نقش فدراسیون و حزب کمونیست کارگری ایران در کمپ تیپف
( زندان آمریکاییها که محل نگهداری اعضای جدا شده مجاهدین بود )
رفقا و دوستان عزیز
در این نامه میخواهم تاریخچه ورود و عملکرد و نقش فدراسیون در کمپ تیف را برایتان
بنویسم .
ضمن عذر خواهی از بچههای فدراسیون و حزب به خاطر تاخیری که داشتم.
*** در تاریخ ۱۷ فروردین سال ۱۳۸۴ اولین تماس تلفنی با مینا احدی را ما ( جریان
مخالفین رژیم ) بر قرار کردیم . و وضعیت خودمان را تا انجأی که میشد ( چون
امریکأیها شدیدا کنترل میکردند ) به مینا اطلاع دادیم . ۲ هفته بعد که مجددا با
مینا تماس گرفتیم . مینا شمارهٔ تلفن فرشاد حسینی را داد و گفت کیس شما را
فدراسیون دنبال میکند ولی هر وقت خواستید میتوانید با من هم تماس بگیرید . ۲ هفته
بعد ارتباط ما با فرشاد برقرار شد و این ارتباط در طول ۳ سالی که ما در آن کمپ
بودیم مستمر ادامه داشت . لازم به توضیح هست که در یک سال اول فقط ما اجازه داشتیم
با خانواده خود صحبت کنیم . من خودم را پسر خاله مینا معرفی کرده بودم تا بتوانیم
ارتباط را حفظ کنیم . ولی پس از انجام مصاحبه سازمان ملل دیگر مشکلی برای برقرای
تماس نداشتیم ( فقط حرفهایمان را کنترل میکردند ) .
*** ما در این پروسه ( ۳ سال ) اخبار کمپ + وضعیت کمپ + مشکلات را به فدراسیون +
حزب کمونیست کارگری ایران اطلاع میدادیم و خط و ختوتی که فدراسیون میداد را به
نفرات در کمپ منتقل میکردیم .
*** فدراسیون در این پروسه فعالیتهای زیادی را برای ما انجام داد . ( البته بهتر
هست در این رابطه فرشاد حسینی بگوید ) . ولی من از تاثیرات عملکرد فدراسیون در
کمپ میگویم .
۱- دادن امید و پشت گرمی به همه نفرات که : بیرون از کمپ هستند انسانهأی که از
حقوق ما دفاع کنند .
۲- حتی سازمان ملل أعتراف به نقش فدراسیون کرد و گفت نماینده شما فرشاد حسینی به
ما همه چیز را گفته ......
۳- اکثر نفرات هر وقت با مشکلی از طرف امریکأیها مواجه میشدند میامدند و میخواستند
که من موضوع را به اطلاع فرشاد برسانم ....
۴- با باز شدن فضا برای برقرای تماس . افراد زیادی با فرشاد ارتباط تلفنی + امیلی
برقرار کردند .
۵-چندین بار امریکأیها به نقش فدراسیون و مشخصا فرشاد أعتراف کرده بودند .
۶- بیان اخبار و وقایع کمپ از طریق کانال جدید و نشریه همبستگی به دنیای بیرون (
تنها نیرو و سازمانی بود که از حق ما دفاع میکرد )
۷- برقرای تماس با خانوادههای ما و در جریان گزا شتن آنها از وضعیت ما .
۸- نقشی بسیار فعال در حمایت از اعتصاب یکپارچه در سال ۱۳۸۶ در کمپ ( ۵ ماه طول
کشید )
۹- بالا بردن روحیه مقاومت در مقابل زرگویهای امریکأیها و حمایت مستمر از
خواستهها ی به حق ما . که منجر به بهبود وضعیت در کمپ شد .
۱۰-با نقشی که فدراسیون در کمپ به عهده گرفته بود .. حرف اصلی در رابطه با حقوق
ما را فدراسیون میزد و جائ برای نقش عناصر مزدور جمهوری اسلامی نمیگزا شت(
خوشبختانه دیگر آنها نمیتوانستند فدراسیون را به مجاهدین بچسبا نند )
۱۱- دفاع و به عهد ه گرفتن وکالت ۳ نفر از کسانی که امریکأیها نمیخواستند آنها از
سازمان ملل پناهندگی بگیرند ( و سر انجام پناهندگی گرفتند ) .
۱۲- با فعالیتها و افشاگریهای فدراسیون در رابطه با کمپ حتی مجاهدین را وادار
کردند راجع به این پدیده حرف بزنند ( که البته بیشتر ما را کوبیدند و هیچگونه کمکی
نکردند ) .
۱۳- برقراری مصاحبه تلویزیونی با نفرات در کمپ . حتی با تلویزیون تیشک .
( که مربوط به حزب دمکرات کردستان هست ) مصاحبه ترتیب دادند .
*** ابعاد فعالیتها و نقش فدراسیون + حزب در کمپ بسیار زیاد بود و مطمئن هستم باید
بیشتر پیرامون آن حرف زده شود ( امیدوارم دوستان من از آن سخن بگویند )
موفق باشید |