| نبرد مسلحانه ، هم استراتژى هم تاکتيک |
|
اقبال نظرگاهى
بقول آرش کمانگر: "سخن گفتن از-مبارزه مسلحانه هم استراتژى هم تاکتيک - همانقدر اشتباه است که سخن گفتن از - عدم خشونت هم استراتژى هم تاکتيک - . جنگ ، ترور، کشت وکشتار ،قتل وعام ، اعدام وخشونت نه فقط تاکتيک که استراتژى اسلام ، حکومتهاى اسلامى وسازمانهاى اسلامى بوده وهست . نيازى نمى بينم از قران وسنت نبوى ، از تاريخ ..١٤ ساله حکومتهاى اسلامى ويا از سازمانها وباندهاى فاشيستى اسلام در سراسر کشورهاى اسلام زده نامى ببرم ، هر کس خلاف اين را اگر ميتواند ثابت کند. اسلام دين انسان کشى وجنايت عليه انسان به معناى واقعى آن ، تصور کنيد چنين دستگاه مخوفى در حاکميت باشد. جنايتى وجود ندارد که جمهورى اسلامى از آن ابا کرده باشد. امروز سرنگونى آن مسئله خيليها شده. اما جامعه ايران يعنى کل مردم صاحب اصلى اين امر مهمند. اراده بخشهاى مختلف مردم براى سرنگونى به صدها شکل وشيوه وجود داشته وکماکان درجريان است . نبرد مسلحانه يکى از آن شيوهاست که مورداستفاده بوده و قرارخواهد گرفت . اما اين شيوه فقط يک وسيله ، يک ابزار ويک تاکتيک است که مردم عليه استراتژى سرکوب وبراى سرنگونى رژيم به آن دست ميزنند. مبارزه مسلحانه نميتواند استراتژى مبارزاتى مردم را تشکيل دهد چرا که شيوه هاى ديگرى نيز همواره در دسترس است. مقاومت مسلحانه مردم درکردستان درسال٥٨ در دفاع از انقلاب ايران عليه ضد انقلاب اسلامى تازه به قدرت رسيده به رهبرى کومله يک تاکتيک بود، چنين نبود که کومله از قبل استراتژى جنگ مسلحانه راعنوان وسپس نيروى مسلح سازمان دهد وآن راتنها راه مبارزه با جمهورى اسلامى بداند. خود مردم که پادگانهاى شاه را خلع سلاح کرده بودند از آن عليه خمينى استفاده کردند .اين تاکتيک امروز در جريان نيست اما تاکتيکهاى ديگرى از سوى مردم بکار ميرود مثلا سوزاندن چادر اسلام در روز زن . اما ممکن است همين فردا مردم نبرد مسلحانه را از سر گيرند. من ميگويم مبارزه مردم عليه جمهورى اسلامى به انواع مختلف در جريان است ونبرد مسلحانه يک نوع آنست که بايد توسط خود مردم بکار گرفته شود . آقاى کورش عرفانى ميگويد:" مبارزه مسلحانه راديکال توأم بافداکارى يگانه طريق شکستن قفل روانى حاکم بر ميليونها ايرانى است." ايشان ميدان اصلى مبارزه را نبرد قهر آميز ميداند( کردستان اولين استان آزادکشور؟) در اين مطلب ايشان نبرد مسلحانه رابه معنى ومفهوم استراتژى مبارزاتى بکار برده بود. ودرمطلب دوم (نبرد مسلحانه بعنوان تاکتيک درخدمت استراتژى ) پاسخى به انتقاد من نداده است بلکه جوابيه خوبى براى جناب على کشتگر نوشته است. کشتگر يکى از دوم خرداديهاى خارج از ايران است که اخيرا پرچم جمهورى خواهى اکبرگنجى را هوا کرده وفرمايشاتى زيرعنوان : "جنبش عدم خشونت هم استراتژى هم تاکتيک " بيان کرده است. آقاى کشتگر بااستراتژى عدم خشونت وآقاى عرفانى بااستراتژى نبرد مسلحانه (درحاليکه هر دو به يکسان از تاکتيک بعنوان يک لغت تاکتيکى استفاده کرده اند) از جنبش مردمى براى سرنگونى جمهورى اسلامى بدور هستند. آرش کمانگر درپاسخى که به کشتگر داده است مينويسد :"قهر يا عدم قهر درمراحل گوناگون يک جنبش صرفا بيانگر تاکتيک هستند که ممکن است بکارگيرى يا عدم توسل به آن درمقطع سياسى ومبارزاتى مشخصى ، درست يانادرست باشند. ...اصولا يک تاکتيک درست به شدت با درجه توده گيرشدن آن ملازمه دارد وهرگاه مردم ايران آمادگى آن راداشته باشند بايد به زور اسلحه هم که شده اين رژيم راساقط نمود. "
