|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ٢٩٣ وحشت رژیم از سقوط مصاحبه کانال جدید با حمید تقوائی
ناصر اصغری: اخیراً غلامحسین الهام، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری، گفته است که دولت با طیف گسترده ای از مخالفان سازمانیافته روبرو است و اینکه فضای رسانه ای در هیچ دوره ای با این شدت بر علیه دولت وجود نداشته است. غلامحسین الهام این فضا را با فضای سالهای پنجاه و هشت و پنجاه و نه مقایسه کرده و گفته است "گروه های معاند" در همان زمان هم خط امام را زیر فشار قرار می دادند. ایشان میگوید فضا بشدت بحرانی است. سؤال من اینستکه با توجه به وضعیت جامعه، سخنان او را چگونه باید تفسیر کرد؟ آیا گفته های الهام فقط به اختلافات خودشان مربوط است یا به وضعیت جامعه هم مربوط میشود؟
حمید تقوایی: بنظر من، اختلافات درون رژیم خود انعکاسی از وضعیتی است که در جامعه وجود دارد. اینها دعوای خصوصی با همدیگر ندارند و اگر اختلاف و دعوایی با هم دارند (که البته بسیار وسیع هم هست)، همه، بر سر این است که چطور مردم را کنترل کنند. چطور از نظامشان و یا چگونه از خط امامشان دفاع کنند. همانطور که جناب الهام میگوید این خط امام از همان سال پنجاه و هشت تا امروز، همواره از سوی مردم تحت فشار بوده است. اینکه گروه ها و رسانه های مورد اشاره ایشان (که یکی از مهم ترین آنها کانال جدید است)، امروز در میان مردم محبوب و شناخته شده اند و مردم به این رسانه ها روی میآورند به این معنا نیست که مسئله جمهوری اسلامی هم همین امروز شروع شده است. مسئله و بهتر است بگویم بحران این حکومت، اساسا از زمانیکه روی کار آمد و به اسم انقلاب، بروی انقلاب مردم شمشیر کشید شروع شد و از همان زمان هم مردم مداوما در سطوح و عرصه های مختلف علیه حکومت اسلامی در حال اعتراض و مبارزه بوده اند. امروز، این بحران ابعاد بسیار وسیع و عمیقی بخود گرفته است. بحران حکومتی رژیم برمتن بحران جهانی سرمایه بمراتب تشدید شده است و دار و دسته های حکومت تحت فشار اعتراضات مردم بجان هم افتاده اند و دزدیها و فساد مالی یکدیگر را رو میکنند.
اگر امروز در آستانه انتخابات تقریبا همه باندهای حکومت علیه احمدی نژاد و دولتش بسیج شده اند به این خاطر است که برای خلاصی از این وضعیت نابسامان چاره را در این دیده اند که موج نارضائی و تنفر و اعتراضات مردم را بجانب یک شخص متوجه کنند و اینطور وانمود کنند که اگر احمدی نژاد را کنار بگذاریم، اوضاع درست می شود. به این معنا، احمدی نژاد شده است سمبل تمام کشتارها، جنایتکاریها و سیاست های ضد انسانی که این حکومت در تمام عمرش بر علیه مردم اعمال کرده است. از جانب دیگر ــ وقتی به جامعه نگاه می کنید ــ می بینید هیچگاه مثلا اعتراضات و اعتصابات کارگری تا به این اندازه وسیع و عمیق نبوده است و یا جوانان و زنان و کلا اقشار مختلف مردم، هیچگاه تا به این اندازه ناراضی و معترض نبوده اند. اکنون دیگر، دست تمام جناح های رژیم برای مردم رو شده و دیگر بحث هایی مثل اصلاحات و تغییرا ت تدریجی و تساهل و تسامح و غیره، پایگاهی در جامعه ندارد و به این معنا، جامعه کاملا قطبی شده است. در یک طرف، مردم کاملا متنفر از حکومت اسلامی وعاصی از این شرایط قرار دارند و در جانب دیگر، تمام دار و دسته های این حکومت. این مردم، امروز از جانب حزب ما و با تریبون کانال جدید نمایندگی می شوند و همین موضوع است که وحشت رژیم را از سقوط و همچنین از انقلابی که این حزب نمایندگی می کند، بسیار بیشتر می کند. می دانند اینبار یک حزب و نیروی سازمانیافته ای وجود دارد که با برنامه و سیاست های روشن پیش آمده و دارد آن فضای عمومی اعتراض و نارضایتی را که در جامعه وجود دارد، متحد می کند و بجلو سوق میدهد. اینبار حزبی وجود دارد که دست مردم را در دست همدیگر می گذارد و نیروی آنها را بسیج می کند برای اینکه ضربه نهایی را به این نظام و حکومت وارد آورند. بنظر من، اساس قضیه در همینجا نهفته است و اظهارات الهام و سایر سران حکومتی در واقع، اعتراف به ضعف خود و قدرت حزب و مردم است.
