بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناس محمد آسنگران

انترناسیونال ٢٩٠

کاباره "زنان خدمتکار" عليه سنگسار

عليه زن ستيزي قوانين اسلامي  و عليه مالتي کالچراليسم

يک قدم مهم ديگر از پيشروي جنبش سکولاريستي و ضد مذهبي در آلمان

 

از گروه تئاتر" آرکاداش"، کاباره " زنان خدمتکار" در آلمان و حملات شديد به قوانين سنگسارو قوانين ضد زن و حکومت اسلامي ايران

براي من ديدن اين کاباره يک واقعه بسيار جالب بود. ٢۷ ماه مارس ٢٠٠٩ دعوت نامه اي براي مينا احدي ارسال شده بود با اين مضمون: خانم احدي آيا ميتوانيد در اين برنامه در شب ٣۰ مارس در کلن آلمان حضور داشته باشيد چرا که با استفاده از کتاب شما " من از مذهب رويگردانم" بخشي از اين برنامه تهيه و تنظيم شده و اسم اين برنامه " مولتي کولتي مو" و يا به نوعي هو کردن مالتي کالچراليسم  است. نامه از طرف کارگردان اين تئاتر بود و بسيار صميمي بود.

 در بخشي از آن آمده بود:

"اجازه دهيد خودمان را کوتاه معرفي کنم". "کاباره زنان نظافتچي و يا زنان خدمتکار" از طرف گروه تئاتر آرکاداش، در کلن، از سال ١۹۹٣ فعاليت ميکند و در اين مدت اين گروه تئاتر به  محبوبيت زيادي دست يافته است. اين کاباره ، کاباره انتقادي از طرف مهاجرين و پناهندگان در آلمان است. مدتي است که ما برنامه هفتم خودمان را با عنوان " مولتي کولتي مو" شروع کرده ايم. بازيگران اين کاباره خانم فيگن کاناتاليا از ترکيه که از آغاز با ما همراهي کرده است، و دو دختر ايراني آفاق و آذين بازي کنان اصلي اين تئاتر هستند. خوشحال ميشويم اگر شما و خانوادتان اين دعوت ما را بپذيريد. کتاب بسيار جالب شما " من از مذهب رويگردانم" در شرايط بسيار خوبي به بازار عرضه شد.  خوب ما به خودمان اجازه داديم مهمترين فاکتها را در مورد سنگسار، ازدواجهاي اجباري ، مولتي کالچراليسم و ... را از کتاب شما استفاده کنيم. ما بايد به شما اطمينان خاطر بدهيم که که با مضمون کتاب شما، با انتقادات شما و افق و ايده اي که نمايندگي ميکنيد مطلقا در يک مسير هستيم. بديهي است که مضمون کتاب شما، اکنون به صورت کار هنري و تئاتر  در آمده است. ولي اين بار از طرف اسلاميها يک عکس العمل شديد به فعاليت ما نشان داده شد. در يک برنامه سخنراني و سفر به مناسبت هشت مارس روز جهاني زن، ما مجبور شديم اين برنامه را در زمان استراحت قطع کنيم چرا که تعدادي با خشونت و سر و صدا و با عصبانيت کامل در جلسه به ما حمله ور شدند. اينها زنان محجبه اي بودند که در محل حاضر بودند، اين جلسه مخصوص زنان بود و مردان در آنجا نبودند. بنظر ميرسيد، که اين خانم هاي محجبه براي يک رقص شکم آنجا آمده بودند و انتظار اين کاباره انتقادي را نداشتند. " ...

کارگردان و مسئول اين برنامه ها هنرپيشه و کابارتيست معروف و نويسنده آلماني  آقاي "راينر هاينه من" است. اين نويسنده در برنامه جديد تئاتر" آرکاداش" موضوع " زنان و قوانين شريعه" را انتخاب کرده و موضوع کار کنوني اين گروه تئاتر همين  است. او اظهار علاقه کرده بود که مينا احدي شخصا اين برنامه را ببيند و اگر انتقاد و يا ملاحظاتي دارد به کارگردان اين برنامه ارائه دهد.

هنگاميکه مينا اين نامه کارگردان را به من نشان داد صميميت او و مضمون نقد اين کارگردان به مذهب و نقد او به دولت آلمان و همکاريش با اسلاميها، همه ما را قانع کرد که به اين محل رفته و از نزديک کاباره را ببينيم و با برگزار کنندگان و کارگردان و بازيگران از نزديک آشنا شويم.

