بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

جامعه و کانال جدید

8 مارس، چه باید کرد؟

الیا تابش

 

 

جامعه و کانال جدید :

 

درحالیکه حدود 2 هفته به 8مارس باقی مانده  فضایی بسیار ملتهب و اعتراضی برجامعه ابران حکم فرماست . در جنبش کارگری اعتراض و مبارزه هرروزه  به یک بخش جدایی ناپذیر این جامعه  تبدیل شده است. معلمان  به صورت مشخص در روزهای اخیر گامی مهم به جلو بسوی رادیکالیسم برداشتند به نوعی‌ مبارزهٔ خود را وارد عرصه جدیدی کردند. فضای دانشگاهها هم که مدتهاست اجازه نداده جمهوری اسلامی هفته‌ای رنگ آرامش را به خود ببیند. علی الخصوص این روزها رژیم سعی‌ کرد با پروژه هایی نظیر دفن "شهدای" کذایی و برگزاری نوحه و دعا خوانی توازن قوا را به نفع خود تغییر دهد.اما دانشجویان با تمام قوا ایستادند و علی‌ رغم تهدید، احضار، بازداشت و دیگر اعمال سرکوبگرایانه بسیج و حراست و دیگر عوامل دست نشانده رژیم  در دانشگاه عقب ننشستند. هر چه این حکومت بیشتر تقلا می‌کند ودست و پا میزند بیشتر در منجلاب فرو میرود. این شور و روحیه اعتراضی که در کلیه بخش‌های جامعه ایران وجود دارد مجبورش کرده  حتی در رسانه‌هایش هر روز دستپاچه بنویسند  ومنتشر کنند که معترضین  یک عدهٔ بسیار کمی‌ بودند، خبری نیست و ...

 

در این میان نقش حزب و خصوصا کانال جدید و تاثیر آن بر روند مبارزات مردم بسیار ملموس و قابل مشاهده است. به غیر از خط رادیکال، چپ و سوسیالیستی که بر کلیت فضا حاکم کرده است، آن چیزی که به صورت مشخص میخواهم به آن اشاره کنم نو‌عی همپارچگی و اتحاد است که که مردم میان اعتراضات و خواسته های خودشان حس میکنند . درست است که به نوعی این مسئله همیشه وجود داشته اما امروز به نظرم شکل عمبق تری از آن در حال شکل گیری است. به نظر من این فرم جدید زائیده یک مسئله مهم است . زائیده اینکه "نه"مردم  به این حکومت دارد عمیقتر میشود و در حقیقت با عمیق تر شدن این "نه"، حس  اتحاد و یکپارچگی میان مردم هم   قوی تر میشود  و باز به نظرم مسئله مهم تر اینکه این "نه" به حکومت زمانی عمقی که به آن اشاره کردم را میابد که حول یک حزب رادیکال و پر قدرت شکل بگیرد . حزبی ای که در شرایط ملتهب امروز کالیبر بالای سیاسی اش منتج به این میشود که هم "نه" مردم را به حکومت موجود نمایندگی می کند وهم  به عنوان آلترناتیو کل اوضاع موجود ظاهر میشود. حزب کمونیست کارگری ایران امروز دارد این کار را میکند این اواخر هر کسی‌ که با تلویزیون کانال جدید تماس می‌گیرد حمایت خود  را از تمام بخشهای معترض جامعه بیان میکند. برای مثال موضوع برنامه ای حمایت از اعتصاب معلمان است اما مردم تماس میگیرند و اعلام میکنند که نه تنها از معلمان حمایت میکنند بلکه از اعتراضات دانشجویان، کارگران ، پرستاران و .. هم همینطور. امروز مردم از داخل ایران به کانال جدید ، تلویزیون این حزب زنگ میزنند و یکدیگر را به حمایت از مبارزات  یکدیگر و متشگل شدن زیر پرچم این حزب فرا میخوانند .

 

8 مارس، چه باید کرد :

 

یک بخش  از مبارزات جامعه بر علیه حکومت ، اعتراضات و جنبش اعتراضی  زنان است  مسئله ای  که هر روزه به هر گوشه جامعه که نگاه کنید وجود دارد و جاری است وسرکوب و عقب راندن آن امروز به یکی‌ از بزرگترین دغدغه‌های جمهوری اسلامی تبدیل شده است . بخش زیادی ازنیروهای سرکوب رژیم  تقریبا هر روز مشغول این مساله هستند. از رادیو و تلویزیون  و روزنامه تا نیروی انتظامی‌ ، امام جمعه ها  و ..

