه مجاهد طلب می کند، از سوی "رهبر" امام زمانی این فرقه بیانیه ای به تاریخ 14 فروردین 1388 ، یعنی کمتر از یکماه پیش منتشر شده که نشان می دهد تا چه حد رهبری این فرقه نسبت به واقعیات محیطش بی تفاوت و هپروتی است.

در این پیام که بنام مسعود رجوی منتشر شده، ساکنین اشرف خطاب قرار گرفته اند و به شیوه اساطیر شیعه و ماجرای امام حسین در کربلا با اصطلاح اتمام حجت با ساکنین اشرف شده . رهبری فرقه مدعی است که یکبار دیگر "شمعها را خاموش می کند تا اگر کسی نمی خواهد قرارگاه را ترک کند"!

درست معادل ماجرای فرقه جیم جونز که شب قبل از خودکشی و دگر کشی فرقه اش "اتمام حجت " کرد! بعدها معلوم شد که فرقه جیم جونز چه تعداد کودک بیگناه را کشته و چقدر هوادارانش را بخاطر تلاش برای فرار از "بهشت جیم جونزی" کشته است!

فرقه ای که بیش از دو دهه در بیابانهای عراق، زندان و شکنجه گاه ساخته و هواداران سرکش خودش را به دست صدام حسین داده و اینها از زندانهائی مقل ابوغریب سر در آورده اند، دارد حالا مدعی مس شود که "شمعها را خاموش می کند" تا آنها که نمی خواهند بروند!

رهبری فرقه مدعی است که "پرچم حضرت ابولفضل" را بدست گرفته. هواداران گیج و شستشوی مغزی شده و از خود بیگانه اش در مقابل تلویزیونها فریاد های "هیهات من الذله" سر می دهند.

کمدی به شدت تراژیک در حال شکل گیری است.

یکبار دیگر رهبری این فرقه قرار است برای "استمرار سنتهایش" قربانی بدهد که البته قربانیانش از همان از خود بیگانه های ساکن اشرف خواهند بود.

این فرقه دیگر اساسا ربطی به سیاست ندارد. کاملا خودش را در تخیلات خود رها کرده.

بررسی سرنوشت این فرقه اما از موضع کمونیزم کارگری وظیفه ای است بسیار مهم. نه فقط برای روشن سازی مردم ایران که سالهاست این فرقه پاسخگوی هیچ سوالشان نیست، بلکه برای کمک به رشد فرهنگ سیاسی جامعه ما.

فرقه رجوی به تاریخ گذشته متعلق است اما گرایشات فرقه ای تا مدتها قابل باز تولید است. زمینه های فرهنگی زیادی گرایش فرقه ای را باز تولید می کند و گسست فرهنگی جامعه ما به فرهنگ مدرن و انسانی و پائین کشیدن نظام استثماری سرمایه داری هم تنها قسمتی از راهی است که ما باید بپیمائیم.

در اروپا و آمریکا، بخصوص بعد از فروپاشی آلمان هیتلری، مطالعات روی روانشناسی فرقه ها به شیوه علمی آغاز شد و موسسات بزرگی هنوز در حال تحقیقی در این زمینه هستند.

فرقه ها نه تنها در عرصه سیاسی بلکه در عرصه های دیگر از جمله سازماندهی مافیاهای جنائی و گروههای فشار نژاد پرست هم در غرب شناخته شده اند. هر عرصه زندگی جمعی انسانرا این فرقه ها می توانند هدف بگیرند و انسانهای سرگردان و عاصی از وضعیت موجود را از خود بیگانه کرده و بدام بکشند.

بخش چهارم از سری مباحث نقد فرقه مجاهد را به خواننده گرامی تقدیم می کنم و امیدوارم خوانندگان عزیز از ارسال نظرات خود دریغ نکنند.

با تشکر مجدد از دوست عزیزم، اسماعیل هوشیار.

سعید صالحی نیا

====================================

 

سعید صالحی نیا:

اسماعیل عزیزم

الف-یکی از ویژگیهای پدیده فرقه، نقش عجیب و غریب "رهبر" است. مطالعات روانشناسی فرقه بر اساس مشاهدات علمی، این پدیده "رهبر" و شخصیت او را در فرقه بسیار عمده می داند. برای ایجاد فرقه این پدیده اهمیت ویژه ای دارد. "رهبر" در فرقه ها خصوصیات ویژه ای دارد. خودشیفتگی لاعلاج، ذهنیت بسته و ایدئولوژیک – مذهبی از شرایط مشترک "رهبر" در فرقه است.