ناصر اصغری: به نکته خوبی اشاره کردید. اینکه اینها می خواهند تمام مشکلات، دزدیها و جنایت ها را به گردن احمدی نژاد بیاندازند. در همین رابطه اجازه بدهید به سخنان میر حسین موسوی، رقیب انتخاباتی احمدی نژاد، هم بپردازیم. می گویند احتمال اینکه او بعنوان رئیس جمهور آینده انتخاب شود، بسیار زیاد است. در هر حال اخیرا جناب میر حسن موسوی در گفتگو با سایت های حکومتی به موضوعات جالبی اشاره کرده است. ایشان گفته است که من وجود خیزشی را در جامعه احساس می کنم! گفته است در ایلام و خوزستان با این مسئله برخورد کردم که جامعه آماده ایجاد یک موج است. ایشان در واقع، دارد به اعتراضاتی اشاره می کند که کارگران هنگام بازدیدش از خوزستان در برابر ستاد انتخاباتی اش براه انداختند. کارگرانی که فریاد زدند ما برای مظلوم نمایی نیامده ایم! گفتند همه شما حکومتی ها از یک قماش هستید و ما حق و زندگی خودمان را می خواهیم. نظر شما در اینمورد چیست؟
حمید تقوایی: بله، این در واقع، یک نمونه بسیار گویایی است و از دو جنبه قابل تامل است. اول اینکه همانطور که اشاره کردم مقامات در دعواهای انتخاباتیشان تلاش می کنند که بگویند هر چه هست، زیر سر دولت و کابینه احمدی نژاد است، و در اینجا جناب میرحسن موسوی در واقع میگوید احمدی نژاد موجب خیزش مردم شده و وقتی برود همه چیز درست می شود. بخاطر دارید در انتخاباتهای قبلی کاندیداها بالاخره شعاری مطرح میکردند. مثلا رفسنجانی شعار سازندگی میداد و یا خاتمی با پرچم اصلاحات و گشایش سیاسی و غیره، به میدان آمده بود اما اینبار می بینید کسی برنامه و شعار اثباتی ندارد. در عوض همه علیه احمدی نژاد حرف می زنند چرا که می دانند مردم در کمین نشسته اند و مترصد فرصت اند تا نظامشان را روی سرشان خراب کنند و خوب، موسوی هم دارد همین را می گوید. می گوید یک موج جدیدی در حال شکل گرفتن است! و در واقع دارد به کل نظام اسلامی هشدار میدهد که باید کاری کرد.
جنبه دیگر این اتفاق عمق و شدت اعتراضی است که کارگران در "استقبال" از میرحسین موسوی به نمایش گذاشته اند. مدتهاست که مبارزات کارگری در جامعه به این شکل درآمده است و این مورد اخیر یک نمونه کاملا برجسته است. کارگران در مقابل ستاد انتخاباتی جناب رئیس جمهور آینده تجمع میکنند و اعلام می کنند که همه شما از یک قماش هستید. می گویند ما نیامده ایم از شما بخواهیم که به ما رحم کنید. ما آمده ایم اینرا اعلام کنیم که هیچکدامتان را قبول نداریم و حق مان را می خواهیم. این، دقیقا به این معناست که حالت اعتراضی در جنبش کارگری و در کل جامعه بشدت وسیع و گسترده شده است. درست است که کارگر ــ بطور مشخص ــ دارد بر سر مطالبات روزمره اش ( و مثلا علیه دستمزدهای عقب افتاده و اخراج و ایمنی شرایط کار و غیره) مبارزه می کند اما، در تمام مبارزات، کارگران بروشنی می دانند که با کل این حکومت طرف هستند و این حکومت باید به تمامی جارو شود تا بتوانند به هر یک از این مطالبات و خواسته هایشان برسند. این، بنظر من، واقعیتی است که بخوبی در همین اظهارات جناب موسوی منعکس شده است. میر حسین موسوی، با این پرچم که احمدی نژاد نباشد، به میدان آمده است و معلوم نیست که اساسا خودش چکاره است! از خود ایشان که در دوره جنگ نخست وزیر بود و از دستاوردهایش قتل و اعدام هزاران زندانی در تابستان ٦٧ است، چه خیری به مردم رسید که امروز برسد؟! اگر قرار است به سابقه اشخاص برگردیم، خواهیم دید که موسوی، رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و غیره، همگی، سگ زرد برادر شغال هستند. همه اینها یک سیاست واحد یعنی سرکوب و غارت هر چه بیشتر مردم را به پیش برده اند و نصیب مردم، هیچ چیزی جز بیحقوقی و فقر و اعمال فشار و تبعیض و بدبختی نبوده است. بر متن چنین شرایطی جامعه دارد آماده می شود تا علیه کل این وضعیت بلند شود. این را، همه اینها بو کشیده اند. همه شان می دانند که کلیت نظامشان در خطر است و اینرا دارند با هزار زبان اعلام می کنند.
در شرایط حاضر این وضعیت انفجار آمیز خودش را در قالب دعواهای انتخاباتی نشان می دهد. اما آن بحرانی که زمین را زیر پای اینها داغ کرده است، با این انتخابات شروع نشده است و با این انتخابات هم تمام نمی شود. انقلابی در ایران در حال شکل گیری است که حزب ما همواره از آن سخن گفته، پرچمش را بلند کرده و این چشم انداز را در مقابل جامعه قرار داده که تکلیف این رژیم را فقط با یک انقلاب عظیم اجتماعی می توان یکسره کرد.
مردم دارند خودشان را آماده می کنند که چنین انقلابی را بوجود آورده و این حکومت را به تمامی جارو کنند و بنظر من، این صحبت ها و اظهار نظرها، یک حالت کاملا قابل پیش بینی و کلاسیک یک دولت در حال سقوط را نشان می دهد. اظهار نظرهایی که هشداری است به خودشان نسبت به موج اعتراضی که در جامعه وجود دارد. اینکه مقامات دارند دست همدیگر را رو می کنند و فساد و ارتشا و دزدی های نجومی همدیگر را افشا می کنند ( تمام این اتفاقاتی که در این چند ماهه اخیر شاهد بوده ایم)، بنظر من، یک به یک دارد نشان می دهد که این رژیم در حال سقوط است و قادر نیست در مقابل این موج عظیم اعتراضات مردم خودش را حفظ کند.
ناصر اصغری: حمید تقوایی، با تشکر از اینکه دعوت ما را برای این مصاحبه پذیرفتید. حمید تقوایی: من هم متشکرم.* |