هنگامی که ازجمهوری اسلامی حرف میزنید با رژیمی‌ طرف هستید که مشخصا مسالهٔ سرکوب زنان در تمام جزئیات قوانین وعملکرد 30 ساله اش  یک رکن همیشگی و بنیادین  بوده ، دستوری است که همیشه روز و در صدر است و نیرو، هزینه و انرژی زیادی را صرف این مساله می‌کند. 8 مارس روز جهانی زن، در ایران نیز ظرف و نماد خواسته های رادیکال ،چپ وپیشرواین جامعه بوده است . اولین 8 مارسی که بعد از سر کار آمدن جمهوری اسلامی برگزار شد در اعتراض به حجاب اجباری که خمینی دستور آن را صادر کرده بود صو رت گرفت. با روی کار آمدن حکومت اسلامی جنبش زنان در ایران که تا آنروز با خواست آزادی و برابری به میدان آمده بود  به شدت مورد سرکوب و حمله رژیم اسلامی قرار گرفت و سعی کرد تا این جنبش را در نطفه خفه کند. 8 مارس  تاریخا متعلق به چپ جامعه بوده  است ودقیقا به خاطر سنتی که با خود داشت رژیم به عناوین مختلف سعی کرد این روز و خواسته ها و مطالبات رادیکالی که به دنبال خود داشت را حذف کند. از تلاش برای قالب کردن روز فاطمه زهرا به عنوان روز زن گرفته تا به ضرب پونز و اسید حجاب سر زنان کردن و .... به همین دلیل هم 8 مارس به عنوان یکی از نقاط پر اهمیت در کنار دیگر نقاط مبارزات زنان قرار میگیرد.

  اما بعد از 30 سال سرکوب و شکنجه و آزارو اذیت زنان، جمهوری اسلامی نه تنها نتوانسته فرهنگ اسلامی و ارتجاعی خود را بر جامعه حاکم کند بلکه همانطور که در بالا هم اشاره کزدم امروزاعتراضات زنان در ایران تبدیل به یکی از بزرگترین مشکلات و معضلات رژیم شده است. از قوانین ضد زن تا فرهنگ عقب مانده مرد سالار ، محرومیت ازاشتغال و تحصیل به هر بهانه ای  تا جدا سازیهابی جنسی  و تا همین حجاب و پوشش اسلامی هیچکدام را نتوانسته در در جامعه به زنان تحمیل کند.

 در دانشگاهها ،مدارس و ادارات، در خیابانها ، مراکز خرید و دیگر اماکن عمومی این مبارزه به صورت تنش و جدالی هر روزه میان مردم و حکومت درجریان است. در هر مکانی که به دنبال این مسئله درگیری میان مردم و نیروهای سرکوب رژیم صورت گرفته به انواع مختبف مردم بیزاری خود را از این حکومت ابراز کرده اند.  8 مارس یکی ازروزهایی است که میتوان به صورت سازمانیافته و متشکل این اعتراض را بیان کرد.

خیلی فشرده و خلاصه میتوان گفت  8 مارس امسال باید خصوصیات زیر را داشته باشد :

 (با توجه به تحولاتی که جامعه پشت سر گذشته و پیش رو دارد) میبایست ۸ مارسی اجتماعی ، توده ای و سیاسی باشد. بایست مراسم و تجمعات را به خیابانها کشاند و توده وسیع مردم را در آن دخیل کرد. در حالیکه در بخش‌های مختلف جامعه سوسیالیسم به عنوان خواست مردم مطرح میشود در این روز هم باید سوسیالیسم را به عنوان یک خواست محوری مطرح کرد.

۸ مارس امسال بایست سرخ ، سوسیالیستی و علیه هر گونه آپارتاید جنسی‌ باشد. باید  علیه طرح ارتقا امنیت اجتماعی و دیگر طرح‌های نظیر این وعلیه حجاب به میدان آمد.

خواست آزادی زندانیان  سیاسی  بایست در این روز مطرح شود. باید اعتراض کرد به وضعیت  اقتصادی وفقر حاکم بر جامعه. در هر مراسم و تجمعی باید بیانیه صادرکرد و ضمن آوردن نکات بالا در آن هر گونه تبعض و نابرابری ، اعدام و سنگسار را محکوم کرد.


بازگشت به صفحه اول