"رهبر" قرار است خلاء شخصیتی را در هوادار فرقه پر کند. بشود چسبی که فرقه را حول خودش نگه دارد. فرقه بدون رهبری که شخصیتش عروج پیدا کرده و قابل دسترسی و انتقاد نیست معنی ندارد. این "رهبر" خوب و بد را تعیین می کند. تمام ابعاد زندگی فرقه را تعریف می کند.

این "رهبر" اگر نباشد، فرقه نیست.

سوال من اینست که ویژگیهای مسعود رجوی را چه دیدی و آیا با مشاهدات بالا می خواند؟

دوم اینکه بالاخره آیا این "مسعود رجوی" یک واقعیت فیزیکی است یا که مدتهاست مرده و این فرقه دارد حتی مرگ او را پنهان نگه می دارد؟

سالهاست که از قولش پیام می دهند. بسیاری از اعضاء سابق این فرقه معتقدند که ایشان وجود خارجی ندارد؟!

 

اسماعیل هوشیار:

آنچه که شما به عنوان ویژگیهای فرقه به آن اشاره میکنید ، در مورد رهبری مجاهدین و این ساختار بیمارگونه کاملا مصداق دارد . تشریح و توجیه نقش رهبری در نشستهای درونی مجاهدین فقط رنگ و بوی رهبر یک فرقه معمولی را نداشت . یک نقش خداگونگی که اشاره به خدای ماده روی زمین از طرف رهبری مجاهدین را هم باید در همین راستا فهم کرد !

تا جایی که من شاهد بودم مسعود رجوی به لحاظ شخصیت فردی ، بسیار مغرور ، متکبر ، زیاده خواه و به شدت متوهم بود . تمامی این خصوصیات فردی را هم به حساب رادیکالیزم اسلام انقلابی و سازش ناپذیری علی میگذاشت که وارثش مسعود رجوی است . و فقط مسعود صلاحیت دارد تا به جای علی تکیه بزند !

کدام رهبر یک فرقه معمولی را در تاریخ بشر سراغ دارید که 20 سال یک تکه آهن قراضه به اسم ذالفقار علی را دور سرش بچرخاند و عربده سازش ناپذیری بکشد و همزمان با توجیه دیپلماسی انقلابی و در پشت پرده با هر خر و نره خری نرد عشق بازی کند و این چنین به تاریخ انسان و ایران گند بزند و خب.....آدم مذهبی هم که از خدا نمیتواند سوال کند !

حالا شما در ذهنتان این نقش و رویکرد مذهب و دین و خدا را این پدیده بیرون بکشید....فکر میکنید چه اتفاقی میافتاد ؟ آیا خلق رهبر عقیدتی به راحتی شدنی و قابل توجیه بود ؟ آن هم در قرن 20 ؟!

اما اگر به حاکمیت سیاسی رسیده بودند و جدای از نقش مذهبی و خدایی ، داستان شکل دیگری به خودش میگرفت . من نمیدانم چه میشد ، چون یک فرضیه ذهنی است . اما یک بار آقای مسعود رجوی در نشستی درونی با صراحت اعلام کرد : اگر در 30 خرداد ما موفق میشدیم رژیم را زمین بزنیم و به حاکمیت میرسیدیم آنوقت مجبور بودیم برای بقای خودمان با بورژوازی غیر ملی یک تصفیه خونین بکنیم ! حال در قالب کدام ایدئولوژی ؟ زیاد مهم نیست . آقای رجوی به تمامی تجربیات تاریخی چنین روندی اشراف کامل داشت ، از خمینی و استالین و پل پت گرفته تا هر نره خر دیگری.....!

به نظر من نقش اصلی و کلیدی مربوط  به تفکری است که رهبری مثل اکسیژن برایش میماند و رهبر هم با اشراف کامل دستگاهش را با مصالح همین تفکر میچیند .قدرت تشخیص تضادهای درونی و بیرونی ، اشراف کامل به شرایط جامعه و..... را که با خصوصیات فردی تکبر و غرور و زیاده خواهی و هژمونی طلبی و ..........

ضرب کنید ، حاصل ضرب آن میشود رهبر عقیدتی و محصول عملکردش هم همین صحنه و گندابی است که امروز با آن مواجهیم ، از سیاست تا ایدئولوژی تا تشکیلات !