آقاى عرفانى در مطلب دوم مينويسد :"بعنوان تاکتيک ونه استراتژى مبارزه لازم است که يک نيروى مسلح وفداکار به دفاع از تجمعات اعتراضى مهم بپردازد و..." اگر واقعا چنين است پس استراتژى شما چيست؟ ارتش آزاديبخش ملى وسازمان متبوع شما وايدئولوژى حاکم بر سازمان چه استراتژى اى به جز نبرد قهر آميز دارد؟ اين را تاريخ سى ساله سازمان مجاهدين نيز ميگويد. خود لغت مجاهد يعنى بکش وکشته شو . عينا همانطور که براى کشتگر"عدم خشونت "يک نوع استراتژى وهدف است ، براى آقاى عرفانى نيز مبارزه مسلحانه يک استراتژى وهدف است. آنان اين دو شيوه از مبارزه که همچون تاکتيکى مورد استفاده مردم بوده وخواهد بود، بعنوان يک اصل مقدس واسترتژى تخطى ناپذير در آورده اند . و هر يک روش ديگرى را نفى کرده است. آرش کمانگر در پاسخ به کشتگر مينويسد :"... کسى که تاکتيکهاى غير قهر آميز رابه يک فضيلت استراتژيک تبديل ميکند، عملا نه تنها به رواج فرهنگ مدرن وعدم خشونت در جامعه کمک نميکند، بلکه به "خشونت اصلى " (رژيم ) امکان ميدهد که به معجزه سر نيزه ايمان آورد." ميشود همين اشاره را براى آقاى عرفانى بکار برد: کسى که تاکتيکهاى قهر آميز را به يک فضيلت استراتژيک تبديل ميکند ؛ عملا نه تنها به جنبش سرنگونى طلبى مردم در جامعه کمک نميکند ، بلکه به خشونت اصلى (رژيم ) امکان وفرصت بيشترى ميدهد که مردم واعتراضاتشان را هر چه قهر آميزتر سرکوب کند.
صد البته کورش عرفانى دربحث دوم نوشته اند که مبارزه مسلحانه براى ايشان يک تاکتيک در خدمت استراتژى است . اين بنظر من موضعى اصولى است .اما ذکر دو نکته کماکان مطرح است : يکى اينکه ايشان در بحث اول خود نبرد قهرآميز رادر جايگاه استراتژى مبارزه مردم وبعنوان تنها راه مبارزه ؛ قرار داده است ودوم اينکه اگر ميپذيرند که نبرد مسلحانه تاکتيک است پس بايد روشن کنند که استراتژى مبارزاتى از نظر ايشان چه ميتواند باشد؟ " هدف من زير سوال بردن جنبش اجتماعى وقيام مردمى براى سرنگون سازى ازطريق يک نبرد مسلحانه ... نيست ." خوب اين جمله بسيار متينى است اما ايشان در هر دو بحث خود اصلا از اين جنبش اجتماعى وقيام مردمى که قائدتا بايد استراتژى مبارزاتى را از نظر ايشان تصوير کند نپرداخته اند. آقاى عرفانى جمله متين ديگرى دارند: "هدف اين تاکتيک عبارتست از پر هزينه کردن سرکوب اعتراضات براى رژيم . يعنى هر چه دشوار کردن انتخاب سرکوب بعنوان يگانه راه برخورد با تجمعات صنفى معترض . " اين سياست دو نقطه ضعف دارد يکى ، پرهزينه کردن سرکوب اعتراضات براى رژيم از طريق نبرد مسلحانه، که در واقع نقطه عظيمت بحث کورش عرفانى است ، عينى و واقعى نيست . اين کار را ميشود از راههاى ديگرى که مردم از آن خسارت کمترى متحمل شوند کرد. اما اينکه واقعى نيست يعنى رژيم فاشيست اسلامى بنا به تاريخ ٢٤ ساله از صرف هيچ ميزان هزينه مالى ، انسانى و سياسى براى بقاى خود ابا ندارد. در طرح نبرد مسلحانه اين مردم هستند که هزينه بيشترى ميپردازند. دوم، تجمعات اعتراضى مردم در تک تک شهرهاى ايران کجا وعمليات مسلحانه در کردستان کجا ؟ کورش عرفانى تکرار ميکند: "براى چنين امرى استان کردستان رابه دليل حضور نيروهاى سياسى داراى نفرات مسلح از ساير مناطق براى آغاز اين جنبش مسلحانه تدافعى وحمايت گرايانه مناسبتر از ساير نقاط کشور مى دانم ." اين تاکتيک يک جنگ داخلى و شروع سناريوى سياه فروپاشى بنيانهاى اجتماعى را به ذهن من مياورد. در ضمن آقاى عرفانى به اشارهء من که اميد بستن به احزاب مسلح در کردستان براى تشکيل ارتش آزاديبخش واقعى نيست ، پاسخى نداده اند تا مرا از بدبينى درآورند. نيروهاى مسلح در کردستان دو بخشند: نيروهاى کمونيست ونيروهاى ناسيوناليت -حزب کمونيست کارگرى برداشت متفاوتى از نبرد مسلحانه داردو حزب کمونيست ايران حداقل در تشکيل ارتش آزاديبخش شرکت نخواهد کرد. حزب دموکرات کردستان امروز يا فردا به توافقاتى با جمهورى اسلامى ميرسد و سازمان زحمتکشان تا مقطع آزاد سازى کردستان همکار صادق ارتش رهايبخش ملى خواهد بود سپس بدنبال تشکيل دارالاماره کوردى خود خواهد رفت . خيلى روشن کمونيستها نميان و ناسيوناليستها تا نصف راه يار وسپس دشمن خواهند بود اين راحتما کسانى که دو دهه در کردستان و عراق بوده اند وکار کرده اند بايد بهتر از من بلد باشند در نتيجه حساب باز کردن روى همان مقطع همکارى وسپس خدا بزرگ است چيزى جزتدوين همان سناريوى سياه نخواهد بود. ونيز اشاره کردم که نيروهاى مسلح کردستان عراق نوکر قديمى و اخيرا مخلصانه جمهورى اسلامى هستند که به اعتقاد من نه فقط در جهت سرنگونى ج .ا. نبايد باهاشان حسابى کرد بلعکس بايد مواظب بود از پشت سر حمله نکنند. آقاى عرفانى بدون هر اظهار نظرى دراين مورد مهم باز هم پيشنهاد ميکند که "هرسازمان وگروه ،نيروها ونفراتش رادر خارج ازکشوربا برنامه ريزى وشناخت کامل از محيط بتدريج به منطقه منتقل کرده وفعاليتهايش رادر کردستان آغاز کند." "بياد آوريد احتمال موفقيت ارتش آزاديبخش براى رژيم ودستور بمباران شيميايى کرمانشاه توسط رفسنجانى به هنگام عمليات فروغ جاويدان ." اين جمله از خود آقاى عرفانى است که بايد در پاسخ به خودش گفت. اگر فرضا ارتش آزاديبخش سنندج ومهاباد راهم تصرف کند وقبل از اينکه خودش را به تهران برساند آيا اين شهرها بر سر مردم وارتش آزاديبخش خراب نخواد شد؟ حالا شيميايى نه بمباران وتوپ باران نخواهد شد؟ از جمهورى فاشيست اسلامى انتظار نميرود درحين سقوط خود به هر جنايتى ودر هر سطحى دست بزند؟ روز بعد يک پاسدار را دستگير ميکنند که خودسرانه اين دستور را داده ، حال آنکه اين دستور امروز در کشو تخت رفسنجانى و خامنه اى است . اينکه مينويسيد: "تصور تسليم نظام در مقابل فشار مدنى و ناممکن وناکافى بودن مبارزه کردن از طريق راديو وتلويزيون ونشريه ." من هم با شما موافقم ولى اين نبرد مسلحانه از يک استان به استان ديگر را توجيه نميکند. راستى آقاى عرفانى " جامعه اى با ويژگيهاى امروز ايران " منظورتان چيست ؟ چه ويژگيهايى در امروز ايران هست که نبرد مسلحانه را به تنها طريق مبارزه تبديل ميکند؟ آن بن بستى که براى خروج از آن بايد نبرد مسلحانه را شروع کرد چيست ؟