براي اولين بار خانوادگي و دسته جمعي، بهمراه دو دخترمان به يک برنامه سياسي ميرفتيم. دم در تعداد زيادي ايستاده بودند و منتظر ورود به سالن بودند. جالب اينست که محل برگزاري اين تئاتر، محله اي در شهر کلن آلمان است که بدليل جنگ و جدال با سازمانهاي اسلامي بر سر ساختن يک مسجد بزرگ در اين محله، معروف شده است. " اهرنفلد" در کلن محله اي است معروف بدليل جدال بر سر يک مسجد بزرگ ، امروز اين محله شاهد يک برنامه انتقادي به اسلام و اسلام سياسي است.

 دم در محل اجراي نمايش، آقاي "راينر هاينه من،" کارگردان و خانم "خديجه ايچيک" مدير اجرايي اين گروه تئاتر منتظر ما بودند. با آنها آشنا شديم و گپي زديم در مورد تجاربشان از بيست سال کار تئاتر و اين تجربه جديدشان، در برنامه " زنان و شريعه" و حملات اسلاميها و همچنين همراهي مطبوعات با جنبش اسلامي و سياستهاي دولت آلمان و سکوت مطبوعات در مورد اين برنامه و ....

برنامه از ساعت هشت شب آغاز شد. سالن تئاتر آرکاداش پر شد و برگزار کنندگان نگران بودند زيرا جا کم بود و صندليها کنجايش همه حاضرين را نداشت. اما با اين حال برنامه آغاز شد. قسمت اول، يک نقد جالب و بسيار زيبا از شکست مولتي کالچراليسم و نقش احزاب دولتي و يا سازمانهاي متعدد سياسي در پارلمان آلمان در همراهي با جنبش اسلامي و سکوت آنها در مورد نقض حقوق انساني بود. بخش دوم يک صحنه سنگسار را در ايران نمايش ميداد. کارگردان سعي کرده بود، يک استاديوم را نشان دهد که از ايران و از تهران، بجاي گزارش فوتبال، تلويزيوني به اسم "شريعه TV" گزارش سنگسار را ميدهد. گزارشگر، که انگار کماکان فوتبال را گزارش ميکند، با علاقه و آب و تاب ميگفت که چگونه سنگها را پرتاب ميکنند و اندازه سنگها چقدر بايد باشد و چگونه اين "واقعه" به اتمام ميرسد و همه ميتوانند بروند و سرشان را روي بالش بگذارند چون" فاطمه ...." سنگسار شد.

يک بخش برنامه در مورد تن فروشي در ايران بود و بازار پر رونق ملاها در اين داد و ستد و فروش تن و سکس در ايران، بخشي ديگر در مورد ازدوجهاي اجباري بود و همراهي سيستم حقوقي آلمان با اين نقض حقوق انساني زنان در قلب اروپا  و يک بخش بسيار جالب در حاليکه آنجلا مرکل، صدر اعظم آلمان  را با رعايت نيمه  حجاب اسلامي نشان ميداد، از جبوني و همراهي دولت و سيستم با جنبش اسلامي و اسلام سياسي حرف ميزد و با لنگه کفش به او حمله ميشود و... خلاصه همه موضوعاتي که در آلمان مورد توجه هستند، سياستهاي دولت آلمان در اين برنامه يکساعت و نيمه مورد نقد صريح و بدون ملاحظه قرار گرفته بود. بخشي از برنامه هم به بحران مالي اخير و نقش بانکها و دولت در اين بحران اختصاص داشت.

بازيگران بسيار حرفه اي و خوب بازي کردند و جمعيت کاملا تحت تاثير اين برنامه جالب بودند و بارها بازيگران را تشويق ميکردند. بخش هايي از برنامه چشم ها پر از اشک ميشود و بيشتر حالت يک شوک به جمعيت دست ميدهد، و در بخش هايي قهقهه خنده ها در فضا موج ميزند، بويژه آنجا که مقامات دولت آلمان و چهر ه هاي شاخص همه احزاب در قدرت و اپوزيسيون آلمان  مزاح ميشوند و يا به سران حکومتهاي اسلامي حمله ميشود و آنها را به مزاح ميکشند.

بعد از اتمام برنامه، يکي از برگزار کنندگان از ما دعوت کرد به ديدار با بازيگران و کارگردان رفته و در مورد ادامه اين برنامه و يا همکاري با آنها صحبت کنيم. همانجا دو زن آلماني دارند با بازيگران حرف ميزنند. يکي از اينها ميگويد، احترام کامل به کارتان و جرات و شجاعت شما دارم، ولي اين دوستم ميگويد، اول يک شوک به من دست داد و سپس متوجه شدم که اينجا در مورد مهمترين مشکلات حرف زده ميشود. او در ادامه گفت کلمات و اصلاحاتي که بکار برده ايد بسيار پر معنا و جالب به کارگرفته شده است. کلمات در اين تئاتر خيلي ماهرانه و هنرمندانه ادا ميشوند و بيننده را به فکر فرو ميبرند.