راجع به قسمت دوم سوالتان هم من هیچ اطلاعی در این زمینه ندارم و برایم هم کوچکترین اهیمتی ندارد . مرده یا زنده رجوی زیاد فرقی نمیکند ، چون هیچ تاثیر پذیری و تاثیرگذاری در هیچ زمینه ایی ندارد .شما مطمئن باشید که تجربه ولایت فقیه با نامی دیگر، در تاریخ انسان دیگر تکرار نخواهد شد .این منطق تکامل است .

 به هزار و یک دلیل امیدوارم و زنده است .

اما با توجه به نقش یک رهبر در ساختاری بیمارگونه و مذهبی و فرقه ایی ، از نظر روانشناسی برای کسانی که هنوز به سازمان اعتقاد و اعتمادی دارند این موضوع اهمییت ویژه و خاصی دارد . رهبری مجاهدین باید غیب میشد و نه شهید !رهبری مجاهدین خودش هم خوب میداند که همه چیز تمام شده است ودقیقا به همین دلیل این غیبت ضرورت داشت !

 

 آخرین باری که من رجوی را دیدم حدود 4 ماه قبل از جنگ عراق بود و گفت : دیدار بعدی ما بعد از سرنگونی رزیم در ایران ! این حرف معنی زیادی دارد . یعنی مطمئن است که فیزیکا زنده میماند.....یعنی که تصمیم گرفته تا به این بازی ادامه دهد......چون رسالت جهانی برای خودش و افکارش قائل است.....یعنی اینکه به حفظ آن ساختار برای ادامه بازی در مداری بسته و بی نتیجه نیاز دارد......پس باید آن تصویر خدا گونگی در ذهن اعضا پررنگتر شود .....پس با کمک پنتاگون از نظرها  غیب میشود ! فیزیک رجوی را دیگر کسی نمیبیند اما وجود دارد ! روحش و یا پیامهای خدایی خیلی بیشتر از فیزیکش هنوز برای عده ایی تاثیر و کارایی دارد .

 

 

 

ب- از قول همین "رهبر" پیام نوروزی 14 فروردین 1388 منتشر شده که خطاب به ساکنین اشرف است.در شرایطی که تخلیه سریع اشرف و انتقال ساکنین این کمپ به کشورهای امن  یک نیاز فوری و انسانی است،

در این پیام، ایشان خودش را در قالب "امام حسین" فرو برده و مدعی می شود که پرچم دار فرقه اش حضرت ابولفضل است. "پیام رجوی" می گوید که چراغها را بار دیگر خاموش می کند تا هر کس بخواهد از اشرف برود! پیام ایشان می فرماید که حضرتش فقط به 72 نفر نیاز دارد(مثل 72 نفر خیالی ماجرای کربلا البته!)

آخر پیام هم مدعی می شود که قرار است به "قله های نوین بروند"!

این سناریوی کامل "امام حسینی" در صحرای کربلاست.

به نظر می رسد دارد صحنه را آماده می کند که مثل "امام حسینش" در صحنه حق بر علیه باطل، زن و بچه دو ماهه را در دست بگیرد و همه را فدا کند!

شما در این "پیام" چه دیدی؟

آیا واقعا در اشرف تا بحال هر کسی خواسته رفته؟ آیا تاکیید "پیام" حضرت رجوی بر ماندن نشان از صحت عقل ایشان دارد؟

 

 

اسماعیل هوشیار:

چنین پیامها و حرکتهایی در عصر کنونی و شرایط مشخص جهانی و سیاسی ، همان طنز تلخی است که آدم را بین گریه و خنده سرگردان میکند . بالاخره داستان چیست ؟ رجوی حسین است و قرار است تعزیه عاشورا را برای دنیا اجرا کند ؟!حسین کیست ؟ عاشورا چیست ؟ شمر کجاست ؟ خاندان رجوی که در پاریس هستند . طفل 6 ماهه ایی وجود ندارد . همه علی اصغرها به حبیب ابن مظاهر تبدیل شده اند ! شخص مسعود ابن حسین ابن علی ابن ..... الان کجاست و این 3500 حبیب ابن مظاهر قرار است با چه شمری و در کجا  و با چه بجنگند ؟!

 

به نظر من با چنین پیامها و تئاترهایی  ، مسعود رجوی ، بزرگترین توهین را به شعور انسان میکند و این گناهی نابخشودنی است . تا جایی که به عملکرد مشخص اسلام انقلابی برمیگردد ، خانم مریم رجوی یک بار در نشستی تصریح کرد که : منظور ما از خاموش کردن چراغ و رفتن این نیست که هر کس هر جا دلش خواست برود ! منظورمان  این است که خودتان را تعیین تکلیف کنید ، یا در انقلاب ایدئولوژیک ذوب شوید و یا تحویل رژیم ایران داده میشوید !

