|
کومه له، ناسيوناليسم کرد و جنگ آمريکا بر عليه عراق [کومه له در يک مقطع سرنوشت ساز ديگر]
|
|
محمود قزوينى موضع گيرى کومه له را نميشود فقط بر اساس موضع گيرى آنها در مقابل حمله آمريکا به عراق سنجيد و تحليل کرد. کومه له بر خلاف جريانات اصلى ناسيوناليسم کرد که خود را به سياستهاى آمريکا آويزان کرده اند و دوست دارند نقش پياده نظام ارتش آمريکا را بازى کنند، تهديد جنگى آمريکا عليه عراق را محکوم کرد. اما اين اصلا کافى نيست. نه تنها کافى نيست بلکه اين موضع گيرى براحتى ميتواند همانند دور اول جنگ خليج، با کشيده شدن ماجرا به کردستان به کلى تغيير کند و ابراهيم عليزاده و صلاح مازوجى دوباره خود را پشت سر مام جلال بيابند و قطعنامه اى به حمايت از مام جلال و بارزانى از دفتر نمايندگى کومه له بيرون بيايد. ( صلاح مازوجى از حاميان چنين قطعنامه اى در جنگ اول خليج بوده است که ابراهيم عليزاده هم با آن همراهى ميکرد) ناسيوناليسم کرد در ماجراجويى هاى آمريکا از محاصره اقتصادى تا لشکرکشى و جنگ در کنار دولت آمريکا قرار داشته و دارد و بيشتر از آن در کنار هارترين نيروهايى در دولت آمريکا ايستاده است که خواهان عملياتى هستند که نابودى کامل کشور عراق برايشان ارزان و کم است. کومه له داراى مناسبات دوستانه و حتى حمايت بخش با نيروهاى ناسيوناليست کرد در عراق است و نميتواند به طور واقعى هم جنگ بر عليه عراق را محکوم کند و هم به مناسبات دوستانه و حمايت آميز خود با نيروهايى که آتش بيار اين معرکه اند و خود نه تنها از حاميان بلکه از نيروهاى درگير اين جنگند ادامه دهد. اگر کومه له در اين موضع گيرى خود بر عليه حمله آمريکا جدى باشد، حتما بايد با نيروهاى طرفدار جنگ آمريکا و کسانى که به عنوان سرباز و جاسوس به خدمت CIA و پنتاگون در آمده اند کلاهش توهم رود. کسى که از منطقه کردستان در باره جنگ حرف ميزند و آن را محکوم ميکند بايد به موضع گيرى احزاب ناسيوناليسم کرد هم بپردازد و آنها را هم در جاى خود محکوم کند. کومه له چنين نميکند و به اين ترتيب نه فقط موضع درست و منسجمى در باره جنگ و حمله نظامى آمريکا نميگيرد بلکه چنانکه خواهيم ديد تناقض ناشى از تعلقات ناسيوناليستى خيلى سريع از پشت موضع ضد آمريکايى اش بيرون ميزند. موضع گيرى جانبدارانه کومه له در قبال احزاب ناسيوناليست کرد به هيچ وجه توجيه پذير نيست. ابراهيم عليزاده در مصاحبه اى با نشريه جهان امروز به جاى حمله به احزاب ناسيوناليست کرد، به آمريکا انتقاد ميکند که تلاش ميکند احزاب ناسيوناليست کرد را خنثى کند و از تاثير آنها بکاهد. ابراهيم عليزاده ميگويد: ... «رهبران آمريکا اين روزها در اين مورد در رسانه هاى عمومى و حتى در محافل ديپلماتيک هم بسيار محتاطانه صحبت ميکنند. اما در کردستان مساله ملى و نيروهاى مادى واقعى وجود دارند که دولت آمريکا ناچار است آنها را به حساب بياورد. براى آمريکا مساله کرد و حتى احزاب سياسى حاکم در کردستان، تسهيلاتى براى پيشبرد نقشه او به حساب نميايند. بلکه برعکس از نظر آمريکا اينها مشکلاتى هستند که بايستى محترمانه خنثى شوند. از نظر دولت آمريکا از هم اکنون بايد جلوى افزون طلبى هاى احتمالى فرداى اين نيروها را چه در مورد شکل حکومت محلى شان و چه در زمينه گسترش مناطق نفوذشان و نيز رقابتهاى مابينشان را گرفت.....» وقتى مسئله جنگ آمريکا بر عليه عراق به مساله ملى کرد پيوند ميخورد، ديگر همه چيز نزد ابراهيم عليزاده عوض ميشود. انتقاد به آمريکا ديگر به اين خاطر صورت ميگيرد که در اين جنگ، حل عادلانه مساله کرد را در دستور ندارد و احزاب کردى را آنطور که بايد تحويل نميگيرد و ميخواهد آنها را زمينگير کند و سهم واقعى شان را به آنها نميدهد و جلوى زياده رويشان را ميگيرد. اين انتقادها ممکن است نارضايتى ها و غرولندهاى مام جلال