آقاى عرفانى استرتژى شما مبارزه مسلحانه است : "مبارزه مسلحانه در کردستان کمک خواهد کرد تا پتانسيل مبارزه مسلحانه که دربسيارى از استانهاى کشورخود را نشان داده است به صورت بالفعل در آيد وکار محاصره رژيم در کل کشور آغاز شود ." زبان شما استراتژى مجاهد است .صريح باشيم . شما صراحتا على رغم يک واقعيت که حتى آقاى کشتگر هم به آن اذعان دارد ميگوييد. وآن اينکه در بدنه نيروهاى مسلح نارضايتى هست و استراتژى سرکوب رژيم نميتواند در برابر موج گسترده اعتراضات واعتصابات مردم تداوم يابد. چنانچه استراتژى مبارزه ، مبارزه مسلحانه باشد اين خدمت ميکند به انسجام هر چه بيشتر در درون نيروهاى نظامى رژيم ، نارضايتى آنها را اگر از بين نبرد به سکوت ميکشاند. مبارزه مسلحانه وسيله اى بدست رژيم ميدهد که بر بحران روانى يا مشروعيتش در ميان نيروهاى نظامى فائق آيد. بقول کشتگر بهترين فرصت را براى توجيه سرکوب وانسجام نيروهاى سرکوب فراهم ميسازد. البته سرنگونى رژيم يک هدف مقدس هر انسان شريف وآزاديخواه است اما روش سرنگون کردن مهم است. نميتوان به هر قيمتى به آن مبادرت کرد. دورنماى سرنگونى رژيم از طريق براه انداختن جنگ داخلى با آغازى بس آسان و پايانى نامعلوم يعنى مردم را از زندان رژيم به جهنم جنگ جريانات ودستجات قومى واسلامى سوق دادن. خطر جنگ داخلى ميان شاخه هاى انشعابى از آخوندها با نيروى نظاميشان از يک سو وناسيونال فاشيستهاى رنگارنگ از سوى ديگر ونيز با يکديگر احتمالى بس جدى در روزهاى فروپاشى جمهورى اسلامى خواهد بود. طرح نبرد قهرآميز ميتواند در راستاى اين سناريوى قريب الوقوع باشد. صداى پاى مردم هردو جناح رژيم را به وحشت انداخته، جنبش خلاصى فرهنگى جوانان وزنان ، جنبش کارگرى ، جنبش مردم ناراضى ومعترض در يک کلام جنبش کمونيسم کارگرى امروز در جريان است ورژيم واسلام وسرمايه دارى رابه مصاف طلبيده است . بايد به هر نحو ممکن اين جنبش را تقويت کرد. مبارزه نظامى نيز ميتواند وبايد روز خودش وتوسط مردم بکار گرفته شود. کسى که وارد صحنه سرنگونى شود در صحنه بناى دولت بعدى هم خواهد ماند ، سرنگونى رژيم بايد توسط شوراهاى مردمى وارتش کارگرى صورت گيرد ودولت آينده از شوراهاى مردمى با حمايت ارتش غيرحرفه اى مردمى تشکيل شود. فقط چنين دولتى است که ميتواند احزاب ، سازمانها ، ملى چيها ، قوم پرستان ، اسلام چيها وهمه را خلع سلاح کند و از جنگ داخلى جلوگيرى ويا سريع به آن خاتمه دهد.
نبرد مسلحانه تاکتيک واستراتژى سازمان مجاهدين خلق(هاى)ايران براى کسب قدرت است .کردستان ونيروهاى خوب مستقرشده در آن قرار است وسيله اى درخدمت ارتش آزاديبخش ملى باشد . ارتشى که در فرداى سقوط رژيم بايد ضد خودش عمل کند يعنى ملت ها را ساکت کند پس لاجرم به قدرت هم تکيه ميزند . فى الحال کشورهاى منطقه هم توسط نوعى ديکتاتورى نظامى اداره ميشود.
از خود ميپرسم آيا جنگ رو در رو باسپاه وارتش ج.ا. در کردستان به بسط انقلاب ايران کمک ميکند؟ آيا به رشد وضعيت انقلابى ومردم کمک ميکند؟ مثلا جنبش زنان وجنبش سکولاريستى از اين جنگ محلى نفع ميبرد يا زيان ؟
زنده باد جنبش اجتماعى براى ساختن يک دنياى بهتر
|