 

صحنه فرار خاندان مسعود ابن حسین ابن علی ابن ...... در جریان جنگ هم ، نیازی به تشریح ندارد . فعلا که این خاندان جایش گرم است ، بقیه هم در قرارگاه اشرف به تخم اسب حضرت عباس که چه بر سرشان میآید !

به نظر شخص من دیگر قرار نیست اتفاقی بیافتد حتی اگر همین امروز اوباما یک چک سفید امضاء کند و تعهد بدهد که 50 سال دیگر در عراق بمانند ....باز هم اتفاقی نخواهد افتاد . تنها راندمان نگهداری این افراد در عراق و قرارگاه اشرف ، گرم نگه داشتن تنور مظلوم نمایی از طرف مجاهدین است .

 

اتفاقات افتاده و این دور از بازی تمام شده است .برنده این بازی شوم و کثیف همه بازیکنان بر سر این میز قمار هستند . ( آمریکا ، رهبر عقیدتی ، ولی فقیه ) و تنها بازنده اصلی این بازی هم آدمهایی هستند که در قرارگاه اشرف منتظر یک معجزه هستند تا به یک دنیای آزاد و زندگی متعارف برسند .  امری که هیچکس نه میخواهد و نه پیگیری میکند .

مجاهدین که بدشان نمیآمد و آمادگی داشتند تا  90 درصد این آدمها در جریان جنگ آمریکا ، قتل عام شوند ! آمریکا هم تنها چیزی که اساسا در محاسباتش جایی ندارد کمک انسانی و ارزش و جایگاه انسان است . ولی فقیه هم که اصلا حرفش را نزنیم !

دنیای متمدن و انسان آگاه ، برای عاشورا و حسن و حسین و شمر و یزید ......و تمامی این داستانهای عهد عتیق و خرافات گریه نخواهد کرد . بلکه به حال و روز کسانی باید خون گریه کنیم که هنوز به چنین خرافاتی اعتقاد دارند و به شکلی مکتبی در قرن 21 هنوز هم به حسین و شمر و ......سواری میدهند !

 

آقای مسعود رجوی و مسئولان مجاهدین هیچوقت فراموش نکنند که 2 دهه آب در هاون کوبیدن و به انحراف کشاندن هزاران انسان مبارز و فداکار ، با توجیه فروغ 2 و حلوا حلوا کردن نعش و جنازه تئوری جنگ آزادیبخش ، یک طرف.......و این چند سال بعد از سقوط صدام که چگونه زندگی آدمها را به بازی و تمسخر گرفته اید....از قرارگاه اشرف تا تیف و تا حتی هواداران......در طرف دیگر ! مردم و تاریخ ایران این یکی را نه میبخشند و نه فراموش میکنند .

 

با تشکر از شما

 

منابع بیشتر:

نقد فرقه مجاهد بخش اول(سعید صالحی نیا- اسماعیل هوشیار)

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m02/25-said.htm

 

نقد فرقه مجاهد بخش دوم(سعید صالحی نیا- اسماعیل هوشیار)

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m03/15-said.htm

 

نقد فرقه مجاهد بخش سوم (سعید صالحی نیا- اسماعیل هوشیار)

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m03/30-said.htm

 

برنامه های تلویزیونی در رابطه با شستشوی مغزی و تفکر فرقه ای:

 

 

برنامه بهداشت شماره 75 (6 آوریل 2009)  بخش اول بحث در مورد شستشوی مغزی

http://video.google.com/videoplay?docid=5558670225500977710

 

برنامه بهداشت شماره 76 (13 آوریل 2009) بخش دوم بحث در مورد کنترل فکر و شستشوی مغزی

http://video.google.com/videoplay?docid=608838938972385310

 

برنامه بهداشت شماره 77 (20 آوریل 2009) بخش سوم در مورد کنترل فکر و شستشوی مغزی

http://video.google.com/videoplay?docid=-1002792167795771226

 

برنامه بهداشت برای همه شماره 78 (27 آوریل 2009) بخش چهارم – فرقه و روانشناسی فرقه

http://www.liveleak.com/item?a=view&token=5b2_1240916307


بازگشت به صفحه اول