مينا ميگويد: در اينجا در مورد مصايبي حرف زده شد که بسيار تکان دهنده است و شايد بد نيست که جامعه شوک تراپي بشود، تا بعد از سي سال جنايات اسلاميها در ايران و منطقه، همه به پا خيزند و کاري بکنند. بعد از گپي ١٠ دقيقه اي اين دو خانم آلماني از جمع ما خدا حافظي کردند.

ما با گروه تئاتر و کارگردان و ديگر مسئولين اين برنامه به بحث و گفتگو پرداختيم. طبعا اولين عکس العمل ما، تشويق و اعلام پشتيباني کامل ما از بازيگران و کارگردان و همکاران اين گروه تئاتر بود. مينا در اين جمع دوستانه خطاب به کارگردان و بازيکنان و ديگر مسئولين اين گروه تئاترگفت: دستتان درد نکند. اين يک پيشروي مهم جنبش سکولاريستي و انسان دوستانه در دفاع از حقوق انساني و بويژه حقوق زنان است. سخنراني و جلسه و راهپيمايي و نوشتن غيره يک وجه کار است که ما بيشتر مشغول آن هستيم. اما کار هنري و تئاتر و کاباره و فيلم و...، در اين مبارزه عليه فرهنگ و جنبش اسلامي ميتواند بسيار موثر باشد. با قدرت و اعتماد به نفس به کارتان ادامه بدهيد و ما را در کنار خودتان بدانيد.  يکي از آنها ميگويد ، مشکل ما اينست که فورا ما را به گوشه راست و به جريانات راست جامعه وصل ميکنند و هر انتقادي از اسلام را به راستها منتسب ميکنند... و ما از تجارب خودمان در اين مورد و اينکه بايد عليرغم همه اين فشارها ايستاد و از انسانيت و حقوق انساني دفاع کرد، حرف ميزنيم. گفتيم اين تاکتيک اسلاميها و جريانات پرو اسلامي و چپهاي "ضد امرياليست" است که هر نقد سياسي به جريانات اسلامي را مخالفت با خارجيها و راسيستي قلمداد کنند. اين تاکتيکي براي بيرون بردن اسلاميستها از زير تيغ انتقاد است. اتفاقا بدون نقد راديکال و چپ مدرن فضا براي دست راستيها و ضد خارجيها باز ميشود. ما نبايد اين امکان را به آنها بدهيم.

ما با کارگردان و همکارانش در مورد اينکه امکانات تلويزيوني داريم که ميتواند اين کار را منعکس کند، بويژه اينکه موضوعات بسيار به ايران هم مربوط بودند، حرف زديم و اينکه در آينده در جلساتي که داريم، ميتوانيم از اين دوستان دعوت کنيم که برنامه اجرا کنند و....

بهر حال شبي شاد و بسيار جالب براي ما و همه شرکت کنندگان بود. وقتي از هاينه من پرسيدم، برنامه بعدي او چيست، با شوخي و صميميت خاص خودش گفت: کتاب دوم خانم احدي را دوباره در کاباره  مطرح خواهيم کرد....

اين اتفاق در دنياي امروز و در مناسبات کنوني دولتهاي غربي و جنبش و حکومت اسلامي کاري بسيار با ارزش و ستودني است. کاري خلاف جريان و عميقا انسان دوستانه و انتقادي به نابرابريها و زن ستيزيهاي جنبش اسلامي و همراهي دولتهاي غربي با اين جنبش. نقدي جدي و با محتوي از تئوريهاي نسبيت فرهنگي و دفاع از حقوق جهان شمول انسان خارج از هر مذهب و مليتي که به آن منتسب ميشوند. من همينجا همه علاقه مندان را به ديدن اين تئاتر تشويق ميکنم.

به اميد همراهي تعداد هر چه بيشتري از هنرمندان و کارگردانان و موزيسينهاي منتقد و متعهد به حقوق انساني، در اين راستا هنوز جاي بسياري از هنر مندان خالي است و اين تنها نمونه پيشرو و شجاع  آن است که در کلن آلمان به کارگرداني هاينه به روي صحنه رفته است. براي آشنا شدن با اين گروه تئاتر ميتوانيد به لينک زير مراجعه کنيد.

www.arkadastheater.de

بازگشت به صفحه اول