و بارزانى در مطالبه سهم خواهى شان جهت کمک به نيروهاى آمريکا باشد. اما نميتواند از جانب يک منتقد جنگ آمريکا بر عليه عراق بيان شود. او براى حفظ دوستى کومه له با نيروهايى که قرار است در کشتار مردم عراق همه مرزها را درنوردند، از گل به آنها نازکتر نميگويد و با کاربرد لفظ محترمانه احزاب سياسى حاکم بر کردستان، و طرح روياها و مطالبات ناسيوناليسم کرد در اين جنگ، آشکارا ميکوشد که جانب دوستى احزاب ناسيوناليست را نگهدارد. يک مقايسه موضع گيرى ناسيوناليسم کرد در حزب کمونيست ايران در سال ٩١ با کومه له امروز ميتواند براى کسانى که قبلا رفتار اين ناسيوناليسم را در جنگ خليج نديده اند و تجربه نکرده اند آموزنده باشد. از ابراهيم عليزاده در آن زمان مطلب و نوشته اى در دست نيست و او اساسا در آن زمان پشت سر خط ناسيوناليستى عبداﷲ مهتدى قرار گرفت. اما مقايسه حرفهايى که عبداﷲ آنزمان زده است با موضع گيريهاى عليزاده امروز جالب خواهد بود. عبداﷲ مهتدى در آن زمان به دليل عضويت در يک حزب کمونيستى که رهبرى آن کوچکترين گذشتى در مقابل ناسيوناليسم نداشت، خود را ملزم ميديد که به ناسيوناليسم کرد انتقاد نيم بندى داشته باشد. وقتى حرفهاى آن روز عبداﷲ مهتدى را در کنار موضع گيرى هاى امروز عليزاده قرار دهيم، موضع گيرى هاى عبداﷲ هنوز به نظر راديکال و کمونيستى ميايد. با اين همه آن مواضع به عنوان مواضع ناسيوناليسم کرد مورد نقد قرار گرفت و تاريخ هم به روشنى داد که حق با رفيق منصور حکمت بود که با تيزبينى مواضع ناسيوناليستى اتخاذ شده توسط مهتدى را که مورد حمايت عليزاده و يارانش نيز بود، از شبه عبارت هاى ضد امپرياليستى و سوسياليستى بيرون کشيد و عيان کرد. عبداﷲ مهتدى، عليرغم دادن قطعنامه پشتيبانى از طالبانى و بارزانى در آنزمان به دليل عضويت در حزب به ناچار به ناسيوناليسم انتقادات نيم بندى ميکرد و مينوشت ناسيوناليسم سير انحطاط را طى ميکند «.. ناسيوناليسم کرد در سالهاى اخير سير انحطاط هر چه بيشترى پيموده و بيش از هر زمان افق سياسى و استراژى خود را بر مبناى معامله با امپرياليسم و جدايى و تناقض با منافع توده هاى زحمتکش قرار داده است....» (کارگر امروز شماره ١٣) اما ابراهيم عليزاده امروز هيچ ضرورتى نميبند تا به عملکرد ناسيوناليسم در اين جنگ بپردازد و کوچکترين انتقادى به عملکرد جريانات ناسيوناليستى ندارد با اينکه شخصا يک دهه حاکميت تحميلى نکبت بار اين احزاب بر مردم تحت ستم و رنجديده و آزاديخواه کردستان عراق را از نزديک شاهد بوده است. جنگ، ناسيوناليسم کرد و «حل عادلانه مسئله کرد»! ابراهيم عليزاده ادعا ميکند که آمريکا در اين جنگ قصد حل عادلانه مستله را ندارد و براى همين نيروها و احزاب کردى را به بازى نميگيرد. آيا عليزاده ميتواند براى دوست بغل دستى اش توضيح دهد که چرا آمريکا نميتواند در طرح خود نيروها و احزاب کردى را به بازى بگيرد. اولا احزاب سياسى حاکم بر کردستان قبلا از اينکه معلوم باشد که آمريکا ميخواهد چگونه و تا چه حد آنها را به بازى بگيرد، خود به خدمت کامل ارتش آمريکا در آمدند و اميد خودشان را به قساوت هر چه بيشتر نظاميان آمريکا در به نابودى کشيدن همه چيز در عراق بسته اند. در دور اول جنگ خليج هم احزاب ناسيوناليست کرد که شما تحت رهبرى عبداﷲ مهتدى خواهان حمايت از آنها بوديد، همين کار را کردند و مردم کردستان را قربانى معاملات و اميدهاى واهى خود کردند. ميتوانيد بگوييد چرا اين نيروها دو باره نميتوانند مساله کرد را دستمايه اميدها و بند و بست هاى خود سازند و مردم کردستان را در کنار سربازان آمريکا قرار دهند. مگر باندهاى طالبانى و بارزانى دنبال چه هستند که آمريکا نميخواهد آنها را به حساب بياورد. ميگوئى اينها نميتوانند نقش نيروهاى ائتلاف شمال در افغانستان را به عهده بگيرند، چون آمريکا بايد از هم اکنون در فکر جلوگيرى از افزون طلبى!! احتمالى فرداى اينها چه در شکل حکومت محلى شان و چه در زمينه گسترش مناطق تحت نفوذشان و نيز رقابتهاى مابين شان باشد. مگر اين فاکتورها در افغانستان وجود نداشت؟ مگر آمريکا نميبايست در افغانستان در فکر خنثى کردن افزون طلبى برخى و رقابتهاى مابين شان باشد؟ تامل در باره شکل حکومت محلى آتى باندهاى ناسيوناليست حاکم بر کردستان هم براى آمريکا آنچنان مشکل زا نيست که موجب شود تا مزدوران حاضر و آماده به اين خوبى را کنار بگذارد و از بخدمت گرفتن آنها چشم بپوشد. تازه اينها نشان دادند که براى کمترين غنيمت جنگى حاضرند، بيشترين خدمات را بدهند. براى آمريکا هدفى که پيش رو دارد آنقدر بزرگ و وسيع است که حتى خواست حکومت خودمختار ناسيوناليستها بتواند ضميمه اين هدف و لشکرکشى گردد. وقتى آمريکا با قلدرى در مقابل تقريبا تمامى جهان دارد به اين جنگ دست ميزند، جنگى که براى خود سردمداران آمريکا نيز کاملا روشن نيست که چه نتايج منطقه اى و جهانى در پى دارد، مسلما سهم خواهى احزاب کردى مانع از آن نميشود که آمريکا بخواهد از آنها در اين جنگ استفاده کند. در اين جنگ احتمال نابودى کشور عراق و يوگسلاويزه شدن آن به عيان جلوى چشم سردمداران آمريکا قرار دارد و به آن بى اعتنا هستند، آنوقت از انداختن يک تکه استخوان جلوى طالبانى و بارزانى خوددارى ميکنند. تازه گذشته از هر تحليلى، از لحاظ فاکتى هم بعيد است ابراهيم عليزاده، با آن درجه حساسيت و سمپاتى آشکار که به سرنوشت "افزون طلبى" اين احزاب دارد، از پيام شادباش اخير کولين پاول به آنها به مناسبت بازگشائى "پارلمان" کذائى شان بيخبر مانده باشد. در ادامه ابراهيم عليزاده ترديدها و دودلى هاى احزاب ناسيوناليست کرد را مبنى بر اينکه آيا واقعا با توجه به نقشى که در کشتار مردم عراق به عهده ميگيرند چيز قابلى مانند خودگردانى و يا خودمختارى به عنوان غنيمت جنگى نصيب آنها ميشود، به عنوان ترديدها و دودليهاى مردم کردستان مينويسد و ميگويد مردم کردستان نسبت به اهداف آمريکا ترديد دارند. گويا مردم کردستان وارد مراودت با پنتاگون و CIA شده اند «.... البته در ميان مردم کردستان عراق هم ترديدهاى عميقى نسبت به اهداف آمريکا هست و حالت انتظار توام با نگرانى در ميان کردستان عراق وجود دارد که با نزديک شدن خطر حمله احتمالى آمريکا به عراق اين نگرانى رو به افزايش است..» روشن است که اين گزارش ابژکتيف يک ژورناليست از روحيات مردم به هنگام جنگ نيست و عليزاده در اين مصاحبه هم هيچ جا در باره روحيات مردم عراق و کردستان عراق به گزارشگرى ابژکتيف نپرداخت. اين فقط بيان ترديدهاى احزاب ناسيوناليست کرد عراقى در باره سهمشان (نه آنطور که عليزاده بيان ميکند اهداف آمريکا در جنگ) و اينکه چيز دندان گير و چرب و نرمى با شرکت در اين کشتار وحشتناک گيرشان ميايد يا نه. کومه له در يک مقطع سرنوشت ساز ديگ رجنگ احتمالى آمريکا بر عليه عراق يک بار ديگر کومه له را وادار ميسازد تا دست به تصميمى سرنوشت ساز بزند. اگر کومه له هيچ تصميم تعيين کننده اى در روابط و مناسبات گرم و نزديک خود با اتحاديه ميهنى و ديگر احزاب ناسيوناليست کرد که براى قتل عام مردم عراق و دامن زدن به تخاصمات قومى و ملى آماده شده اند نزند باز هم تصميم سرنوشت سازى اتخاذ کرده است. سوالى که بار ديگر بالاى سر کومه له چرخ ميزند اين است که آيا کومه له در اين مقطع حساس حاضر است خود را از روابط سنتى ناسيوناليسم کرد جدا سازد و هم صف با مردم آزاديخواه تمام جهان به کشتار و ويرانى در عراق و منطقه و نقش ناسيوناليسم کرد در آن اعتراض کند و به دوستى خود با آنها پشت پا بزند و يا دوستى و مراودات سنتى چندين ساله موجب ميشود تا به روابط گرم خود با نيروهاى مرتجع ناسيوناليستى ادامه دهد؟ |